۱۳۹۰ شهریور ۲۱, دوشنبه


نسرين ستوده

نسرین ستوده در اعتراض به اجباری بودن چادر از ملاقات صرف نظركرد

امین احمدیان همسر بهاره هدایت می گوید: دوباره ملاقات های کوتاهه پر قصه و غصه یکشنبه ها..امروز رفتیم ملاقات, با صحبت هایی که شده بود
و زمزمه های قبلی قرار بود خانم ستوده هم بعد از 4 هفته بیان سالن ملاقات, آقا رضا هم با نیما و مهراوه مشتاقانه اومده بود, ولی متاسفانه تو لحظه اخر خبر دادند که خانم ستوده بر خلاف انتظار, از اومدن به سالن ملاقات انصراف دادند..بچه ها می گفتند که این بار در اعتراض به اجباری بودن پوشیدن چادر در طول مسیر سالن ملاقات این تصمیم رو گرفتند..نمی دونم چرا چهره نیما موقع برگشتن از اوین از ذهنم پاک نمیشه..

سوریه ، دمشق ، دوما / دوشنبه ، 12 9 2011 / کشته شدن کودک سوری "عزت اللبابيدي" بوسیله شلیک تک تیراندازان (با سلاح های دوربین دار) و مزدوران لباس شخصی رژیم بشار اسد (شبیحه ها) در هنگام تشییع جنازه "شهید أحمد صبحي" که در جمعة الحماية الدولية کشته شده بود




سازمان ملل خواستار پاسخگویی ایران در مورد 'ناپدیدشدن' موسوی و کروبی شد


موسوی - کروبی
رسانه های هوادار حکومت ایران در ماه های گذشته، اخباری را در مورد وخامت حال میرحسین موسوی و مهدی کروبی منتشر کرده اند که بعدا تکذیب شده است
یک گروه تحقیق سازمان ملل، در مورد "ناپدید شدن اجباری" میرحسین موسوی ومهدی کروبی از حکومت ایران توضیح خواسته است.
فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ شکایتی را در باره بازداشت غیررسمی میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی به گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری تسلیم کرده بودند.
فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر دوشنبه ۲۱ شهریور (۱۲ سپتامبر) با صدور بیانیه ای اعلام کرد که "گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری" خواهان پاسخگویی تهران در باره محل نگهداری و رعایت حقوق آقایان موسوی و کروبی و همسران آنها شده است.در پاسخ به چنین درخواستی، گروه تحقیق سازمان ملل در ۱۱ شهریور جاری در نامه ای به آن دو تشکل حقوق بشری، به توضیح پی گیری های خود در مورد سرنوشت رهبران مخالفان دولت پرداخته و تاکید کرده که هرگونه اطلاع دریافتی از حکومت ایران در این باره را به اطلاع آنان خواهد رساند
عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر و رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران، با اشاره به نامه گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری گفته: "روشن است که حکومت ایران پس از گذشت بیش از ۶ ماه، هنوز در این باره به سازمان ملل پاسخی نداده و ما این مساله را به اطلاع آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران رسانده ایم.
آقای لاهیجی در سخنانی در سایت فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر، با ذکر اینکه گروه تحقیق سازمان ملل در باره ناپدید شدن های اجباری، در نود و پنجمین اجلاس خود در نوامبر ۲۰۱۱ (آبان ۱۳۹۰) این مساله را بررسی خواهد کرد افزوده است: "با گزارشِ آتی گزارشگر حقوق بشر و اقدامات دیگر، راه برای طرح پرونده جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل به تدریج هموار می شود."

نگرانی در مورد وضعیت موسوی و کروبی


پی گیری اخیر گروه تحقیق سازمان ملل برای اطلاع از وضعیت رهبران مخالفان دولت ایران، در شرایطی صورت گرفته که دو هفته پیش، فاطمه کروبی از انتقال آقای کروبی به مکانی جدید خبر داده و گفته بود که به دلیل کوچک بودن این آپارتمان و حضور ماموران امنیتی، امکان حضور در کنار همسرش از وی سلب شده است.
خانم کروبی در مصاحبه ای در ۶ شهریور اظهار داشت که همسرش در دوران حبس خانگی "از کلیه حقوق یک زندانی محروم بوده" و در طول ۱۹۰ روز فقط یک بار به او اجازه هواخوری در حیاط خانه داده شده است.
چند ماه پیش، بعضی از سایت های نزدیک به حکومت ایران از بستری شدن مهدی کروبی در بیمارستان در پی سکته قلبی خبر داده بودند که این خبر، تکذیب حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی را به دنبال داشت.انتشار اخباری مشابه در مورد "وخامت حال" میرحسین موسوی در هفته های گذشته نیز، موجب نگرانی حامیان او شده بود
در واکنش به انتشار این اخبار، اردشیر امیر ارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی، "خبرسازی ها" در مورد حال او را نگران کننده دانسته و تاکید کرد که که مسئولیت هرگونه اتفاقی برای این رهبر مخالف دولت متوجه حکومت ایران است.مهدی کروبی و میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان دولت ایران، در پی صدور فراخوانی برای تظاهرات در حمایت از انقلاب های مصر و تونس در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، توسط ماموران امنیتی تحت بازداشت خانگی درآمده اند.

۱۳۹۰ شهریور ۲۰, یکشنبه

دراویش زخمی را از بیمه درمانی محروم نمودند      
 
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، دراویش گنابادی که بر اثر تیر اندازی مأمورین امنیتی در مورخه  13/6/90  مجروح و در بیمارستان رجایی شیراز بستری شده بودند  برای عمل جراحی و خدمات درمانی از بیمه محروم شدند و بیمارستان از پذیرش بیمه درمانی آنها خودداری نموده است .

در ادامه این گزارش آمده است مسئولین بیمارستان بعلت فشار و تقاضای مأمورین امنیتی این اقدام خلاف قانون را برای تحت فشار گذاستن خانواده مجرومین انجام داده اند .

درود بر شرف مردم تبریز!

درود بر شرفشان که از دادن شعار اسلامی "الله اکبر" خودداری کردند؛ زیرا این شعار، شعار جنایتکارانی
است که هنگام سربریدن آن را سر می‌دهند.

سر بریدن دو تن از اسرای جنگ بدر توسط علی و با نظارت محمد

خراب کردن خانه ها توسط حکومت مستضعفان بر سر ساکنین در اصفهان

رهبر مستضعفان : خجالت خجالت  ،ننگ براین نظام واین ولایت
نشانه های سقوط یک نظام استبدادی هر روز روز بیشتر نمایان میشود




اعدام سه «دگرباشان» جنسي در خوزستان

روز 13 شهريور ماه خبري در خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا ) منتشر شد. عنوان خبر " شش مجرم به داور آويخته شدند "  بود. در اين خبر اتهام يک نفر از اعدام شدگان قاچاق مواد مخدر، دو نفر از آنها تجاوز به عنف و اتهام سه نفر ديگر اعمال منکر و خلاف شرع بيان گرديد. اين در حال است که بسياري از اعمال در قانون مجازات اسلامي خلاف شرع بوده و برخي از آنها نيز اعمال منکر محسوب مي گردند از جمله حجاب يا روزه خواري، ولي مجازات اين اعمال اعدام نيست. 
آقاي عبدالحميد امانت در نشست خبري که با خبرگزاري ها داشتند با يک اشتياق خاص و ويژه خبر اعدام شش شهروند ايراني را مطبوعاتي کرده و در خصوص سه نفر از آنها که مورد نظر  اين يادداشت است، چنين گفت: حکم اعدام سه مجرم به نام‌هاي "م،ط"، "ط، ت" و "م،چ" صبح امروز در اهواز اجرايي شد. اين سه مجرم به استناد مواد 108 و 110 قانون مجازات اسلامي، به دليل ارتکاب به اعمال منکر و خلاف شرع از سوي شعبه 17 دادگاه انقلاب اسلامي اهواز به اعدام محکوم شدند. 
در اينجا مي خواهم نظر شما را به اين جنايت عظيم که به هيچ عنوان قابل توجيه نيست و به نوعي قتل عمد محسوب مي شود جلب کنم:
اولا – اعمال منکر و خلاف شرع در هر موردي حتي زنا يا لواط در صلاحيت دادگاه انقلاب اسلامي نيست. قانونگذار صلاحيت دادگاه انقلاب را مشخص کرده و رسيدگي به چنين جرايمي در صلاحيت دادگاه عمومي و همچنين بر حسب عنوان و مصداق در صلاحيت دادگاه کيفري استان است. بنابراين از اين حيث اعدام اين سه شهروند ايراني به صورت کاملا خودسرانه و سليقه اي توسط دستگاه امنيتي و دادگاه انقلاب بوده است. 
ثانيا – مشخص نيست آيا اين سه وکيل داشته اند يا بدون وکيل محاکمه شده اند؟  وکلاي آنها چه کساني بوده اند؟ آيا وکلاي بوده اند که پروانه وکالتشان را دولت صادر کرده است که اعتراضي به اعدام موکلين خود نکرده اند؟ و دهها و صدها آياي ديگر که جاي بيان تمام آنها در اين جا نيست و خوانندگان گرامي کاملا آگاهند که وکلاي دادگستري در ايران اجازه وکالت در چنين پرونده هايي و دفاع از حقوق شهروندان را نداشته و اگر دفاع کنند و لب به اعتراض بگشايند صدايشان خاموش خواهد شد. به هر حال نداشتن دادرسي عادلانه نيز از ديگر ايرادات اين پرونده و يا بهتر بگوييم جنايت است.
ثالثا – مواد 108 و 110 قانون مجازات اسلامي مربوط به همجنس گرايي است، چنانچه دو فرد مذکر با يکديگر عمل جنسي انجام دهند، اين عمل را لواط گفته و در صورت دستگيري به استناد ماده 110 قانوني مجازات اسلامي به قتل محکوم مي گردند. بنابراين اين سه شهروند خوزستاني به بهانه لواط به مرگ محکوم شده و اعدام شده اند. افرادي که امکان دارد تحت شکنجه اقرار به ارتکاب لواط کرده باشند تا همچون ماکان مولود زاده به دليل خصومت با يکي از مسئولين دستگاه قضايي به مجازات اعدام محکوم شوند. 
هر چند يقين دارم و تاکيد مي کنم هر سه نفر اعدام شدگان بي گناه بوده و قرباني خواسته هاي پليد رئيس دادگستري خوزستان و مسئولين دستگاه قضايي براي پيش گيري از وقوع جرم شده اند، اما نبايد سخنان آقاي احمدي نژاد در نشست سازمان ملل در نيويورک را فراموش کرد که گفت در ايران کسي همجنس گرا نيست و به مجازات اعدام محکوم نمي گردد که البته انسان هاي بي گناه بسياري به همين اتهامات واهي در شهرهاي مختلف ايران محکوم به مرگ شده و مخفيانه اعدام مي شوند. 
در آخر خطاب به اين رئيس دادگستري که در مصاحبه خود گفته است:  تبه‌کاران، اراذل و اوباش و متجاوزان به حقوق مردم از راهي که انتخاب کرده و در آن قرار دارند بازگردند و توبه کنند، در غير اين‌صورت قوه قضاييه و دادگستري خوزستان در مبارزه با اين افراد کوتاه نمي‌آيد. مي گويم: آقاي رئيس که معلوم نيست داراي مدرک تحصيلي هستيد يا خير؟ حقوق خوانده اي يا خير؟ مي دانيد جرمشناسي به چه معناست، يا اينکه فقط و فقط راه مبارزه با خشونت و جرم را در اعدام مي دانيد! در جامعه زندگي کرده ايد يا خير؟ ..... تبه کاران و ارذل و اوباش پاي اينترنت و تلوزيون ننشسته اند که به دستور شما گوش فرا دهند. آنها روزنامه خوان هم نيستند که به صحبت هاي سرتاسر ابهام آميز شما گوش دهند. با اعدام و جنايت و ريخت خون افراد بي گناه نمي توانيد جلوي ارتکاب جرم را بگيريد. به جاي ريخت خون شهروندان ايراني به دنبال ريشکن کردن اصولي و کارشناسانه جرم باشيد و اگر نمي توانيد گره پيچيده خشونت و جرم در ايران را باز کنيد، به کنار رويد تا افردي لايق اين گره به هم تنيده شده را باز کنند. 
به هر حال سه جوان برخلاف موازين صريح قانوني در شهر خوزستان و به صورت بي گناه اعدام شدند و حکومت جمهوري اسلامي مي بايست پاسخگوي ريختن خون اين سه جوان و ديگراني که وضعيت مشابه اين سه جوان دارند باشند. 
محمد مصطفايي – وکيل دادگستري 

انتقال فعال دانشجویی علی عجمی به سلولها انفرادی زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در راستای تشدید فشارهای قرون وسطایی علیه زندانیان سیاسی توسط ماموران ولیفقیه در زندان گوهردشت کرج،فعال دانشجویی علی عجمی به سلولهای انفرادی بند 5 زندان گوهردشت کرج منتقل گردید.
روز شنبه 19 شهریور ماه فعال دانشجویی علی عجمی از سالن ایزوله شده 12 بند 4 به سلولها انفرادی بند 5 زندان گوهردشت کرج منتقل گردید. فعال دانشجویی علی عجمی مدتی پیش هنگامی که زندانیان سیاسی جعفر اقدامی سخت بیمار بود و قادر به راه رفتن نبود او را جهت انتقال به بهداری همراهی می کرد. ولی هنگام بازگشت مورد یورش فردی به نام شیخ افسر پاسدار نگهبان همراه با 3 پاسدار دیگر و وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار گرفت  بطوری که  بدن او از چند ناحیه زخمی و کبود گردید.
افسر پاسدار شیخ که از سرکوبگران این زندان می باشد علاوه بر ضرب و شتم وحشیانه این 2 زندانی اقدام به شکایت علیه آنها نمود . محمد مردانی رئیس زندان ، خادم معاون وی و  فرجی نژاد رئیس اطلاعات زندان بجای پیگیری و برخورد با این پاسدار سرکوبگر اقدام به انتقال فعال دانشجویی علی عجمی به سلولها انفرادی نمود.
فعال دانشجویی علی عجمی دانشجوی حقوق دانشگاه تهران است ،که در بهمن ماه 1388 مامورین وزارت اطلاعات به منزل آنها در سبزوار یورش بردند و پس از مدتی او را به سلولها انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل کردند. او نزدیگ به 4 ماه در سلولها انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت.بازجویان وزارت اطلاعات با نسبت دادن اتهامات واهی و پرونده سازی علیه او ،پرونده وی را به شعبۀ 15 دادگاه انقلاب ارسال کردند و توسط فردی بنام صلواتی معروف به قاضی مرگ مورد محاکمه و به 4 سال زندان محکوم نمود و پس از مدتی او را از بند 350 زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید کردند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ضرب وشتم وحشیانۀ این دانشجوی زندانی و انتقال او را به سلولها انفرادی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بازدید از زندانها ،ملاقات با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها جهت تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای و ارائۀ آن به سازمان ملل می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
وضعیت جسمی «نامناسب» عیسی سحرخیز و جعفر اقدامی
وب سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی از وضعیت نامناسب جسمی چند زندانی سیاسی خبر داده است
عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد دولت محمد خاتمی 

.در این گزارش‌ها که امروز ۲۰ شهریور منتشر شده‌اند، با اشاره به وضعیت نامناسب جسمی عیسی سحرخیز، جعفر اقدامی و فرانک فرید از احتمال ابتلا عیسی سحرخیز به سرطان خبر داده شده است
.براساس این خبر، به تازگی پزشکان به غده‌ای سرطانی در بدن آقای سحرخیز مشکوک شده‌اند که باید هرچه زودتر خارج از زندان تحت درمان قرار بگیرد
.این منبع همچنین گزارش داده که به جز نوسان شدید در فشار خون، سه مهره‌ ستون فقرات او که در زندان آسیب دیده‌اند هم باید درمان شود، در غیر اینصورت احتمال فلج شدن این زندانی سیاسی وجود دارد
.در همین رابطه، خانواده این روزنامه‌نگار زندانی دیروز، ۱۹ شهریورماه در نامه‌ای خطاب به صادق آملی لاریجانی، رئیس‌ قوه قضائیه خواستار اعمال قانون مطابق «اسلام، قانون اساسی و مفاد حقوق بشر» در مورد او شدند
.در این نامه آمده است که نه تنها در طول ۲۷ ماه گذشته حق مرخصی از سحرخیز دریغ شده بلکه حدود یک سال است که ملاقات حضوری و حتی مکالمه تلفنی هم برای آنها ممنوع شده است
.عیسی سحرخیز که درپی انتخابات جنجال‌برانگیز ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شد، در مهرماه سال ۸۹  به اتهام‌های «توهین به رهبر» و «تبلیغ علیه نظام» به سه سال حبس تعزیری، پنج سال ممنوعیت از فعالیت‌های سیاسی و مطبوعاتی محکوم و یک سال نیز ممنوع‌الخروج شد
.او از بهار ۸۹ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد و چندی پیش طی حکمی که در زندان به وی ابلاغ شد دو سال به مدت حبس‌اش اضافه شد
.همچنین کلمه در خبری دیگر از مشکلات جسمی جعفر اقدامی، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج خبر داده است.براین اساس، آقای اقدامی که هفته قبل در زندان دچار گرفتگی عضله پا شد، به دنبال وخامت حالش به بهداری این زندان منتقل شد.
در همین حال، پزشکان بهداری توصیه کرده‌اند که خارج از زندان به وضعیت او رسیدگی شود که مسئولان زندان به این درخواست بی‌توجهی می‌کنند.
این فعال حقوق بشر که تاکنون از حق مرخصی محروم بوده به اتهام هواداری از سازمان‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی هشتم شهریور ۱۳۸۷ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او  به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
فرانک فرید، زندانی دیگری است که از وضعیت جسمی او ابراز نگرانی شده است. این فعال حقوق زنان ۱۲ شهریور همزمان با تجمع فعالان محیط زیست در اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه بازداشت شد.
کمیته گزارشگران حقوق بشر همان زمان نوشت که فرانک فرید هنگام بازداشت، «مورد ضرب و شتم» قرار گرفته که به آسیب دیدن بازو و پرده گوش چپ او منجر شده است. 
پس از انتخابات جنجال‌برانگیز ریاست‌جمهوری در سال ۸۸، تعداد زیادی از فعالان سیاسی، اجتماعی، حقوق بشر و روزنامه‌نگاران، بازداشت شدند.
در این مدت خبرهایی از برخورد ماموران زندان با این زندانیان و وضعیت نامناسب آنها منتشر شده که نگرانی خانواده‌های آنها و نهادی حقوق بشری را به دنبال داشته است. آنها بارها خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی شده‌اند.
به تازگی نیز خانواد‌ه‌ها و نزدیکان زندانیان سیاسی از گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران خواسته‌اند که هرچه زودتر برای رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی به ایران سفر کند.
ایران هنوز با سفر احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر موافقت نکرده‌ است.








زندانیان سیاسی رجایی‌شهر: زندانیان تنبیه و مجازات می‌شوند


شماری از زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه ایران خواستار اعزام هیئت ویژه به این زندان برای تحقیق و گفت‌وگو با زندانیان برای کشف حقایق شدند.


نمایی از داخل زندان رجایی‌شهر کرج /عکس از ایسنا

در این نامه که وب‌سایت جرس، نزدیک به مخالفان دولت متن آن را امروز، ۲۰ شهریور ماهمنتشر کرده، از عادی بودن «تنبیه بدنی» در زندان رجایی شهر کرج خبر داده شده است.زندانیان سیاسی رجایی شهر در نامه خود نوشته‌اند که علی‌رغم ممنوعیت تنبیه بدنی زندانیان طبق آیین‌نامه حقوق و تکالیف زندانیان، بعضی از مسئولان و ماموران زندان رجایی شهر برای برخورد با زندانیان از «مشت و لگد، باتوم چوبی و پلاستیکی» استفاده می‌کنند.به نوشته ۲۱ امضاکننده نامه، این‌گونه برخوردها نه فقط برای زندانیان عادی که حتا در مورد زندانیان سیاسی نیز به کار می‌گرفته می‌شود.آنها هدف ماموران زندان از ضرب‌وشتم زندانیان را «تنبیه و مجازات» و همچنین برای «سرکوب و ایجاد رعب و حشت» دانسته‌اند.در این نامه آمده است که در شش ماه گذشته، هشت نفر از زندانیان سیاسی، امنیتی سالن ۱۲ این زندان به شیوه‌های گوناگون «‌با توهین، تنبیه بدنی، هتک حرمت و حیثیت مواجه شده‌اند.»
این زندانیان در ادامه به یکی از آخرین موردهای اینگونه برخوردها در چهارم شهریورماه اشاره کرده‌ و آورده‌اند که «نگهبان‌های بندهای سه و چهار زندان رجایی شهر، جعفر اقدامی را که از بیماری شدید و رسیدگی نشده پا و کمر رنج می‌برد و علی عجمی را که در بهداری در حال کمک به او بوده، به بهانه عدم سرعت لازم در حرکت زیر مشت و لگد قرار دادند.»
مطابق این نامه، «نگهبان‌ها پس از زدن دستبند به یکی از آنها با ضربات باتوم بر سر‌، صورت، پشت و سینه آنها می‌کوبند، به‌طوری که این ضربات باعث کبودی ناحیه صورت، چشم چپ، کمر و تورم شدید منجر به خونریزی در ناحیه پای یکی از زندانیان شده است.»
در این نامه در شرایطی به برخورد با جعفر اقدامی اشاره شده است که همین امروز خبرهایی درمورد وضعیت جسمی نامناسب این زندانی سیاسی منتشر شده است.
۲۱ امضا‌کننده این نامه از صادق آملی لاریجانی خواسته‌اند تا با اعزام هئیت ویژه تحقیق، به رویه «غیر انسانی» و «خلاف قانون» در زندان رجایی شهر پایان بخشد.
آنها در عین حال تصریح کرده‌اند که هر وقت که یکی از زندانیان درصدد تظلم‌خواهی برآمده‌اند، با «گزارش‌‌های غیرواقعی و پرونده‌سازی» مواجه شده و به‌خاطر «ترس» از اضافه شدن بر مدت محکومیت، از پیگیری منصرف شده‌اند.
نویسندگان این نامه به اصل ۳۹ قانون اساسی که بر حفظ حرمت زندانی تاکید می‌کند، ماده ۵۷۹ قانون مجازات اسلامی که به مجازات مامورین متخلف می‌پردازد و آئین‌نامه داخلی زندان‌ها مبنی بر حفظ حقوق شهروندی و کرامت انسانی استناد کرده‌اند.
بعد از انتخابات پرحاشیه ریاست‌جمهوری در سال ۸۸، بسیاری از فعالان سیاسی، اجتماعی، حقوق بشر و روزنامه‌نگاران در ایران بازداشت و با احکام سنگینی زندانی شدند. شماری از این زندانیان نیز به زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند.
این زندانیان بارها به «نقض گسترده» حقوق خود در این زندان اعتراض کرده‌ و حتا دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
این نامه که ششم شهریورماه نوشته شده است، امضای عباس اسفندیاری، مصطفی اسکندری، افشین باایمانی، مسعودباستانی، رسول بداقی، رضابوکانی، شهرام پورمنصوری، رضاجوشن، ماشاالله حائری، منصور رادپور، الله وردی روحی، عیسی سحرخیز، داودسلیمانی، جمشید صادق الحسینی، کیوان صمیمی، حشمت الله طبرزدی، علی عجمی، امیرحسین فدایی، محمودناجی، سعیدماسوری و میثاق یزدان‌نژاد را پای خود دارد.






عکسهایی از سربازان امریکای جهانخوار!











      خودکشی حسین پناهی به روایت یغما گلرویی
تیغ های ریش تراشی را بسته ای می فروختند و تو با سماجت تنها یک دانه تیغ می خواستی. نه من دلیلش را دانستم، نه بقال مات مانده خیابان جهان آرا که اگر تو را نمی شناخت بدون شک هردوی ما را از دکانش بیرون می کرد! من که همیشه ریش داشتم و بی نیاز تیغ بودم و جایی برای پادرمیانی کردنم برای خریدن بسته ی تیغ ها نبود و تو مثل همیشه از خر شیطان پایین نمی آمدی! بالاخره بقال نگون بخت تسلیم شد و بسته ی تیغ ها را گشود و یک دانه تیغ به قواره ی یک بلیط اتوبوس را کف دست تو گذاشت. آن را لای برگ های کتابت گذاشتی و لبخند زدی! لبخندی به تلخی اسمرینف در آبی! از دکان بیرون آمدیم... شبی از شب های پرسه زنی مان بود. همیشه قدیم می زدیم مسیر تئاتر گلریز، تا اواسط خیابان جهان آرا که خانه ی تو آن جا بود. گپ می زدیم و شعر می خواندیم. سلیقه مان در شعر به هم می مانست. تو کتاب «این جا ایران است و من تو را دوست می دارم» مرا دوست داشتی و بدون این که بگذاری باخبر شوم تعداد زیادی از آن خریده بودی برای هدیه دادن به این و آن و من با «من و نازی» تو سال ها زندگی کرده بودم. در آن روزها تازه دکلمه ی شعرهایت را تمام کرده بودی و مدام از مجموعه ی کامل شعرهایت حرف می زدی که قرار بود با نام «خدا فارسی نمی داند» منتشر کنی. تنظیم و ویرایش کردن شعرها را به من سپرده بودی و هر چه سعی می کردم آن را به عهده ی خودت بگذارم، یا بخواهم که لااقل با هم این کار را انجام بدهیم، قبول نمی کردی و من دلیلش را نمی فهمیدم. آن قدر شعرهایت را دوست داشتم که حذف کردن سطری از آن ها برایم دشوار بود.
   تنها بعد از ورپریدنت دلیل اصرار تو را فهمیدم و با خودم کنار آمدم برای گزینش و گردآوری و بخش بندی شعرهایت. آن شعرها به صورت هفت دفتر منتشر شدند و مجموعه ی کامل هنوز به انتشار نرسیده و با نامی که تو می خواستی گمان نکنم هرگز منتشر شود. آن شب تا مقابل در خانه ات با تو آمدم. به رسم همیشه ی وداع هامان به آغوش کشیدم آن تن نحیف شکننده را که به شیشه ای می مانست که غولی را در خود پنهان دارد... و این آخرین دیدار ما بود! دو روز بعد در میانه ی یک مهمانی بودم که گوشی همراهم زنگ خورد و برای آخرین بار صدایت را شنیدم. همان صدای صمیمی و محجوب را که جای حرف زدن زمزمه می کرد و من کلمات را در غوغای صدای موزیک و رقص مهمان ها نمی شنیدم. گفتم فرصت بده به اتاقی بروم تا بشنوم چه می گویی و تو به اصرار گفتی کار مهمی نداری و می خواستی حالی بپرسی و موضوع کوچکی هست که بعد به من خواهی گفت و خدا حافظی کردی . . . هرگز نفهمیدم آن موضوع کوچک چه بود چون تو دیگر مشغول مردنت شده بودی. دیگر صدای تو را نشنیدم! حسین جان پناهی... چرا که دیگر گوشی را برنمی داشتی! فردایش تو در آن خانه ی کوچک خیابان جهان آرا، سرگرم گشودن رگ هایت بودی! با تیغی که با هم از بقالی آن خیابان خریده بودیم و تو آن را لای برگ های کتابت گذاشته بودی...
 

۱۳۹۰ شهریور ۱۹, شنبه


«نکات جدیدی درباره حوادث بعد از انتخابات منتشر شد»

وب سایت کلمه، از سایت‌های نزدیک به میرحسین موسوی نکات جدیدی از یافته‌های کمیته رسیدگی به آسیب دیدگان رخدادهای بعد از انتخابات را منتشر کرده.
در بخشی از این گزارش آمده ترانه موسوی در طی درگیری‌هایی که به دنبال برگزاری مراسم سال‌گرد شهادت آیت اله بهشتی در مسجد قبا پیش آمده بود و طی آن ده‌ها نفر مجروح و توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بودند، بازداشت و ابتدا به کلانتری نوبنیاد و سپس به محل دیگری منتقل شده بود. خانواده‌ی وی نیز پس از چندی به کلی ناپدید شدند تا هیچ گونه امکانی برای دستیابی به حقیقت ماجرای شهادت ترانه باقی نماند.
معترضان به انتخابات می‌گویند ترانه موسوی پیش از کشته شدنش، در زندان مورد تجاوز قرارگرفته است. اما مسوولان جمهوری اسلامی همواره این موضوع را رد کرده اند.
 این وب سایت هم‌چنین خبر داده که نیروی انتظامی ایران در گزارشی محرمانه به مجلس، تعداد کل کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات را ۸۶ نفر اعلام کرده بود.
 درحالی‌که به نوشته کلمه برخی منابع اطلاعاتی در آن زمان، تعداد واقعی کشته شدگان را چند صد نفر اعلام کرده بودند.


پیک ایران    mohamad_ali_rasekhnia
همسر یکی از جان‌باختگان عاشورای سال ۸۸ می گوید به خاطر دو فرزند خردسالش و برای اینکه معیشت و زندگی‌اش دچار مشکلات بیشتری نشود، ناگزیر شد کمتر از مردی سخن بگوید که در تمام فامیل از او به عنوان «باب الحوائج» یاد می‌کردند اما بی‌گناه در خیابان کشته و شبانه به خاک سپرده شد، بی‌آنکه دو کودک او بتوانند حتی در لحظه‌ی آخر، صورت پدرشان را ببینند.
اینک پس از دو سال، پای صحبت‌های همسر این جان‌باخته‌ی عاشورا نشسته‌ایم که از سختی‌ها و دشواری‌های زندگی خود و دو فرزند خردسالش می‌گوید و حتی از موسوی و کروبی و سبزها هم گلایه می‌کند که چرا کسی سراغی از آنها نگرفت.
«محمدعلی راسخ نیا» معلم ۴۰ ساله‌ای بود که در همان روزهای نخست عاشورا فیلم مربوط به جان باختن او یکی از دردناک‌ترین صحنه‌هایی بود که در اینترنت منتشر شد. این فیلم مردی را نشان می‌داد که تمام صورتش پر از خون بود و مردم کنار جسد و صورت خونین او ایستاده بودند و برخی با شیون فریاد می‌زدند که او زنده است، اما محمد علی راسخ‌نیا زنده نماند و تنها دو روز بعد به خانواده‌اش زنگ زدند تا جسد را تحویل بگیرند.
بر اساس گزارشی که به تازگی درباره‌ی فعالیت‌های «کمیته‌ی پیگیری امور آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات» منتشر شده است – کمیته‌ای که موسوی و کروبی و خاتمی تشکیل داده بودند تا به شناسایی و پیگیری وضعیت خانواده‌های شهدا و مجروحان جنبش سبز رسیدگی کند – فعالیت این کمیته از نیمه‌ی شهریورماه ۱۳۸۸ با ممانعت نهادهای امنیتی مواجه شد و بدین ترتیب چهار ماه بعد که راهپیمایی مسالمت‌آمیز مردم در عاشورای ۸۸ به خاک و خون کشیده شد، هیچ نهاد و گروهی وجود نداشت که بتواند سرنوشت کشته‌ها و آسیب‌دیدگان اعتراضات آن روز را پیگیری و یا از خانواده‌های آنها دلجویی کند.
اکنون همسر محمدعلی راسخ‌نیا که در عاشورای سال ۸۸ به دنبال حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کشته شد، پس از گذشت نزدیک به دو سال از نحوه‌ی کشته شدن و دفن همسرش صحبت می‌کند و یادآور می‌شود که او نیز مانند خانواده‌ی دهها قربانی دیگر سرکوب‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، در این مدت از طریق مراجع قانونی پیگیر پرونده قتل همسرش بوده و البته هنوز به جایی نرسیده است.
سخنان این زن داغدیده در شرایطی بیان می‌شود که به تازگی رئیس قوه قضاییه گفته بود در حوادث پس از انتخابات تنها یک نفر کشته شده است. این در حالی است که عباس جعفری دولت آبادی همان زمان در جمع خبرنگاران گفته بود: «هفت نفر در روز عاشورا کشته شدند، یک مورد اعلام شده با گلوله بوده که نیروی انتظامی رسما اعلام کرده هیچ گلوله‌ای شلیک نکرده، و بقیه بر اثر برخورد جسم سخت و آسیب‌های مشابه کشته شده‌اند و دو مورد هم بر اثر گلوله‌های ساچمه‌ای بوده که اساسا در اختیار نیروی انتظامی نیست.»
همسر «محمدعلی راسخ نیا» در مورد اینکه همسر کجا مورد اصابت قرار گرفت میگوید " دقیقا زیر پل حافظ بوده و وقتی این اتفاق رخ می دهد، موبایل همسرم می افتد که کسی با همان موبایل تماس می گیرد و به خانواده اطلاع می دهد. بعد از دو روز هم که خیلی مظلومانه او را جلوی چشم بچه های کوچکم در تاریکی دفن کردیم. خیلی زجرآور بود. 
تا کنون خانواده ی پنج تن از کشته شدگان عاشورا به نام های علی موسوی حبیبی، مصطفی کریم بیگی، شهرام فرج زاده طارانی، شبنم سهرابی و مهدی فرهادی راد در مصاحبه‌هایی که با جرس انجام داده‌اند، کشته شدن اعضای خانواده خود با شلیک مستقیم گلوله و یا زیر گرفته شدن توسط خودروی نیروی انتظامی را مورد تایید قرار داده و در عین حال گفته‌اند که تاکنون قاتلی به آنان معرفی نشده است.
article picture

ایران در اشغال اسلام طالبان ،پلمپ یک کلوپ غواصی، به دلیل داشتن مربی زن
 
منبع حکومتی:یک کلوپ غواصی، به دلیل عدم رعایت شئونات اسلامی و سرویس‌دهی به آقایان توسط مربی زن، توسط مدیریت نظارت بر اماکن پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی ویژه کیش پلمپ شد.

سایت حکومتی مشرق:به گزارش معاونت اجتماعی، در پی وصول اخبار و اطلاعاتی مبنی بر تخلف یکی از کلوپهای غواصی جزیره کیش و عدم رعایت شئونات اسلامی، موضوع در دستور کار ماموران مدیریت نظارت بر اماکن عمومی فرماندهی انتظامی ویژه کیش قرار گرفت.

ماموران در بازدید از این محل با مشاهده تخلفات و نیز مشاهده سرویس‌دهی و آموزش غواصی آقایان توسط مربی زن، ضمن تذکر به مدیریت هتل، نسبت به پلمپ کلوپ غواصی اقدام کردند.

احمدرضا یوسفی، روزنامه‌نگار زندانی، ۱۵ ماه محروم از مرخصی

خبرگزاری هرانا - احمدرضا یوسفی، روزنامه نگار و معاون سابق فنی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بیش از ۱۵ ماه است که محروم از همه حقوق قانونی از جمله حق مرخصی در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می شود.
به گزارش کلمه، این روزنامه نگار توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به دو سال حبس قطعی و سه سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
یوسفی سال ۸۹ وقتی برای ادامه تحصیل قصد خروج از کشور را داشت، به اتهام ارتباط با بیگانگان در فرودگاه دستگیر و زندانی شد. او در مدت چهار ماه بازداشتش در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات تنها دو بار بازجویی شد و با وجود نبود مدرکی در پرونده اش مبنی بر تخطی از قانون، به مانند بسیاری از زندانیان سیاسی پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، قربانی سناریو سازی نهادهای امنیتی شد و در دادگاه توسط قاضی صلواتی حکم سنگین پنج سال زندان را که سه سال آن به حال تعلیق درآمد، دریافت کرد.
یوسفی دارای مدرک فوق لیسانس مدیریت اجرایی و متخصص در حوزه علوم کامپیوتری است. وی از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۴ به طور پیوسته به عنوان معاون فنی با خبرگزاری ایسنا همکاری داشت. وی از سال ۸۴ نیز این سمت را در این خبرگزاری به صورت نیمه وقت ادامه داد و همچنین مدتی دبیری سرویس بین الملل این خبرگزاری را برعهده گرفت. همکاری با خبرگزاری ایلنا از دیگر سوابق کاری اوست.
وی در انتخابات سال ۸۸ نیز به سایتهای اصلاح طلب فاتح نیوز، قلم نیوز، سلام خاتمی، سلام میرحسین و یاری نیوز کمک فنی می داد. احمد رضا یوسفی در دوران حضور در خبرگزاری ایسنا، معاون ابولفضل فاتح (مسئول اطلاع رسانی ستاد میرحسین موسوی و مدیر وقت این خبرگزاری) بود.


سه تن دیگر در ارومیه اعدام شدند

منابع حقوق بشری از اعدام ۳ تن از شهروندان ایران در شهر ارومیه خبر داده اند.

بر اساس آنچه که وب سایت موکریان نیوز منتشر ساخته صبح دیروز در زندان مرکزی ارومیه سه زندانی به نام های محی الدین،خورشید و یونس قاسم زاده به دار آویخته شدند.
بر اساس این گزارش محی الدین و خورشید قاسم زاده فرزند سعد الله "برادر" و یونس قاسم زاده فرزند صادق پسر عموی آنها، اهل روستای "هه له قوشک" واقع در منطقه ی "سوما" از توابع شهر ارومیه می باشند که سپیده دمان روز پنج شنبه در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شدند.
اتهام این سه شهروند کرد مواد مخدر اعلام شده است.

۱۳۹۰ شهریور ۱۸, جمعه

عکس با دهان بسته 
هر کی یه عکس با دهان بسته از این هموطن عزیز بیاره, جایزه داره


 


۱۳۹۰ شهریور ۱۷, پنجشنبه


علی خامنه ای امروز رسما دیکتاتوری مطلق خود را اعلام کرد

علی خامنه ای با اعلام رسمی مطلق بودن منصب و تصمیم های خود در راس نظام حاکم گفت: « مطلقه يعنی در دستِ کليددار اصلی نظام، حالت انعطافی وجود دارد که می تواند هر جا لازم شود مسير را تصحيح و تکميل کند.»! این سخن یعنی قانون، کشکی است که توسط قانونگذار و مجریان قانون ساییده شود و نظام حاکم سیستمی است که بنا به میل و اختیار جناب دیکتاتور مطلق و خودخوانده ، به سمت میل و خواست ایشان و رفقا هر دم به سویی منعطف می شود.
بسیاری از مردم فداکار و هوشیار ایران زمین مدتهاست که به حاکمیت مطلق دیکتاتور بر جان و مال ایرانیان واقفند، اما آنهایی که همچنان گمان دارند می شود با حکومتی که چنین دیکتاتور گستاخی بر آن چنگ انداخته به راه حل میانه ای رسید گوش هاو چشمهایشان را خوب باز کنند و بشنوند و ببینند که چگونه علی خامنه ای امروز و بطور صریح و رسمی تیر خلاص را به پیشانی جامعه مدنی و قانونمداری شلیک کرد.
اگر تا امروز برای برخی این شائبه وجود داشت که مشکل از اطرافیان و …است و دیکتاتوری در زیر عبای ایشان نمی گنجد، یقین حاصل کنند که از قضاء فاشیزم و دیکتاتوری قبایی است که برازنده ایشان دوخته شده و در جزء جزء رفتارها و سخنان وی
خودنمایی می کند.
صحبت های امروز علی خامنه ای حجت را بر همه تمام کرد تا بدانیم که آزادی ایران در سایه حضور ویرانگر وی ممکن نیست.

سخنان زندانی سیاسی احمد قابل از بیمارستان رضوی مشهد گزارشی از: فرزین فیلم پنج شنبه 90/06/17 دانشمند ارجمند، احمد قابل، بیمارستان رضوی مشهد، در انتظار خالی شدن تخت برای بستری شدن، تشخیص تومور مغزی نزدیک به غده ی هیپوفیز، پزشک معالج دکتر بیرجندی ، ساعت عمل 15/30 بعد از ظهر امروز- 5 روز مرخصی برای عمل جراحی



  روزنامه عربی "الزمان":سفرمحرمانه بشار اسد به تهران و ملاقات با خامنه ای

article picture
به گزارش روزنامه عربی "الزمان" بشار اسد، رییس جمهور سوریه، اخیرا سفر محرمانه ای به تهران کرد و با آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد به گفت وگو نشست.

در این ملاقات به نوشته "الزمان" بشار اسد آخرین تحولات امنیتی و اقتصادی مربوط به بحران سوریه را با مقامات ایران درمیان گذاشت.

براساس گزارش فوق و به نقل از منابع آگاه به امور سوریه، در این ملاقات ها مقامات ایران به بشاراسد توصیه کردند که در را به روی تلاش های اعراب نبندد و به ابتکار جامعه عرب برای حل بحران سوریه پاسخ مثبت دهد.

پیش از این و قبل از سفر اسد به تهران به نوشته "الزمان" تقاضای نبیل العربی، رییس اتحادیه عرب، برای سفر به دمشق با عدم تمایل مقامات سوریه روبروشده بود.

نبیل العربی، قرار بود روز هفتم سپتامبر به دمشق سفر کند و طرح اتحادیه عرب را برای پایان دادن به بحران سوریه با بشاراسد درمیان گذارد.

مقامات دمشق اما سفر وی را به تعویق انداختند.

روزنامه "الزمان" به نقل از منابع مزبور می گوید که محتوا و مضمون طرح اتحادیه عرب قبل از عید فطر به اسد ابلاغ شده بود و اسد درهمان زمان و بلافاصله این طرح را با مقامات ایران درمیان گذاشته است.

مقامات ایران به نوشته "الزمان" به اسد توصیه کردند که با درنظر گرفتن اوضاع فعلی با طرح اعراب موافقت کند.

این موضع ایران به نظر بعضی از ناظران سیاسی بیانگر چرخشی است که اخیرا در مواضع سیاسی مقامات جمهوری اسلامی درقبال تحولات سوریه مشاهده می شود.

این چرخش سیاسی به نوشته هفته نامه لبنانی "السبوع العربی" درپی سفر امیرقطر به تهران حاصل شده است.

به نوشته این هفته نامه، حامد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر و حامد بن جاسم، وزیرخارجه این کشور، در سفر اخیر خود به تهران با مقامات بلندپایه سیاسی و مراجع دینی ملاقات کردند و تلاش نمودند مقامات ایران را قانع کنند که به اسد اجرای اصلاحات وسیع را توصیه کنند.

امیرقطر در این ملاقات یک طرح مشترک ایران ـ قطر را پیشنهاد کرد.

این طرح شامل دومرحله است: مرحله اول ایجاد آشتی میان نظام سوریه و مخالفین و مرحله دوم شروع گفت وگو میان آنان و ادامه این گفت وگو تا رسیدن به نتیجه مطلوب و مقبول برای همه است.

بعضی رسانه ها می گویند که امیر قطر به مقامات ایران پیشنهاد کرد که آماده است امکان ملاقات اخوان سوریه و ایران را فراهم کند.

علاوه برآن، امیرقطر در این سفر به احمدی نژاد تأکید کرد که راه حل نظامی و سرکوب درسوریه شکست خورده و اصلاحات تنها راه برون رفت از وضع موجود است.

امیرقطر پس از بازگشت ازتهران و در موضع گیری رسمی باردیگر این موضع خود را تکرار کرد و گفت که مردم سوریه دست از خواسته های خود برنخواهند داشت.

از طرف دیگر احمدی نژاد از کشورهای منطقه خواست که مسایل و مشکلات خود را بدون دخالت دادن کشورهای غربی حل کنند.

حامد بن جاسم، وزیرخارجه قطر، پس از بازگشت از تهران گفت که "همه ما که در روزهای سخت کنار سوریه ایستاده ایم" تلاش کردیم که مقامات سوریه را به اجرای اصلاحات واقعی و حقیقی تشویق کنیم. وامیدواریم که تصمیم های اتخاذ شده رهبران دمشق در راستای خواسته ها و آرمان های مردم سوریه باشد و برماست که به تحقق چنین تصمیم هایی کمک کنیم .

و در مورد ایران گفت که ایران در راه رسیدن به چنین هدفی می تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند.

امیرقطر به گفته هفته نامه عربی درعوض به مقامات ایران وعده داد در جهت کاهش تنش میان جمهوری اسلامی و کشورهای خلیج فارس تلاش و کوشش خواهد کرد

درکنار این تلاش های امیرقطر، عاملی که تاحدودی ایران را به تأمل در رویکرد خود درقبال بحران سوریه واداشت، انتقادات اخوان المسلمین مصر و اردن به دفاع مطلق جمهوری اسلامی از نظام اسد است.

دراین رابطه می توان به تحریم جشن وگردهمایی سفارت جمهوری اسلامی در اردن به مناسبت "روز قدس" از طرف اخوان المسلمین اشاره کرد.

درپی استمراراین انتقادات و تلاش های مقامات قطر بود که علی اکبرصالحی اعلام کرد که خواسته ها و مطالبات مردم سوریه باید رعایت و در نظرگرفته شود.

پس از علی اکبرصالحی، سید احمد آوایی، عضو کمیسیون امنیت ملی، به صراحت اعلام کرد که سیاست حمایت مطلق ایران از سوریه اشتباه بود.

چرخش از سیاست حمایت مطلق از نظام سوریه به سیاست گفت وگو اکنون درحال تبدیل شدن به موضع رسمی ایران شده است.

در راستای این سیاست تازه ایران، بعضی رسانه ها گزارش می دهند که ایران درجهت برقراری رابطه با اپوزیسیون سوریه تلاش ورزیده است.

دراین رابطه هفته نامه آلمانی "دی تسایت" خبر می دهد که ایران با اپوزیسیون سوریه درپاریس تماس هایی برقرار کرده است.

اما اخبار رسیده حاکی ازآن است که اپوزیسیون سوریه، حداقل درخارج، چندان رغبتی به گفت وگو با ایران ندارد و جو حاکم بر آن نسبت به ایران بسیار بدبینانه ست.

درجلسه ای که در 13 آگوست اپوزیسیون سوریه در برلین برگذار کرد، به ضوح این روحیه بی اعتمادی و بدبینی نسبت به مقاصد ایران محسوس بود.
انشار و دریافت: میدل ایست برلین
 

۱۳۹۰ شهریور ۱۶, چهارشنبه

اينجا هويت من است نمي گذارم نابود شود



وای، امروز وطن،خانه بیگانه ما
درد من،زخم تبر نیست که چون تیشه زند
زخمِ کاریست که چون داس گل ازریشه زند
دشت ِ گل پرورمن ،خسته از این بی داد است
سالیانیست، که این درد براندیشه زند
درد من ،مشت گره کردهِ ناخورده که نیست
چشمِ بر آتش و یک شهرِ خدا مرده که نیست
درد من آفت وامانده در این مزرعه است
سالیانیست از این درد، دل آزرده که نیست
سالیانست،که غارت شود این خانه ما
نیست آوار به سر،ازغمِ ویرانه ما
دوش درخاطر کس،یاد چنین روزنبود
وای، امروز وطن،خانه بیگانه ما
وای، این شام سیه،مرغ سحرنیست دگر
ناله ای بهرِوطن ،درسرِ ما چیست دگر
خُرم آنروز، که بر جانِ کسی زخمی نیست
داغ بر تن زده جز مام وطن کیست دگر
کیست،یادِ وطنش ناله شبگیر کند
خاک میهن ،کفن ومیخ به زنجیر کند
سینه یکجا بدرد،ازغم این خاک گران
کیست در راه وطن ،عمر جوان، پیر کند
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin