۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه


عفو بین‌الملل خواستار رسیدگی به وضعیت ۹ زندانی سیاسی شد

عبدالله مومنی (راست) و احمد زیدآبادی از جمله زندانیان سیاسی هستند که وضع جسمی مناسبی ندارند
 عبدالله مومنی (راست) و احمد زیدآبادی از جمله زندانیان سیاسی هستند که وضع جسمی مناسبی ندارند
سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین بیانیه خود که روز چهارشنبه منتشر شد برای ۹ زندانی سیاسی بیمار در ایران از جمله احمد زیدآبادی و عیسی سحرخیز درخواست رسیدگی و درمان کرد و خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط آنها شد.

به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، در حال حاضر دست‌کم ۹ زندانی سیاسی در ایران هستند که با بیماری‌های جدی دست به گریبان‌اند.

عفو بین‌الملل که مقر آن در شهر لندن، پایتخت بریتانیا، است از جمله این ۹ زندانی سیاسی به نام عیسی سحرخیز، محمدصدیق کبودوند، و آیت‌الله بروجردی اشاره کرده است.

زهرا جباری، کوروش کوهکن، حسین رونقی ملکی، احمد زیدآبادی، سعید متین‌پور و حشمت‌الله طبرزدی شش زندانی سیاسی دیگر هستند که نیاز به درمان و رسیدگی پزشکی فوری دارند.

تمام این زندانیان سیاسی جز سعید متین پور، محمدصدیق کبودوند و آیت‌الله بروجردی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که اعتراضات گسترده در ایران را به دنبال داشت دستگیر و زندانی شده‌اند.

سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه تازه خود می‌گوید که این زندانیان سیاسی تنها به این دلیل به زندان افتاده‌اند که از حق طبیعی خود برای آزادی بیان و تجمعات استفاده کرده‌اند.

آن طور که در بیانیه این سازمان مدافع حقوق بشر آمده است، محمدصدیق کبودوند تنها در سال ۲۰۱۰ دو بار سکته کرده، اما از هرگز از رسیدگی پزشکی مناسب برخوردار نبوده است.

حشمت‌الله طبرزدی، مدیر مسئول سابق هفته‌نامه پیام دانشجو، نیز پس از ناآرامی‌های عاشورای سال ۸۸، در اعتراض به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری بازداشت شده و تاکنون بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بوده است.

در چند هفته گذشته خبرهای رسیده از زندان‌های ایران حکایت از وخامت حال تعدادی از زندانیان سیاسی داشته و خانواده‌های این زندانیان نیز بارها از این وضعیت و عدم رسیدگی مسئولان جمهوری اسلامی انتقاد کرده‌اند.

مقامات جمهوری اسلامی و مقامات زندان‌‌ها در اغلب موارد به این اخبار و انتقادها هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند
.

یک زندانی سیاسی بر اثر شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات در آستانۀ کور شدن قرار دارد

بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"  چشم زندانی سیاسی افشین بایمانی بر اثر شکنجۀ جسمی توسط  بازجویان وزارتاطلاعات در معرض خطر جدی کور شدن قرار دارد.
زندانی سیاسی افشین بایمانی که محکوم به حبس ابد می باشد.بدلیل نگارش نامه به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به سلولهای انفرادی منتقل و پس از مدتی او را به سلولهای انفرادی بند سپاه شکنجه گاه وزارت اطلاعات در زندان گوهردشت کرج انتقال دادند. او توسط 4 تن از بازجویان وزارت اطلاعات در حالی که چشم بند ،دست بند و پابند به وی زده بودند  مورد شکنجه های وحشیانه  قرار گرفت. بازجویان وزارت اطلاعات ابتدا او را احاطه کرده  و با مشت و لگد به جان وی افتادند. ضربات لگد بیشتر متوجه سر و صوت او بود. شکنجه های وحشیانه نزدیک به  45 دقیقه ادامه داشت. در اثر این شکنجه ها سر و صورت وی از چند ناحیه دچار زخم های شدید و خونریزی گردید.چشم سمت راست او بشدت آسیب دیده است و در قسمت سیاهی و سفیدی چشم راست او لکه های خون قرار دارد.همچنین کاسۀ چشمش کبود و متورم و صورت وی زخمی،متورم و کبود می باشد.
بازجویان وزارت اطلاعات سپس او را با این حالت به سلولهای انفرادی بند 5 زندان گوهردشت منتقل کردند و علیرغم وضعیت حاد جسمی در اثر شکنجه های وحشیانه  به افسر پاسدار میرزا آقایی دستور دادند که او را مجددا مورد شکنجه های جسمی قرار دهد.میرزا آقایی از شکنجه گران شناخته شدۀ زندان گوهردشت کرج می باشد که تا به حال در اثر شکنجه های وحشیانه وی تعدادی از زندانیان عادی کشته و یا دچار نقص عضو شده اند.
زندانی سیاسی افشین بایمانی علیرغم وضعیت وخیم جسمی و بخصوص وضعیت حاد یکی از چشمانش به حال خود رها شده است و از درمان وی خوداری می کنند.در صورت عدم رسیدگی به موقع خطر جدی وجود دارد که چشم او دچار عفونت گردیده و منجر به کور شدن وی گردد.
زندانی سیاسی افشین بایمانی در سال 1379 همراه با همسر باردارش و فرزندش دستگیر شد و ماه ها در سلولهای انفرادی بند 209 تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت.او به حبس ابد محکوم شد و از آن زمان تاکنون همچنان در زندان مخوف گوهردشت کرج زندانی است.برادرش زنده یاد مهدی بایمانی در جریان دستگیری آنها با شلیک گلوله پاسداران جان خود را فدای راه آزادی مردم ایران نمود.

برگزاری جشن تولد مسعود لواسانی، روزنامه نگار زندانی در بند ۳۵۰ اوین


آژانس ايران خبر: زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین جشن تولدی را به مناسبت سالروز تولد مسعود لواسانی، روزنامه نگار زندانی برگزار کردند .به گزارش کلمه، آنها در روزهای مرداد به مناسبت زادروز تولد او و احسان عبده تبریزی ، دانشجوی زندانی برای شان تولدی را برگزار کردند . جشن تولدی ساده که با امکانات اندک و محدود زندان آماده شده بود .

مسعود لواسانی روزنامه نگار و فعال مطبوعاتی پس از انتخابات سال ۸۸ توسط سپاه دستگیر و در دادگاه بدوی به هشت سال و نیم زندان و محرومیت مادام العمر از حرفه روزنامه نگاری محکوم شد .حکم وی در دادگاه تجدید نظر به چهار سال و نیم زندان و ده سال محرومیت، کاهش یافت .

فرزند خردسال لواسانی که از دو سالگی اش از پدر دورشده است تا مدتها به جز ایامی که پدرش به مرخصی می آمد از پشت شیشه های قطور سالن ملاقات های کابینی زندان اوین هفته ای یک بار پدر را می دید .

سید مسعود لواسانی ،روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس چهارم مهرماه سال ۸۸ در منزل مسکونی خود بازداشت شد و پس از حدود چهار ماه بازداشت به هشت سال و نیم زندان از سوی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب محکوم شد.

چرا مادرمان را دوست داریم؟
چون ما را با درد به دنيا می‌آورد و بلافاصله با لبخند می‌پذیرد
 چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما  بريزند ، پشت دستشان می‌ریزند
 چون وقتی تب می‌کنیم، آن‌ها هم عرق می‌ریزند
 
 چون وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیم و توی گوششان می‌گوییم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی می‌کند
 و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک می‌زند، با پدر دعوا می‌کنند
 چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد
 چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم
 چون وسط سریال‌های ملودرام گریه می‌کنند
 
 چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند
 چون شبهای امتحان و کنکور پابه ‌پای ما کم می‌خوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند
 به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه می‌کند و نذر می کند و پوتین‌هایمان را در هر مرخصی واکس می‌زند
چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور می‌کنیم شاخ قول شکانده‌ایم
چون موقع مطالعه عینک می‌زند و پنج دقيقۀ بعد در حاليكه عينكش به چشمش است ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟
چون هیچوقت یادشان نمی‌رود که از کدام غذا بدمان می‌آید و عاشق كدام غذاييم ،حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم
چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد
 و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار ميشكنيم، چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون و خودش رو گول ميزنه كه :‌بخشش از بزرگانه
 

چون مادرند!

 که مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را بر سرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی گیرد

عفو بین الملل ۶ مرداد را سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ می داند


عفو بین الملل براساس تاریخ صدور فتوای خمینی خون آشام برای کشتارجمعی تمامی زندانیان مجاهد، سالگرد قتل عام زندانیان درسال ۱۳۶۷را ششم مرداد می داند.
درسالگرد این جنایت هولناک، صورت مساله برای جامعه جهانی این است که سران کنونی حکومت آخوندی، به عنوان مرتکبان جنایت بزرگ علیه بشریت، هم چون جنایتکاران رواندا ویوگسلاوی سابق  توسط شورای امنیت ملل متحد و دادگاههایی بین المللی مورد محاکمه قرار بگیرند.
جفری رابرتسون، حقوقدان و محقق  برجسته آمریکایی، در این باره میگوید:
بنا بر اسناد سازمان عفو بین الملل وگواهی بسیاری ازشهود، سران کنونی رژیم ایران , شامل خامنه ای رئیس جمهور وقت رژیم, رفسنجانی رئیس مجلس وقت رژیم, میرحسین موسوی نخست وزیروقت رژیم, موسوی اردبیلی بالاترین مقام قضایی رژیم  در آن زمان،  درقتل عام  زندانیان سیاسی دست داشتتند و می توانند مورد محاکمه بین المللی قراربگیرند.
وی تاکید می کند: اسناد و مدارک کافی وجود دارد که به موجب آن  شورای امنیت ملل متحد میتواند برای رسیدگی به جنایت که مصداق روشنی از نابودی جمعی انسانها و جنایت علیه بشریت محسوب می شود دستور تشکیل یک دادگاه ویژه را صادر کند.
یاد آوری می کنیم عفو بین اللملل دوسال پیش با صدور بیانیه یی به مناسبت بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی درسال ۱۳۶۷تاکید کرد:  رسیدگی به جنایت علیه بشریت مشمول مرور زمان نمی شود و مرتکبان قتل عام زندانیان سیاسی درایران می باید مورد محاکمه عادلانه قرار بگیرند.

آیا وقت آن نرسیده است که جام زهر دیگری نوشیده شود؟

چه شرایطی بر مملکت حاکم شد که خمینی مجبور به نوشیدن جام زهر گردید؟ به نظر می‌رسد در شرایطی که بن‌بستی پیش می‌آید، و خسارات جبران‌ناپذیری به ملت تحمیل می‌شود، حاکمان جمهوری اسلامی به صرافت می‌افتند که از مواضع غیر اصولی و غیرعقلانی خود کوتاه آمده و جرعه‌ای از جام سحر‌آمیز زهر بنوشند. شاید این راه حل بتواند از وقوع خسارت‌های بیشتر جلوگیرد

بهتر است شراط آن روزهای بحرانی کشور مورد بررسی اجمالی قرار گیرد: چند رویداد پی‌در‌پی سبب گردید تا خمینی طی نامه‌ای قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را بپذیرد و طی آن به جنگ خانمان‌سوز ۸ ساله پایان دهد

اول - در ۲۹ تیر ماه ۱۳۶۶ شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا قطعنامه ۵۹۸ را صادر کرد و در آن از طرفین جنگ ایران و عراق خواسته شد به جنگ پایان دهند. عراق بلافاصله قطعنامه را پذیرفت اما ایران زیر بار آن نرفت

دوم - در مردادماه ۱۳۶۶ حجاج ایرانی که در مکه بسر می‌بردند، طی درگیری که با نظامیان و نیروهای امنیتی بوجود آمد مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و طی آن ده‌ها ایرانی و غیر ایرانی کشته شدند

سوم - پرواز مسافربری به شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران ایر که از بندر عباس عازم دوبی بود در تاریخ ۱۲ تیر ماه سال ۱۳۶۷ توسط یک موشک هدایت شونده از یک ناو نظامی آمریکایی مستقر در خلیج فارس، سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ مسافر آن  که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بود جان باختند. دولت آمریکا هیچگاه مسئولیت وقوع حادثه را برعهده نگرفت و غرامت قربانیان حادثه و بازماندگان و دولت ایران را تحت عنوان پرداخت بلاعوض پذیرفته و بر این نکته که ناخدای ناو جنگی چون خود را در معرض خطر می دید از خود دفاع نموده است، تأکید کرد

چهارم - در پی شکایت ایران به سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل تشکیل جلسه داد و طی آن قطعنامه ۶۱۶ صادر گردید که یکی از مفاد آن لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه ۵۹۸ بود

پنجم - در روز ۲۷ تیر سال ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران پذیرفته شد و در پی آن در تاریخ ۲۹ تیر سال ۱۳۶۷ روح‌الله خمینی طی پیامی که سپس‌تر به نامه «نوشیدن جام زهر» مشهور شد، دلایل خود را برای پذیرش قطعنامه برشمرد. پس از آن صدام حملات دیگری را برای فتح دوباره خرمشهر تدارک دید تا بتواند در موضع بهتری در مذاکرات صلح بدست بیاورد اما  موفقیتی برایش حاصل نشد و سرانجام جنگ در ۲۹ مرداد ماه ۱۳۶۷ پایان یافت

ششم - متاسفانه در همان روزهای تابستانی، فرمان قتل بسیاری از زندانیان سیاسی که در حال سپری کردن دوران محکومیت خود بودند صادر شد و هزاران زندانی به جوخه مرگ سپارده شدند

بخش‌هایی از نامه محرمانه خمینی درباره پذیرش قطعنامه ۵۹۸ خطاب به مسئولان لشکری و کشوری

و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسائل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش‌بس موافقت می‌نمایم

شما عزیزان از هر کس بهتر می‌دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده‌است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی ایران اگر آبروئی داشته باشم خرج می‌کنم

***
در روزهای اخیر و پس از شرایطی که خامنه‌ای پس از انتخابات بر فضای سیاسی - اجتماعی کشورمان تحمیل کرد، اوضاع به گونه‌ای دارد پیش می‌رود که شاید لازم باشد علی خامنه‌ای نیز جام زهری بنوشد و با برکناری خود از رهبری و سپردن اداره کشور به افراد خوشنام و مورد اعتماد مردم، مملکت را از بن‌بستی که گریبانش را گرفته رهایی بخشد: اگر چه بعید است اما شاید نامش در تاریخ به‌گونه دیگری رقم خورد



حکومت «شیر تو شیر»: وزیر علوم مسول حفاظت از جان دانشمندان! و نیروی انتظامی مسول سلب آسایش شهروندان

در خبرها آمده است که :«نماینده مردم بابل در مجلس شورای اسلامی وعضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که وزیرعلوم را موظف کرده‌اند ظرف دو ماه با طرح موضوع ترور دانشمندان در هیات دولت و تشکیل کمیته‌ای در جهت صیانت از امنیت و تامین امنیت دانشمندان هسته‌ای اقدامات لازم را انجام دهد...». درخواست مجلس از وزیر علوم خیلی بامزه است. معلوم نیست در کشوری که بودجه هنگفتی صرف تجهیز نیروهای انتظامی و امنیتی جهت سرکوب مردم می‌شود، چرا طرحی در روند حفاظت از نیروهای علمی ارائه نمی‌شود؟ و نیز چگونه است که با این‌همه ادعا و لاف مبنی بر مدیریت جهانی که گوش جهانیان را کر نموده است، درپی هر ترور کنفرانس خبری و مطبوعاتی تشکیل می‌دهند و اعلام می نمایند که عاملان ترورهای قبلی شناسایی و دستگیر شده‌اند، و مملکت در امن و امان است، اینک دست به دامان وزیر علوم شده‌اند!؟ وزیری که باید هم و غمش، بالا بردن کیفیت تحصیلی دانشجویان باشد، حال باید بنشیند و طرح صیانت از امنیت و تامین امنیت دانشمندان را تهیه و ارائه کند: ظاهرا مجلسی‌ها هم فهمیده‌اند که کاری از نیروهای انتظامی و امنیتی ساخته نیست. وای بر حکومتی که نیروی انتظامی و امنیتی‌اش نه تنها عُرضه تامین جان شهروندانش را ندارد، که همه روزه برای شهروندانش به بهانه‌های مختلف مزاحمت ایجاد می‌کند و آسایش را از آنها سلب می‌نماید (بدحجابی، آب‌بازی در پارک، دیش و ماهواره، چکمه خانم‌ها، آرایشگاه‌ها، ماه رمضان و شنا در دریا و...). آیا نباید این حکومت را، حکومتی «شیر تو شیر» نامید؟

“امید” را آزاد کنید
“امید”م را آزاد کنید
امید نمی داند که در نظام ولایی "نخبه" بودن یعنی تو "سرسپرده" ای و پژوهش یعنی تو "وابسته‌ای و جاسوس"

چه کسی می گوید اوین "دانشگاه" نشده!  از هزار وعده خوبان یکی  وفا کرد و اوین "دانشگاه " شد.


احسان عبده دانشجوی دکترا، امید کوکبی دانشجوی فوق دکترا، محسن میردامادی دکترای روابط بین الملل، محسن امین زاده دکترای علوم سیاسی، عبدالله رمضان زاده دکترای علوم سیاسی، احمد زید آبادی دکترای علوم سیاسی، داوود سلیمانی دکترای علوم قرآنی، قاسم شعله سعدی دکترای روابط بین الملل،  علیرضا رجایی دکترای علوم سیاسی، و  ده ها دکتر و مهندس و صدها دانشجوی لیسانس و فوق لیسانس و دکترا مهمان اوین اند این روزها.

دانشگاه خالی می شود از اساتید با تجربه و  زندان پر می شود از استادان، دانشجویان، نخبگان و هنرمندان. گویی دشمنان قسم خورده این مرز و بوم با خود عهد کرده اند تا ریشه علم و دانش و هنر و خلاقیت را در این کشور نخشکانند، از پای ننشینند.

 امید کوکبی یک جوان ایرانی است با چهره زیبای شرقی که نشانی از ترکمن بودن در آن خود می نماید. پرشور است و باانگیزه. عشق وطن دارد و می خواهد "ایران" را آباد" کند و قطب لیزر دنیا.

 امید نمی داند که این سرزمین دشمنانی دارد نه از دورها بلکه از جنس خودش که با شکوفایی و بالندگی در جنگند. امید نمی داند که در نظام ولایی "نخبه" بودن یعنی که تو "سرسپرده" ای و پژوهش و تحقیق یعنی تو " وابسته ای و جاسوس". او جوانتر از آن است که بداند برای این بیگانگان با علم و معرفت  داشتن بورسیه دانشگاههای معتبر  بین المللی یعنی " ارتباط با دول متحاصم" و هزینه ای که محافل علمی برای  "فرزانگان" پرداخت می کنند یعنی "کسب درآمد نامشروع".

نظامی که همه الفبایش با دنیا متفاوت است.  نظامی که خادم را خائن می خواند و به حبس می برد، خائن آزاد است و کرسی می گیرد. هنر را در بند می کند و لباس شخصی خودسر را به جای او می فرستد. استاد را منزوی می کند و سردار را به کلاس درس می فرستد. جوانش به جای دانشگاه به زندان می رود.  مجرمش بجای تبعید ممنوع الخروج می شود! نخبگانش را به حراج می گذارد و ابلهان را شکوه می دهد. قلم می شکند و سلاح بر می گیرد.

 امید هم یک قربانی دیگر است مثل محمدرضا و علی. مثل بهاره و مهدیه. مثل مهدی و مسعود. مثل صدها جوان دیگر که بهترین لحظه های عمرشان در زیر "تعصبات خشک" و "باورهای  گنگ" عده ای بیمار سپری می کنند. بیمارانی که می خواهند " تحقیر" خود را در شکنجه و اعترافات اجباری از "بزرگان" جبران کنند.  

امید هم می شود طعمه. سناریو رنگ باخته ساخته ذهن بیمار نهادهای امنیتی که با "انقلاب مخملی" به جایی نرسید، حالا در سومین سالش باز اعترافات اجباری را این بار از زبان یک دانشمند باز می خواند. کشوری که سیاستمدار و هنرمند و استاد و دانشمند و نخبه اش همه "جیره خوار" اجانب و "مستمری بگیر" بیگانگان است!

 امید نمی دانست آن روزی که "سکه" از دست رهبری گرفت، نشانه رفت! همان روزی که استعداد درخشانش شناسایی شد تا نکند "ایرانی" افتخار بیافریند برای کشورش. تا نکند نام امید برود کنار نام "فرزانگان" و نوادر تاریخ علم و معرفت.  ایران را "ایستا" کرده اند تا حرکتهای حلزونی شان به چشم آید. "نور" را در بند کرده اند تا چشمان شب پرستشان بدرد نیاید. 

عواطف پاک امید را به بازی گرفتند تا پرده آخر نمایش خودنوشته اشان را کامل کنند و او را وادار به اعترافهای دروغین کنند. امید جوان با همان هوش سرشارش از ابتدا دریافته بود برای رهایی از این همه فشار باید برای "خوشایند" بازجو بنویسد و داستانسرایی کند.

امید هم مثل صدها "گروگان" دیگر،  در سخت ترین شرایط، زندان انفرادی، فشار روحی، ضرب و شتم و شکنجه برای اینکه تئوری " تهاجم فرهنگی سازمان یافته استکبار جهانی" ساخته ذهن ولایت درست از آب در بیاید باید اعتراف کند که تحقیق و پژوهش یعنی اقدام علیه امنیت ملی، شرکت در مجامع آکادمیک و کنفرانسهای بین المللی یعنی سرسپردگی و سفر متناوب به "مام وطن" برای انتقال دانش و تجربه بشری یعنی ارتباط سیستماتیک با بیگانگان و جاسوسی!
امام حسین شیعیان: ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی‌‌ها هستند.


ایرانی‌‌ها را باید دستگیر کرد، زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت!


اختلافات عددی بیشتر درآیات قرآن (تازی نامه)


آیا روزهای الله برابر 1000 روز بشر است (سوره 22 آیه 47، سوره 32 آیه 5) یا برابر 50000 روز بشر است (سوره 70 آیه 4) ؟

چند باغ در بهشت وجود دارد؟ یک (سوره 39 آیه 73، سوره 41 آیه 30، سوره 57 آیه 21، سوره 79 آیه 41) یا زیادتر (سوره 18 آیه 31، سوره 22 آیه 23، سوره 35 آیه 33)؟

در (سوره 56 آیه 7) ادعا میکند که در روز قیامت مردم سه دسته میشوند، اما در (سوره 90 آیات 18-19، سوره 99 آیات 6-7) تنها دو گروه را بر میشمرد.

در مورد اینکه چه کسی روح را در هنگام مرگ از انسان میگیرد نیز تناقضی آشکار وجود دارد، فرشته مرگ (سوره 32 آیه 11)، یک فرشتگان (جمع) (سوره 47 آیه 27) و همچنین "این الله است که روح را از انسانها در هنگام مرگ میگیرد" (سوره 39 آیه 42).

صحیح بخاری ادعا میکند که جبرئیل 600 بال داشت (جلد چهارم بخش 54 شماره 455) در حالی که قرآن در (سوره 35 آیه 1) میگوید فرشتگان 2، 3 یا 4 بال دارند.

4) الله چند روز برای نابودی قوم عاد نیاز داشت؟

یک روز (سوره 54 آیه 19) یا چندین روز (سوره 41 آیه 16، سوره 69 آیات 6-7)

با آغاز محاکمه منتشر شد؛
نخستین تصاویر دیکتاتور مصر در دادگاه/ مبارک دراز کشیده بر تخت در قفس آهنی
رسانه های خارجی با پخش مستقیم محاکمه دیکتاتور مصر نخستین تصویر وی را بعد از برکناری اش منتشر کردند.
به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه تلویزیونی الجزیره با پخش مستقیم نخستین جلسه محاکمه حسنی مبارک رئیس جمهور مخلوع مصر تصاویری را از وی منتشر کرد.
در حالی که حاضران در دادگاه که اغلب آنها را خانواده های قربانیان انقلاب 25 ژانویه مصر تشکیل می دهند بی صبرانه در انتظار ورود دیکتاتور به سالن بودند وی به همراه تیم پزشکی خود و خوابیده بر روی تخت در قفسه آهنی اتهام قرار گرفت.
مبارک با اتهامات مختلفی مواجه است که دستور کشتار معترضین در جریان انقلاب 25 ژانویه یکی از این اتهامات به شمار می رود.
 پیش بینی می شود در صورت اثبات اتهامات رئیس جمهور مخلوع مصر وی به مجازات اعدام محکوم خواهد شد.

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه


نگاه امنیتی و سیاسی به كليساهای خانگی از سوی سرویس های اطلاعاتی

سرویس های خبری و اطلاعاتی .حكومتی در نوشته های خود از چنان اصطلاحاتی برای تعریف مسیحیت استفاده می كنند که گویی نویسنده خبر بیش از آنکه یک خبرنگار باشد یک فرمانده نظامی در جنگ های چریکی است!
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز»، تعدادی از سایت های خبری جمهوری اسلامی از جمله سایت خبری «یالثارات» وابسته به انصار حزب الله، پایگاه خبری «بی باک»، «عروج» و چند سایت دیگر که وابسته به سرویس های امنیتی حکومت هستند، در تازه ترین موضع گیری علیه آئین مسیحیت با پرداختن به موضوع مسيحيت تبشيری و کلیسای خانگی ضمن ابراز نگرانی شدید از گسترش روز افزون گرایش ایرانیان به آئین مسیحیت به شیوه هایی نه چندان عاقلانه و در اظهاراتی که به قول گذشتگان «مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد» معرکه تخریب مسیحیت را دامن زدند. این سرویس های خبری از چنان اصطلاحاتی برای تعریف مسیحیت استفاده کرده اند که گویی نویسنده این خبر بیش از آنکه یک خبرنگار باشد یک فرمانده نظامی در جنگ های چریکی است!
سایت «عروج» می نویسد: "جريان تبليغ و تبشير مسيحيت بدون در نظر گرفتن اختلافات فرق و مذاهب مسيحي با تشكيل «اردوگاه صليبی» در سطح جهان با تمام امكانات اقدام به جذب مسلمانان و پيروان ديگر اديان مي‌نمايند."
به نوشته این سایت ها، جریانی در قالب تشكل‌هاي فرقه‌اي از جمله كليساهاي خانگي «كليساي محرمانه» محافل محرمانه و «فرقه‌هاي صليبي» با ارتباط‌گيري مستقيم با سرشاخه ها که معمولن در تهران و بعضن كشورهاي خارجي و اخذ كمك مالي و ... در سطح تقريبن گسترده اقدام تبليغي مي‌نمايند، متأسفانه موفق به جذب تعدادي از مسلمانان شده‌اند !
ارتباط حادثه 11 سپتامبر با مسیحیت!
این سایت ها حتی حادثه 11 سپتامبر 2001 را نیز به مسیحیت گره زدند و نوشتند که بعد از حادثه 11 سپتامبر سعي و تلاش بلوك غرب به ويژه آمريكا در مهار دولت‌ها و حركت‌هاي اسلامي است که يكي از مهمترين راه‌حل‌هاي پيش‌روي توسعه تبليغ و تبشير مسيحيت در كشورهاي اسلامي همين جريانات تبشيري هستند و از این رو تمام فرقه‌هاي مورد قبول و مطرود پروتستان‌ چون شاهدان يهود، مرمون‌ها، مونيسم و ... در يك اردوگاه مشترك تجمع داشته و اتحاد عمل و نظر دارند و هدف همه آنها با هدايت سرويسهاي جاسوسي غربي، ضرورت مسيحيت جهاني و لزوم تبليغ و تبشير مسيحيت به ويژه در مناطق اسلامي است.
نگاه امنیتی و سیاسی به كليساي خانگی
در حالیکه تهدید، دستگیری ها و زندان و شکنجه نوکیشان مسیحی نتیجه ایی معكوس داشته و  بیش از پیش سبب گسترش کلیساهای خانگی در ایران شده است، این سایت ها مدعی هستند که کلیساهای خانگی نه تنها مكاني براي عبادت نيست بلكه به مكاني براي ترويج عقايد ضد ديني به ويژه اسلامي و مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران تبديل شده است ! به گفته آنها این اماكن به محل هايی براي ترويج موضوعات غيراخلاقي و اعمال خلاف عرف و مذهب تبديل شده است. پایگاه های خبری- امنیتی، کلیسای خانگی را خانه هايي می دانند كه مبلغان مسيحي و يا افراد مرتد تازه جذب شده، مالكيت و يا اجاره آنها را در اختيار دارند و از سوي سازمان‌هاي كليسايي وابسته به غرب و صهيونيست‌ها با مبالغ قابل توجهي به اجاره در آورده مي‌شوند تا توسط مالك، امور شناسايي و جذب جوانان در آنها صورت بگيرد.
با گسترش روز افزون كلیساهای خانگی و علاقمندی آن بخصوص در بین جوانان و تشنگان دانستن حقایق كلام خدا، متاسفانه شاهد آن هستیم كه چگونه رسانه های وابسته به حكومت مذهبی جمهوری اسلامی با اخبار كذب و دروغین در جهت تخریب مسیحیت در ایران گام بر می دارند و نیز در شروعی جدید روحانیون حكومتی نیز با موج حملات سخنان پوچ و بی اساس و ادعاهای واهی سعی در تحریك مقامات دولتی و امنیتی دارند تا بتوانند از این طریق شاید مانع از گسترش مسیحیت در داخل كشور شوند.
اعترافات ناخواسته به گسترش مسیحیت
این سایت ها با ابراز تاسف شدید از گسترش کلیساهای خانگی اعتراف می کنند: «در حال حاضر اين پديده به شدت در حال ترويج در كشور است و به گفته منابع امنيتي بيشترين آمار در خصوص كليساهاي خانگي مربوط به شهرهاي تهران، كرج و رشت است. اين موضوع در حالي است كه چندي پيش رسانه‌ها از شناسايي و كشف 200 كليساي خانگي در مشهد خبر دادند.»
گسترش مسیحیت در تبریز
سایت های خبری وابسته به جمهوری اسلامی در این خبر دست به اعتراف بزرگی زدند و از افزایش گسترده مسیحیت در تبریز پرده برداشتند.
این سایت های وابسته به حكومت كه با بودجه های دولتی اداره می شوند  با خط دهی و به گونه ایی هشدار به  مسئولان امنیتی و مقامات كشور ،در همين خصوص می نویسند: «مبلغان مسيحيت تبشيري به تازگی روند تبليغي خود در شهر تبريز را سرعت بخشيده اند. گروههاي تبشيري با سايه افكندن بر برخي از مشاغل پر مخاطب مانند: بوتيك ها، گالري هاي لباس هم نبض اقتصادي آن مشاغل را به دست گرفته اند و از همين طريق در مواجهه با سيل انبوهي از مخاطبين فعاليت هاي تبشيري خود را بصورت مستقيم و غبر مستقيم بر اساس كتاب مقدس جديد صيهونيستي انجام مي دهند و با پخش سي دي، بروشور و برخي از نمادهاي مسيحيت در پي جذب قشر جوانان هستند.»
اين گزارش بدون ذكر جزئیاتی مي افزايد: «اين افراد توانسته اند چند حلقه 20 نفري از جوانان مسلمان را جذب و در کليساهاي خانگي سازماندهي نمايند. يكي از افرادي که در دام کليساي خانگي افتاده و جذب اين فرقه گرديده نحوه آشنايي خود با مسيحيت را اينگونه شرح داد:
"براي خريد لباس به يكي از فروشگاههاي مشهور شهر رفتم فروشنده كه مردي مسن و خوش رفتار بود در هنگام خريد دستنبدي با نقشها و تصاوير عجيب را به من هديه داد و اضافه كرد اگر هنگام مشكل به اين دستبند نذر كني حضرت عيسي (!) حتمن مشكل گشاي تو خواهد شد. بعد از اين برخورد ارتباط من با فروشنده ادامه يافت و بعدها به مراسمات خانگي مسيحيت دعوت شدم و در دام اين افراد افتادم."

شاهین زینعلی از حق ملاقات حضوری و مرخصی محروم است

خبرگزاری هرانا - شاهین زینعلی روزنامه نگار، فعال دانشجویی و از اعضای حزب پان ایرانیست در بند ۳۵۰ زندان اوین حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خانواده این فعال سیاسی بیش از شش ماه است به صورت دایم درخواست مرخصی به دادستانی ارائه می‌کنند اما تا کنون هیچگونه پاسخی به ان‌ها ارایه نشده است.
این در حالی است در مدت یکماه گذشته سه بار درخواست ملاقات حضوری این زندانی سیاسی نیز رسیدگی نشده و خانواده شاهین زینعلی نتوانسته‌اند با فرزندشان ملاقاتی داشته باشند.
شاهین زینعلی پیش‌تر و پس از حوادث روز عاشورا در ۸ دی ماه ۱۳۸۸ در پی یورش مامورین امنیتی به منزل شخصی بازداشت و پس از سپری کردن ایام بازداشت در بند امنیتی سپاه موقتا به قید وثیقه ازاد شد.
این فعال سیاسی. از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق عضویت در حزب پان ایرانیست و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی منجر به اغتشاش، و مصاحبه با رسانه‌های بیگانه» به دو سال و سه ماه حبس تعزیری و پرداخت مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال محکوم گردیده و در حال سپری کردن دوران محکومیت خود است.
article picture

  نماینده مجلس ارتجاع:آب بازی یک موضوع بااهمیت است،برخورد کنید، مجازات کنید
فقر، بيكاری ، اقتصاد بیمار و فساد های حکومتی را بی خیال ، آب بازی جوانان را بچسب !
آب بازی جوانان مجلس آخوندی را به تکاپو انداخت.

سایت حکومتی الف:نمایندگان مجلس با تاکید بر برچیده شدن فساد از جامعه خواستار برخورد جدی نیروی انتظامی و قوه قضائیه با پدیده آب بازی مختلط دختر و پسر شدند.

به گزارش خبرنگار الف پدیده آب پاشی و نمایش موسوم به "خز بازی" مختلط دختران و پسرها اخیرا در 2 پارک شمال تهران توجه همه رسانه ها را به خود جلب کرده است. قرار از طریق شبکه های اجتماعی و انتشار فوری تصاویر آن در رسانه ها از ویژگی های مشترک این دو برنامه بوده است.

در برنامه اول تعدادی از دختر و پسرها با هم از طریق فیس بوک قرار می گذارند تا در یکی از پارک های تهران جمع شوند و آب بازی کنند و در دومی نیز عده ای دیگر باز هم از طریف فیس بوک در پارک پردیسان تهران گرد هم می آیند و با آرایش های غلیظ و زننده و به اسم "خزبازی" خود را به شکل زنان و مردان چند دهه گذشته درآورده و شوی رقص و پایکوبی راه می اندازند.

خبرنگار الف در همین راستا سراغ 2 نماینده مجلس رفته و نظر آنها را پرسیده است.

حسین ابراهیمی رئیس هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان مجلس با تاکید بر برخورد جدی با متخلفین گفت: نیروی انتظامی و قوه قضائیه وظیفه دارند تا نسبت به این موضوع برخورد قانونی و هنجار شکنان را مجازات کنند. البته دستگاههای فرهنگی هم باید فرهنگ سازی کرده و با هماهنگی هم جلوی ترویج مفاسد را بگیرند.

وی با بیان اینکه مبارزه با بد حجابی و بی حجابی باید از خود دولت شروع شود، اظهار داشت: وضعیت قبل از انقلاب جامعه ما بسیار زننده بود اما مردم متدین انقلاب کرده و خونهای زیادی ریخته شده و رواج بی حجابی و اینگونه مسایل در جامعه ما مایه ننگ است.

نماینده بجنورد در مجلس آب بازی مختلط دختر و پسر را یک موضوع با اهمیت برشمرد و گفت: این مساله باید پیگیری و بعنوان مظاهر فساد از سطح جامعه جمع شود.

موسی غضنفرآبادی عضو هیئت رئیسه مجمع نمایندگان روحانی مجلس با تاکید بر اینکه هیچ تردیدی نیست که رواج پدیده آب بازی و آب پاشی در بین جوانان برنامه ریزی برخی عده برای دور کردن جوانان از ارزشهای اسلامی و فرهنگ جمهوری اسلامی است، گفت: ممکن است جوانی که وارد این بازیها شده خودش از هیچ چیز خبر نداشته باشد اما وقتی منشا و سرآغاز این کارها را کنکاش کنیم متوجه می شویم که برنامه ریزیهایی شده است تا جوانان از فرهنگ اسلامی، فرهنگ عفاف و حجاب و ارزشهای دینی و مذهبی عقب بمانند.

وی با اشاره به هشدارهای اربابش خامنه ای نسبت به تهاجم فرهنگی گفت : در گذشته ما شاهد بودیم که برخی عده ای را اجیر کرده و با پرداخت مبالغی از آنها می خواستند بصورت بی حجاب در سطح خیابانها و میادین فقط راه بروند و قدم بزنند تا بی حجابی و بی بندوباری در سطح جامعه رواج یابد.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس وظیفه نیروی انتظامی و قوه قضائیه را یادآور شد و با بیان اینکه عکس های زننده این مساله را در سایت ها دیده است، گفت: نیروی باید با استقرار در پارکها ضمن برخورد با چنین مواردی از بی حجابی جلوگیری کرده و نباید از آن غفلت کنند. وی گفت: وظیفه قوه قضائیه هم اینست که با عاملان این موضوع برخورد و آنها را مجازات کند.

محاکمه و اجرای حکم اعدام یک مجرم در كمتر از 40 روز
تهران امروز: مردي كه در قم يك پسربچه 8 ساله را كشته بود كمتر از 40 روز پس از جنايت به دار آويخته شد.

2 تيرماه امسال پسربچه‌اي 8 ساله به نام خسرو به قصد خريد خوراكي از خانه خود خارج شد ولي ديگر بازنگشت.

20 دقيقه بعد مادر وي كه از بازگشت كودكش نگران شده بود در جست و جوي وي از منزل خارج شده و چند ساعتي را به دنبال فرزند خود گشت.

اين زن پس از تلاشي ناكام، به پايگاه پليس رفته و ماجراي ناپديد شدن فرزند خود را به آنها اطلاع داد.

با تشكيل پرونده‌اي در اين رابطه، كارآگاهان دست به كار شده و تحقيقات خود را آغاز كردند.

كارآگاهان در ابتدا پاي صحبت اين زن نشسته و از او در اين رابطه سوال كردند.مادر خسرو به ماموران گفت: چند ساعت قبل خسرو از من اجازه خواست كه براي خريد خوراكي از خانه خارج شود اما من به وي اجازه اين كار را ندادم. اما دقايقي بعد متوجه شدم وي از منزل بيرون رفته است.

هر چه از در و همسايه سراغ گرفتم كسي خبري از وي نداشت. من به يكي از همسايه‌هاي خود مشكوك شدم. اين مرد هميشه براي خسرو خوراكي مي‌خريد و رفتار مشكوكي داشت اما وقتي در خانه وي رفته و از او در اين باره سوال كردم گفت خبري از فرزند من ندارد.

ماموران بلافاصله به در منزل اين مرد به نام بهروز رفته تا از او در اين باره بازجويي كنند اما پس از مراجعه به منزل وي متوجه شدند اين مرد از خانه متواري شده است.

آنها سپس حكم تفتيش خانه را از قاضي پرونده گرفته و پس از جست و جوي خانه كيسه پلاستكي سياه رنگي را در منزل وي پيدا كردند.

روي پلاستيك پر از پارچه بود اما داخل آن جسد خسرو كه خون از بيني و گوش‌هايش خارج شده بودقرار داشت.

با انتقال جسد به پزشكي قانوني بررسي‌هاي كارشناسي آغاز و علت مرگ وارد شدن ضربه با جسم سخت به سر مقتول تشخيص داده شد.

همزمان كار دستگيري متهم نيز آغاز و بهروز به سرعت شناسايي و دستگير شد.

متهم پس از دستگيري ضمن رد هر گونه ارتكاب قتل گفت: خسرو را در كوچه ديدم و براي او خوراكي خريدم. وقتي او به خانه‌ام آمد هنگام بازي روي پله‌ها محكم به زمين خورد و خون از سر و صورتش جاري شد.

وقتي بالاي سر او رسيدم خيلي ترسيدم از نگراني اينكه نكند اين مرگ گردن من بيفتد جسد را داخل پلاستيكي گذاشته و رويش را با پارچه پيچانده و از خانه فرار كردم.

اما پليس اين اعترافات متهم را نپذيرفت چرا كه گزارش پزشكي قانوني حاكي از اين بود كه مقتول بر اثر اصابت جسمي سخت به سر به قتل رسيده است و مرگ تصادفي وي نمي‌تواند واقعيت داشته باشد.

به همين خاطر متهم بار ديگر مورد بازجويي قرار گرفت واين بار به قتل كودك اعتراف كرد: وقتي خسرو به خانه من آمد و مقداري بيسكوئيت خورد خواست به خانه‌اش برگردد اما من كه دوست داشتم او همچنان آنجا بماند و بازي كند از او خواستم ساعتي آنجا بماند.وقتي او قبول نكرد يكمرتبه تعادل روحي خود را از دست داده و با گلداني كه همان كنار بود ضربه‌اي به سر وي زده و بعد هم با آجر ضربه‌اي به سرش زدم. وقتي ديدم او مرده است از ترس جنازه را داخل پلاستيك گذاشته و فرار كردم.

بهروز بلافاصله پس از اين اعترافات به صحنه جنايت برده شده و پس از بازسازي صحنه جرم با قرار مجرميت روانه زندان شد.

سپس در دادگاه ‌به‌صورت خارج از نوبت محاكمه و به خاطر قتل عمد به اعدام محكوم شد.

اين راي به سرعت در شعبه 27 ديوان‌عالي كشور تاييد و سرانجام حكم اوايل هفته جاري در زندان قم اجرا شد تا خانواده مقتول قبل از رسيدن چهلم فرزندشان شاهد اعدام قاتل وي باشند.

  شلاق زدن مردم در چهار گوشه شهرarticle picture
 
با آغاز ماه رمضان، نهادهای حکومتی مانند سال های گذشته هشدار دادن در مورد "روزه خواری" را آغاز کرده اند؛با این تفاوت که امسال فرماندهان نیروی انتظامی هم به میدان آمده اند تا خبر از شلاق زدن روزه خواران در ملاء عام بدهند.رسانه های رسمی نیز به روزه خواران هشدار داده اند که "بخششی در کار نخواهد بود".

این تهدید ها پس از آن رو به افزایش گذاشت که دوشنبه شب در برنامه تلویزیونی "یار ملت"، یک روحانی به نام شهاب مرادی از بی اعتنائی مردم به روزه ابراز نگرانی کرد.

او گفت: "من از اینکه می بینم با وجود اینهمه تبلیغات مذهبی، اتفاق خطرناکی در حال وقوع است و آن اینکه جوانان ما دیگر به روزه به عنوان یک مزاحمت نگاه می کنند بسیار غصه می خورم... مردم غیر متدین زیاد شده اند...الان هوا گرم است و من می شنوم که مردم از اینکه در این هوا روزه گرفتن ممکن نیست، حرف می زنند... متدینین باید به روزه دار بودن خود افتخار کنند...من متاسفم که الان شرایط طوری شده که آنها که روزه می گیرند، روزه دار بودن خود را مخفی می کنند که مورد تمسخر اطرافیان قرار نگیرند".

مشابه این نگرانی، دیروز در رسانه های حکومتی نیز تکرارشد که ضمن انتشار قوانین مربوط به روزه خواری، اعلامیه نیروی انتظامی در مورد "برخورد شدید با روزه خواران" و "عدم بخشش" آنها رامنعکس کردند.

موسی قربانی، نماینده قائنات در مجلس و عضو هیات رئیسه هم پیشنهاد کرد که "روزه خواران را در ملاء عام شلاق بزنند".

او به خبرگزاری فارس گفته است: "باید برای مقابله با پدیده روزه‌خواری علنی روزه‌خواران در ملأعام مجازات شوند. روزه‌خواری یک جرم است. برخی نمی‌دانند که روزه‌خواری مصداق جرم مشهود بوده و براساس قانون شرع مقدس و همچنین تعزیرات حکومتی روزه‌خوار مجرم شناخته می‌شود".

او افزوده است:" حفظ حرمت روزه‌داران برای همه واجب است و همین حفظ حرمت باعث شده تا اگر کسی قصد حرمت‌شکنی و روزه‌خواری علنی داشته باشد، مجرم شناخته شود و حتی برای وی مجازات شلاق در نظر گرفته شود. مسلماً باید افراد حاضر در اجتماع در مجازات شدن یک روزه‌خوار و حرمت‌شکنی وی با خبر شوند. به نظرم باید در 4 گوشه شهر با نظر قاضی دادگاه حکم مجازات روزه‌خواران اجرا شود تا از وقوع چنین پدیده‌ای پیشگیری شود".

همزمان رجانیوز، جهان نیوز، جوان آنلاین و... در گزارش مشترکی به نقل از خبرگزاری فارس، با عنوان "مجازات روزه خواری علنی چیست؟"، نوشتند: "متأسفانه در سال‌های اخیر شاهد روزه‌خواری برخی افراد به صورت علنی هستیم که در کنار بسط فرهنگ اسلامی در جامعه توسط حوزه‌های دینی و فرهنگی، ضرورت دارد مسئولان قضایی اهتمام بیشتری در برخورد و همچنین اجرای دقیق و شفاف قوانین در برخورد با این ناهنجاری داشته باشند.برخورد قاطع دستگاه‌های مسئول با ناهنجاری‌ها خصوصا پدیده روزه‌خواری در ملأعام، خواست همه مردم است و مسئولان قضایی باید از اهرم اجرای علنی احکام در راستای بازدارندگی و پیشگیری از وقوع جرم،‌ استفاده کنند.در حال حاضر، کم‌وبیش احکام اینگونه جرایم در برخی از شهرها به طور علنی اجرا می‌شود، اما قطعا شهرهایی که با این معضلات به طور گسترده‌تر درگیر و مواجه هستند، بیشتر از این باید شاهد اجرای احکام در ملأعام باشند".

این گزارش مجازات را هم تعیین کرده است: "هرکس به طور علنی در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می‌شود".

خبرگزاری فارس همچنین به نقل از یک مقام نیروی انتظامی نوشت: "نيروي انتظامي با متظاهرين به روزه‌خواري در ملأ عام به شدت برخورد خواهد كرد بنابراين از عموم شهروندان تقاضا داريم ضمن همكاري با نيروي انتظامي در صورت مشاهده تخلف مراتب را بلافاصله از طريق شماره تلفن 110 به اطلاع رسانده تا برخورد لازم با متخلفان صورت گيرد".

استانداری مازندران نیز روز گذشته در همین راستا شنا کردن در دریا را مصداق روزه خواری در ملاء عام اعلام کرد و از ممنوعیت امکان شنا در سواحل دریا خبر داد.

هادی ابراهیمی ،معاون سیاسی و امنیتی استاندار مازندران به خبرگزاری فارس گفته است: "کسی حق شنا در طرح‌های دریا در ماه مبارک رمضان در مازندران را ندارد. همچنین با هر‌گونه روزه‌خواری و زیر سئوال بردن ارزش‌های دینی در ایام ماه مبارک رمضان در هر جای استان و حتی طرح‌های سالم‌سازی دریا مقابله می‌شود".
نازنین کامدار ، روز
 

  انتقال تعدادی از بهاییان بازداشت شده در شهرهای مختلف به زندان اوین
هشت نفر از بهاییان که در طی ۱ ماهه اخیر در یاسوج، اصفهان و استان فارس بازداشت شده بودند به زندان اوین منتقل شدند.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، کیومرث بهین آئین از اصفهان، ‫شمیم بهین آئین از اصفهان، بهنوش دادگر از اصفهان، ‫سینا روانکرد یاسوج، ‫پروانه بهامین روستای کتا، میترا برازنده از فارس، ‫ملیحه روزبه از فارس، ‫بهروز بهامین از فارس، از جمله شهروندان بهایی هستند که در طی یک هفته اخیر به زندان اوین منتقل شده‌اند.

گفتنی است، یکی از بازداشت شدگان این پرونده به نام میترا برازنده از زندان آزاد شد و بر اساس گزارش‌های رسیده، آزادی وی به دلیل سن کم وی بوده است. همچنین اخبار رسیده حاکی از آن است که برخی از بازداشت شدگان پیش از انتقال به اوین، بیش از ۲۰ روز در سلولهای انفرادی زندان یاسوج نگهداری شده‌اند.

لازم به ذکر است که در دو روز گذشته خبرگزاری فارس، در گزارش‌هایی جهت دار، از شناسایی و انهدام شبکه بین المللی فساد بهائیان خبر داده است که به نظر می‌رسد اخبار مذکر به انتقال این افراد به زندان اوین مرتبط باشد. در متن این خبر آمده است: «به گزارش گروه قضایی و انتظامی خبرگزاری فارس، شنیده‌ها حاکی از آن است که یک شبکه فساد بین المللی که به صورت کاملاً سازمان یافته در داخل کشور فعالیت می‌کرد توسط دستگاه‌های اطلاعاتی - امنیتی کشور شناسایی و منهدم شد.»

همچنین خبرگزاری فارس در ادامه آورده است «سران اصلی شبکه مذکور و تعداد قابل توجهی از عناصر فعال آن همگی عضو تشکیلات بهائیت می‌باشند که ضمن حضور در ضیافات و جلسات متعدد فرقه ضالّه بهائیت نظامت نشست‌ها را به‌عهده داشته و دوره‌های ویژه تبلیغ فرقه را نیز گذرانده بودند.» این خبرگزاری گفته است که افراد دستگیر شده در شهرهای تهران، کرج، اصفهان، شیراز، مشهد، یاسوج و عوض لارستان بازداشت شده‌اند.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin