۱۳۹۰ شهریور ۵, شنبه


مهدی کروبی به مکانی دیگر منتقل شد

سحام نیوز: فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی در مصاحبه‌ای کوتاه در خصوص آخرین وضعیت
 همسرش اعلام کرد که وی به مکان دیگری منتقل شده است.
به گزارش سحام نیوز، در این مصاحبه فاطمه کروبی ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات
 برای همه مردم در ماه رمضان گفت: ابتدا طی مقدمه‌ای باید خدمت مردم عرض کنم، وقتی که
 آقای احمد جنتی در مقام سخنگوی حاکمیت در نمازجمعه ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ از لزوم حصر رهبران
جنبش اعتراضی مردم ایران سخن گفت و قوه قضاییه را چنین توصیه کرد که “دستگاه قضایی
باید ارتباط سران فتنه با مردم را به کلی مسدود کند. در خانه آنها مسدود شود، تلفن‌ آنها قطع شود،
 اینترنت آنها نیز قطع شود تا نتوانند پیامی بدهند و پیامی بگیرند و در خانه خود زندانی شوند و …”
 از بعد سخنان وی بود که ما با اشغال مجتمع مسکونی خود و نیز منزل فرزندم مواجه شدیم. پس از
 این اقدام، از همان روزهای آغازین آقای کروبی به غیر قانونی بودن و بر خلاف شرع بودن تصرف
 مجتمع تاکید داشتند و بارها به آنان تذکر دادند و از ماموران می خواستند که محل اقامت ایشان را به
مکان دیگری منتقل کنند تا بیشتر از این موجبات آزار همسایگان فراهم نگردد و مالکین دیگر مجتمع
بتوانند به خانه خود باز گردند.
همسر مهدی کروبی در ادامه درباره شرایط مهدی کروبی افزود: از ابتدای حبس تاکنون، ایشان از کلیه
 حقوق اولیه یک زندانی مانند حق داشتن هواخوری، حق ملاقات، داشتن کتاب و روزنامه، محروم
بوده و هستند و این امر صدماتی را به وضعیت جسمی ایشان وارد خواهد کرد.
خانم کروبی در خصوص انتقال همسرش به مکانی دیگر اظهار داشت: سرانجام با پافشاری آقای
کروبی، از اول ماه رمضان، ایشان را به آپارتمانی بسیار کوچک منتقل نمودند و در حال حاضر ایشان
 به همراه ماموران امنیتی در آن واحد آپارتمانی مستقر گردیده اند و با این اقدام عملا از ورود من
 نیز به آپارتمان جلوگیری شد؛ زیرا حضور و زندگی من در آن آپارتمان کوچک یک خوابه با حضور
 ماموران امنیتی میسر نبود. این در حالیست که طبق هماهنگی صورت گرفته با ماموران، قرار بود
 آقای کروبی را به منزل خودشان که توسط فرزندانم در منطقه جماران تهیه شده بود، منتقل نمایند و
 به دلایل نامعلومی، نیروهای امنیتی حاضر نشدند ایشان را به  این ساختمان که تنها منزل مسکونی
 ایشان است، منتقل کنند.
فاطمه کروبی در ادامه افزود: من در همین جا اعلام می کنم که آقای کروبی یک خانه دارد و آن
هم در همین جماران است و تحمیل اجاره‌ی مکان دیگر به خانواده ایشان، به معنای خانه ی آقای کروبی 
نیست.
در پایان فاطمه کروبی وضعیت روحی همسرش را “خوب و استوار” توصیف کرد و گفت: در حالی
که طی این ۱۹۰ روز، ماموران تنها یکبار به آقای کروبی برای حضور در فضای باز و هواخوری در
 حیاط منزل اجازه داده اند و علیرغم اینکه آخرین ملاقات با ایشان مربوط به نیمه شعبان می باشد؛ ایشان
از روحیه بالا و استواری برخوردارند. از روز اول هم آقای کروبی با همین روحیه قوی، از حاکمیت و
 زندان بانان هیچ درخواستی را نداشته است و با توجه به اینکه از حقوق اولیه یک زندانی محروم بوده،
با خونسردی تمام و اعتماد به نفس بالا این مشکلات را تحمل نموده و افتخار می کند به عملکرد خویش در
 دفاع از حقوق مردم. حکومت باید بداند که آقای کروبی چه پیش از انقلاب و چه اکنون از پرداخت
هرگونه هزینه ای؛ هیچ ابایی نداشته و خود را آماده تحمل همه مصائب نموده است.
لازم به توضیح است در حال حاضر مهدی کروبی عملا به صورت جداگانه و به دور از همسر در این ساختمان کوچک در حبس خانگی
 قرار دارد و نگرانی ها هر روز در خصوص وضعیت سلامتی ایشان بیشتر از پیش افزایش می یابد. از طرف دیگر سایت های زرد و
علاقه مند به شایعه پراکنی و وابسته به جریان حاکم و نهاد های امنیتی، طی یک ماه اخیر با آگاهی از میزان محبوبیت آقایان کروبی و
موسوی در میان مردم، شروع به انتشار اخباری کذب و دروغین باهدف معروف نمودن خود و افزایش بازدیدکنندگانشان کرده اند؛ دریغ از
اینکه مردم بیشتر از گذشته به ماهیت پوچ این گونه سایت ها و خبرها پی خواهند برد.

کارگران ساختمانی نانی برای خوردن ندارند!


شرق
برای پیگیری وضعیت کارگران سر گذر، به اصلی‌ترین سازمان تخصصی کار یعنی اداره کل کار و امور اجتماعی مراجعه کردیم تا مطالبات به حق این قشر زحمت‌کش را مطرح کنیم، اما این سازمان گویا حتی پاسخگو هم نیست. امیدواریم که سازمانی غیر از اداره کار پیدا شود که داد مظلومانه پدرانی که لقمه نانی برای گذاشتن سر سفره فرزندان‌شان را ندارند، پیدا کنند. در روزهایی که ملت ایران به مردم رنجدیده سومالی کمک می‌کنند کاش مسوولان را به یاد مردان و خانواده‌هایشان بیندازد که واقعا نانی برای خوردن ندارند! کافی است به چهارراهی مثل گلبرگ غربی یا میدان تختی تهران، سر بزنی! آنجا، سومالی را خواهی دید!
شاید تو هم مثل من بارها و بارها، آنها را در چهارراه‌ها دیده باشی. اغلب ایستاده‌اند و در انتظار وانت و صاحب‌کاری هستند که بیاید و آنها را انتخاب کند! اشتباه نکنید، آنها مانکن‌های آنچنانی نیستند، آنها کارگران ساختمانی هستند؛ کسانی که ریسک بالای کارگری روزمزدی را به جان خریده‌اند تا خدای نکرده، مجبور نشوند از دیوار خانه‌ای بالا بروند. بیشتر اوقات، تجمعی بیش از ۲۰ نفر دارند و حتی در گرم‌ترین نقطه روز نیز در سایه‌ای کوچک با چهره‌هایی خسته، عطش کار دارند.
وقتی با یکی از آنها صحبت می‌کنم، می‌گوید: چند روز است که می‌آیم اما کار نیست! بعد از ظهر که بر می‌گردم، سفره‌مان دوباره خالی است! آنقدر از این و آن، قرض گرفته‌ام که روی دیدن آنها را ندارم. همیشه خدا، شرمنده فرزندانم هستم. کوچک‌ترین خواسته‌هایشان در جیب‌های تار عنکبوت گرفته‌ام، گم می‌شود! آخر من چه گناهی کردم که کارگر شدم! جرم من، کارگر بودن است. نه بیمه‌ای دارم و نه آینده‌ای!
کارگران روزمزد ساختمانی براساس قانون بیمه اجباری کارگران ساختمانی مصوب ۲۱/۸/۱۳۵۲ مجلس شورای ملی و براساس اصلاحیه مورخ ۱۷/۸/۱۳۷۹ مجلس شورای اسلامی چنانچه دچار حادثه ناشی از کار شوند، در صورت نیاز به مداوا از مزایای بیمه تامین اجتماعی بهره خواهند برد و در صورت فوت برای بازماندگان مستمری برقرار می‌شود.
با نگاهی به آمار موجود در مورد کارگران فصلی مشاهده می‌کنیم که در سال ۱۳۴۵، ۳۳۵ نفر در بخش ساختمانی و راه‌سازی مشغول بوده‌اند و از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۷۵ آمار دقیقی در زمینه تعداد کارگران فصلی وجود ندارد. اما بر اساس نتایج سرشماری سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ که توسط مرکز آمار صورت گرفته است، کارگران ساختمانی ۳۳/۱۱ درصد از کل اشتغال را به خود اختصاص داده‌اند.
زمان کار در طرح‌های ساختمانی به عنوان سابقه بیمه کارگر روزمزد محاسبه می‌شود و کارگران می‌توانند با جمع‌آوری سابقه کار در صورت احراز شرایط زمانی نسبت به بازنشستگی و برقراری مستمری اقدام کنند. ولی متاسفانه در همین تهران، بسیاری از کارگران پروژه‌های ساختمانی از حق و حقوق بیمه خود اطلاعی ندارند و در صورت بروز حادثه نمی‌دانند چگونه برای احقاق حقوق‌شان اقدام کنند. اصولا کارگران روزمزد را کسی بیمه نمی‌کند و در صورت بروز حادثه یا صدمه به کارگر با دفاتر بیمه هماهنگ می‌شود تا مشکل قانونی برایشان پیش نیاید. در حالی که اقشار کم‌درآمد جامعه حداقل از بیمه روستایی یا کمیته امداد امام برخوردارند ولی کارگران روزمزد ساختمانی از این حداقل‌ها نیز محروم هستند.
کارگران سرگذر چهارراه، روایت گذرهایی است که به مرور زمان به وجود می‎آید. افراد زیادی هر روز در این محل‎ها حاضر می‎شوند و ساعت‎های بسیاری را در کنار هم می‎گذرانند، آن‌گونه که شبیه به خانواده‎ای بزرگ شده‎اند، خانواده‌ای که با آمدن یک ماشین و شخصی که خواهان کارگر است، به راحتی از هم می‎پاشد! آنها ساعت‌ها در یک طرف خیابان، می‌ایستند یا می‌نشینند یا در حاشیه فضای سبزی قدم می‌زنند. شاید هجوم دسته‎جمعی‌شان چندان عجیب نباشد! آیا انتظار روزانه آنان که در بیشتر اوقات بی‎نتیجه می‎ماند، تامل‌برانگیز نیست؟
هر روز کارگران سرگذر چهارراه‌ها را من و تو می‌بینیم. شاید حتی این روزها در حضور هوای چندین و چند درجه‌ای تهران، روزه هم باشند. اما ما وقتی درست در اتومبیل خود نشسته‌ایم و باد بی‌تفاوتی و سرد کولر ماشین‌مان به ما می‌خورد، از کنارشان به راحتی عبور می‎کنیم؛ چه کسی باید پاسخگوی انتظار بی‌نتیجه این کارگران باشد؟
یک کارگر که به گفته خودش دیپلم فنی دارد، می‎گوید: به دلیل نبود کار حدود چهار‌سال است که کارگری می‎کنم. هر روز همراه من حدود سی، چهل کارگر به اینجا می‌آیند و برای به دست آوردن لقمه‎ای نان منتظر می‌مانند تا کسی پیدا شود که نیاز به کارگر داشته باشد. وی با دلی پر از خون ادامه می‌دهد: از این تعداد کارگر معمولا هر روز هشت تا ده نفر می‌توانند کار پیدا کنند که آنها هم بیشتر ریش‎سفیدان هستند یا افرادی که زورشان زیاد است!
نه راه گریز نه راه گزیر!
کارگر دیگری می‎گوید: هشت‌سال است کارگری می‎کنم و هنوز نتوانسته‎ام پیشه دیگری انتخاب کنم. نگاه مردم نامناسب است و برخورد خوبی با ما ندارند. همه به چشم افراد معتاد، اوباش یا زورگیر به ما نگاه می‎کنند. این گذرها جلوه زشتی دارد اما چه باید کرد که چاره‎ای برای سیر کردن شکم همسر و فرزندان‌مان نداریم. کارگر دیگری به نام‌ «رضا» از مشکلاتش می‎گوید: هفته پیش در حین کار، پایم دچار آسیب شد و از همان روز درد شدیدی را در پای خود حس می‌‎کنم، اما صاحب‌کار توجهی ندارد و پرداخت مزدم را منوط به اتمام کار کرده است. وی با ابراز نارضایتی از اینکه «هیچ حمایتی از ما نمی‎شود و هیچ ارگانی حاضر به ساماندهی وضعیت این قشر نیست»، گفت: به اداره کار مراجعه کردم، اما بی‎نتیجه بود. یکی از کارگران ساختمانی گفت: ۲۴‌سال است که کارگر روزمزد هستم، در بعضی از پروژه‌های ساختمانی مرتفع (چند طبقه) کارفرمایان کارگران را بیمه می‌کنند اما مبلغ بیمه از حقوق‌شان کسر می‌شود. یکی دیگر از کارگران می‌گوید: با وجود شش‌ماه کار در پروژه‌های ساختمانی مختلف هیچ وقت از طرف کارفرما بیمه نشدم و اگر به شرایط موجود نیز اعتراض کنیم بیکار می‌شویم. وی با بیان اینکه یک کارگر ساختمانی باید برای داشتن چند روز کار به حقوق بخور و نمیرش قانع باشد وگرنه بیکار خواهد بود ادامه داد: بیشتر کارگران سرگذر یا روزمزد بیش از ۱۰ سال کار کرده‌اند ولی هیچ وقت بیمه یا سابقه کاری آنها محاسبه نشده است!
زمانی برای اوستاهای بخیل!
کارگر جوانی از مهارت خود می‌گوید: کارگر سرگذر هر روز به سمتی می‎رود. یک روز کارگر بنا، یک روز کارگر گچ‎کار و روز دیگر شاید بارکش باشد. بیشتر خراب کردن خانه‌های قدیمی کارمان شده است. استادکاران تنها به فکر پیشبرد کار خود هستند و چیزی به ما یاد نمی‌دهند.
چه کسی، مسوول ماست!
کارگر دیگری گفت: نمی‎دانیم موضوع ساماندهی کارگران سرگذر به چه ارگانی مربوط است اما در هر صورت از مسوولان خواهش می‎کنیم به فکر ساماندهی کارگرهای سرگذر باشند. لااقل ۱۰ مکان را در شهر مشخص یا مکانی را مخصوص ما درست کنند. مکانی باشد که مهارت‌ها در آن تقسیم‌بندی شود، کارگرها دارای نوبت باشند تا دیگر اختلافی پیش نیاید. یکی از نقاشان با نام «علی» که شهرستانی است، می‌گوید: ۱۷‌سال سابقه کار دارم. تعریف از خود نباشد، کمتر کسی است که بتواند رنگ را مثل من در بیاورد.
سال‎های پیش وضع کار خیلی خوب بود و همه جا کار داشتم و بیشتر در مجتمع‎های بزرگ کار می‎کردم، اما دو سالی است که وضع کار خراب شده است. ساختمان‎سازی‎ها کم شده، حرفه‎های دیگر جای حرفه ما را گرفته‎اند و دیگر از حرفه نقاشی استقبال خوبی نمی‌شود. وی ادامه داد: از ایستادن در اینجا جز کارهای کوچک چیزی نصیبم نمی‎شود که بعضی از این کارها یک هفته‎ای یا یکی، دو روزه است و اصلا‌ به لحاظ مالی صرف نمی‎کند، هر چند ناشکری نمی‌کنم اما متاسفانه کارهای بزرگی که سراغ دارم به دست نقاشان ناشی‌ای می‎افتد که به علت پایین بودن قیمت دستمزدشان، کار را از ما گرفته‎اند.
همیشه پای بیکاری در میان است!
کارگر دیگری می‎گوید: بیشتر روزها اینجا کاری نیست و مجبورم با سابقه ۲۰ ‌ساله‎ام کار را که یک کارگر ساده باید انجام دهد، بپذیرم. در سمت کارگران ساده و کم‌مهارت، کارگرانی دیده می‎شوند از ۱۶ ‌سال تا پیرمرد ۶۳ ‌ساله که حتی در روزهای آخر هفته و ایام تحصیل نیز کار می کنند گویا جوانان محصل نیز در این جمع به چشم می‌خورند.
ساماندهی کارگران خیابانی هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است. رییس سابق اداره کار استان تهران با بیان اینکه شهرداری زحمات زیادی در خصوص ساماندهی کارگران خیابانی کشیده می‌گوید: با وجود اقداماتی که در این خصوص انجام شده اما دیگر خبری از آن نیست و موضوع به نتیجه خاصی نرسیده است.
علی مظهری در خصوص ساماندهی کارگران ساختمانی سر چهارراه‌ها، می‌گوید: اجرای این موضوع مربوط به سال‌های گذشته است که با همکاری چند دستگاه مختلف بود و شهرداری کارهایی در این خصوص انجام داد اما دیگر خبری از این طرح نیست! مظهری درباره حل ریشه‌ای موضوع حضور کارگران ساختمانی چهارراه‌ها، معتقد است: اگر در استان‌های نیمه برخوردار، صنایع و اشتغال و زمینه‌های کار فراهم شود کارگران سر چهارراه‌ها که اکثر آنها شهرستانی هستند به سمت تهران مهاجرت نمی‌کنند!
به گفته وی، برنامه‌ریزان استان تهران معتقدند دولت باید تمام تلاش خود را برای توسعه استان‌ها به خصوص شهرهای محروم به کار گیرد تا جمعیت جوان و کارجو شهرهای دیگر به تهران مهاجرت نکنند. مظهری می‌افزاید: اکثر کارجوهای تهرانی از تحصیلات و مهارت برخوردارند، بنابراین سرگذر برای کار نمی‌ایستند. همچنین سازمان فنی و حرفه‌ای و نظام مهندسی مسوولیت آموزش کارگران ساختمانی را برعهده دارد و توصیه شده که کارفرما از افراد دارای مهارت استفاده کند. وی با بیان اینکه ۳۰۰‌هزار فرصت شغلی در تهران در اختیار اتباع بیگانه است، اظهار می‌دارد: اداره کار استان تهران هنوز در مورد حضور بیش از این تعداد اتباع بیگانه در تهران به نتیجه‌ قطعی نرسیده است.
اداره کار، مسوولیتی ندارد
وقتی با شماره ۶۶۷۰۲۱۵۲ اداره کل کار و امور اجتماعی تهران، بیش از چندین و چندبار تماس می‌گیرم تا صحبت‌های او را بشنوم، متاسفانه کسی گوشی را جواب نمی‌دهد، اما موفق می‌شوم تا با یکی از روسای اداره کل کار و امور اجتماعی استان‌های جنوبی صحبت کنم و از او در مورد مسوولیت سازماندهی کارگران سرگذر چهارراه‌ها بپرسم. او می‌گوید: مسوولیت کارگران چهارراه‌ها، ارتباطی با اداره کار ندارد!
وقتی از وی توضیح بیشتری می‌خواهم، می‌گوید: آنها کارگرند و جویای کار ما متولی کارگرانی هستیم که در کارگاه‌ها کار می‌کنند. کسانی که در چهارراه‌ها می‌ایستند، روزمزد هستند و به آنها بیمه تعلق می‌گیرد. وقتی از قهرمان طاهری درباره برنامه‌ای راجع به سازماندهی این کارگران می‌پرسم، می‌گوید: این کارگران باید به اداره فنی‌وحرفه‌ای مراجعه کرده، ثبت‌نام کنند و پس از فراگیری آموزش‌های لازم، وام خوداشتغالی بگیرند!
نتیجه اخلاقی!
به هر حال، « شرق» برای پیگیری وضعیت کارگران سر گذر، به اصلی‌ترین سازمان تخصصی کار یعنی اداره کل کار و امور اجتماعی مراجعه کرد تا مطالبات به حق این قشر زحمت‌کش را مطرح کند، اما این سازمان گویا حتی پاسخگو هم نیست. امیدواریم که سازمانی غیر از اداره کار پیدا شود که داد مظلومانه پدرانی که لقمه نانی برای گذاشتن سر سفره فرزندان‌شان را ندارند، پیدا کنند. در روزهایی که ملت ایران به مردم رنجدیده سومالی کمک می‌کنند کاش مسوولان را به یاد مردان و خانواده‌هایشان بیندازد که واقعا نانی برای خوردن ندارند! کافی است به چهارراهی مثل گلبرگ غربی یا میدان تختی تهران، سر بزنی! آنجا، سومالی را خواهی دید!

اعتصاب سراسری بازاریان تهران همچنان ادامه دارد
از سایت بخش فارسی رادیو اسرائیل 

ادامه اعتصاب بازار تهران علیرغم همه تلاشهای دولت و اعزام مامورین

پیرامون ادامه اعتصاب های گسترده در بازارهای تهران و شهرهای بزرگ و کوچک دیگر ایران امروز اخبار متفاوتی می رسد. در حالیکه خبرگزاریهای غیررسمی ایران- از جمله خبرگزاری «کار ایران» ، وابسته به «خانه کارگر» تاکید می کنند که اعتصاب ها خاموش نشده و امروز – دوشنبه – نیز اقدامات اعتراضی در تهران ادامه یافته، منابع خبری وابسته به دولت از پایان گرفتن اعتصاب ها در این مرحله خبر می دهند، و مدعی هستند که «آرامش به بازار بازگشته است». از سوی دیگر شبکه اصلی رادیوی جمهوری اسلامی ایران امروز برنامه های گفت و گوی طولانی در نکوهش اعتصاب بازار و رفتار بازاریان پخش می کرد و مدعی بود که بازاریان افرادی سودجو هستند که به بهانه یک مالیات سه درصدی می خواهند زندگی را بر مردم سخت تر کنند. رایدوی جمهوری اسلامی در این برنامه خود، بعدازظهر امروز از سیاست های احمدی نژاد دفاع می کرد. 

* ادعای بازگشائی کامل بازار در حالی بود که خبرگزاری نیمه دولتی «ایسنا» به نقل از رئیس امور صنفی تهران نوشت: «بخشی از بازار پارچه تهران امروز هم تعطیل بود و اتحادیه بنکداران پارچه مشغول صحبت با پارچه فروشان عمده فروش بازار برای متقاعد کرد آنها به بازگشائی محل کسب خود هستند». آقای قاسم نوده فراهانی رئیس امور صنفی تهران به خبرگزاری «ایسنا» گفت: «بازار طلا و بازار فرش تهران امروز بازگشائی شدند اما بخشهای دیگری از بازار، مانند بازار پارچه اعتصاب خود را ادامه دادند».

* شاهدان از بازار تهران گزار می دهند صدها نیروی انتظامی و مامور اطلاعاتی برای برخورد با بازاریانی که اعتصاب کرده اند، به بازار اعزام شده اند. خبرگزاری «ایسنا» مدعی شد که دلیل حضور استقرار نیروهای انتظامی در بازار، «نگرانی ها از تامین امنیت کسب و کار است»- و ادعا کرده نوشت: «این نگرانی تنها مربوط به برخی از سراهای دداخلی و یا پاساژهای جانبی بازار تهران بوده است». رئیس شورای اصناف ایران به این خبرگزاری گفت: «برای حل مشکل مالیات بر ارزش افزوده تلاش خواهد شد».

انجمن های اسلامی اصناف و بازار دیشب در بیانیه ای، از بازاریان خواست به سر کسب و کار خود باز گردند.

* این نخستین بار در تاریخ 29 ساله عمر جمهوری اسلامی است که اعتصاب های گسترده بازار تهران و شهرهای مهم دیگر مانند اصفهان را در برگرفته است. اعتصاب ها هفته گذشته با اجرائی شدن قانون مالیاتی جدید آغاز شد. جمهوری اسلامی با نگرانی از عواقب چنین اعتصاب کم سابقه ای قویا می کوشد از طریق رسانه های داخلی خود این اعتصاب را کم اهمیت جلوه دهد و یا اخبار کذب درباره ابعاد آن پخش کند. در حالیکه سایت های خبری نیمه مستقل در ایران از جزئیات گزارشهای اعتصاب در دهها شهر مملو شده رادیوی تهران مدعی بود که «بازار تهران امروز بازگشائی شده است».

* سایت خبری «شهاب نیوز» در تهران بعدازظهر امروز نوشت: «ادعای خاتمه اعتصاب درست نیست و امروز – دوشنبه نیز بسیاری از محل های متعدد کسب و کار در تهران تعطیل بوده است». سایت «شهاب نیوز» نوشت: «امروز در ورودی بازار تهران که با راسته طلا فروشان همراه است، چهرۀ برآشفتۀ طلا فروشان که در مقابل مغازه های بسته خود ایستاده اند، جلب توجه می کرد».

«شهاب نیوز» افزود: «غیر از طلا فروشان، بخش بازار سراسری پارچه فروشان نیز که کاملا تعطیل بود، خودنمائی می کرد» و تا خروجی بازار، که کرکره هائی پائین همه مغازه ها بیش از هر چیزی نمایان بود و تنها برخی دکانهای خرده فروشی امروز در بازار فعالیت داشتند».

سایت «شهاب نیوز» نوشت: «تلاش مسؤولین برای متقاعد کردن متنفذین و رؤسای صنف های مختلف چاره ساز نبود. «شهاب نیوز» نوشت: «بازاریان خواهان معذرت خواهی مسؤولین نیز هستند- زیرا غیر از بحث مالیات، آنهائی که به ما تهمت زدند، باید عذرخواهی کنند».

گفتنی است : احمدی نژاد و مسؤولان دولت او، بازاریان را «مشتی قاچاقچی و سودجو» نامیدند.

«شهاب نیوز» نوشت: «در طول تمامی ساعات امروز، حضور گسترده ماموران انتظامی در بازار چشم گیر است – هر چند که افزود: «امروز اغتشاش و یا شکستن شیشه هائی رخ نداد». از این خبر می توان چنین استنباط کرد که در روزهای اخیر اغتشاشات و ناآرامی هائی اعتصابات را همراهی کرده بود». 

۱۳۹۰ شهریور ۳, پنجشنبه


بخندیم


سهمیه‌ی بنزین موتور گازی اعلام شد:
روزی دو قاشق مربا خوری
سال 88: رای من کجاست؟
سال 89: اونی که بهش رای دادم کجاست؟
سال 90: من کجام؟ کیــــــــــــــــه؟! کیـــــــــــــــــــــه!؟
  
پدر جنتی به جنتی:
تو خجالت نمی‌کشی؟ همسن‌های تو الان نفت شدن بشکه‌ای صد دلار! اما تو هنوز همون پنج لیتر خونی!
 
واسه شتر و زرافه و سوسمار کشتی ساخته بود بعد می‌گفتم یه دوچرخه برام بخر می‌گفت ندارم.
[ پسر نوح از ناگفته‌های اختلافات با پدرش می‌گوید، نقل از کتاب خاطرات جنتی
      وزارت بازرگانی اعلام کرد: ایران، تا زمان تسویه حساب کامل تونس و مصر، از صدور انقلاب به کلیه کشورهای عربی معذور است.
 حالا فکر کنید بریم برای تبریک به مصریها بگیم: مبارک باشه
احمد جنتی در سخنانی خطاب به حسنی مبارک یادآور شد که من به فرعون نیز هشدار داده بودم که با مردم مصر مدارا کند، گوش نکرد و سرنگون شد
 
قانون اول اسلامی نیوتن:
هر نیرویی بخواهد داخل ایران اسلامی انقلاب کند یا آمریکایی است یا انگلیسی. خدا لعنتش کند.
قانون دوم اسلامی نیوتن:
هر نیرویی خارج ایران اسلامی انقلاب کند ادامه ی انقلاب اسلامی ماست. خدا خیرش دهد.
قانون سوم اسلامی نیوتن:
نیروها یا خودی اند و در مکتب ایرانی – اسلامی یا غیر خودی اند و در مکتب صهیونیستی. ان شاءالله!!!
یارو از کلاس راهنمایی رانندگی میاد خونه بهش میگن بابات
که رفته بود جنگل فوت کرده....میگه مار زدش؟ میگن آره...میگه از پشت زدش؟ میگن آره ....میگه:ماره مقصره
 
یارو صبح  زودميره نانوايى بهش ميگن نون شد400تومن ميگه يعنى من بيشترازاصحاب كهف خوابيدم؟؟؟
یه سوال به سوالهای شب اول قبر اضافه شد . . .
با 81 هزار تومان یارانه امام زمان چه کرده ای؟
 
خدا از ادیسون پرسید ای بنده بگو در جهان چه کردی؟
ادیسون گفت من الکتریسیته را اختراع کردم، که با آن خانه‌ها روشن شد، کارخانه‌ها بخاطر برق بوجود آمدند، مردم غذایشان را با آن گرم می‌کردند و… خدا گفت: ای بنده! بگو ببینم رسانه ملی هم از طریق الکتریسیته بوجود آمد؟ ادیسون سرش را پایین انداخت و خود مسیر جهنم را در پیش گرفت..

  دستگیری ۹۱ شهروند در اصفهان توسط نیروی انتظامیarticle picture
 
محمدعلی بختیاری، فرمانده انتظامی شهرستان اصفهان طی روزهای اخیر اعلام کرده که با اجرای یک طرح ضربتی، ۹۱ شهروند در اصفهان دستگیر شدند.

به گزارش خبرنگار مهر، فرمانده انتظامی شهرستان اصفهان گفت در راستای اجرای ۴۸ ساعته یک طرح ضربتی توسط ماموران فرماندهی انتظامی شهرستان اصفهان، ۹۱ تن که وی از آن ها تحت عنوان "شرور" نام برده است، در این کلانشهر دستگیر شدند.

وی افزود در راستای تداوم طرح موسوم به امنیت اجتماعی و همچنین پاک‌سازی مناطق اصفهان از حیث وجود شهروندانی که توسط مسئولان جمهوری اسلامی "اراذل و اوباش"، "مزاحمان خیابانی"و "افراد شرور" خطاب می شوند، طرحی به صورت ضربتی در دستور کار تمامی کلانتری‌های شهر، پلیس اطلاعات و یگان امداد اصفهان قرار گرفت.

وی هم چنین مدعی شده است که تعداد زیادی سلاح سرد نیز از این افراد کشف و ضبط شده که در این رابطه متهمان با تشکیل پرونده به منظور سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شدند.
هرانا
 

  آخوند حکومتی:جمع آوری اطلاعات هويتی در كنار

 اطلاعات ظاهری افراد ضروری است
article picture
 
نماينده خامنه ای در يزد گفت: جمع آوري اطلاعات هويتي در كنار اطلاعات ظاهري افراد براي برنامه ريزي هاي كلان جمهوری اسلامی بسيار ضروري است.
به گزارش ايرنا،آخوند محمد رضا ناصري روز پنج شنبه در ديدار مديركل، رؤسا و كاركنان ثبت احوال استان گفت: داشتن اطلاعات دقيق از افراد براي" توسعه كشور" و همه برنامه ريزان بسيار حياتي و تعيين كننده است .
(بخوانید سازمان مخوف اطلاعات کهریزکی)

وی گفت: تهيه بانك هويتي و شخصيتي افراد در كنار اطلاعات سجلي يكي از مهمترين مأموريت ها و كاركردهاي كلان ثبت احوال است

اعمال فشار بر دری امری، شهروند بهایی جهت اخذ تعهد
ماموران وزارت اطلاعات برای دریافت تعهد کتبی از دری امری، شهروند بهایی وی را تحت فشار قرار می‌دهند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، «دری امری» شهروند بهایی ساکن مشهد که در تاریخ ۲۸ خردادماه سال جاری توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بیش از دو ماه است که در حبس انفرادی بسر می‌برد و طی این مدت نامبرده به شدت تحت فشار قرار گرفته تا تعهدی مبنی بر عدم تبلیغ آئین بهایی امضا کند.
قابل ذکر است مسئولین ذی ربط در مورد اتهام دری امری به خانواده‌اش اعلام کرده‌اند که نامبرده متهم به اقدام علیه امنیت از طریق تبلیغ بهائیت است.
نیروهای سپاه به این افراد فرمان ایست می‌دهند و خواستار توقف آن‌ها می‌شوند. اما به دلیل عدم توقف این افراد آن‌ها را مورد هدف تیراندازی شدید خویش قرار می‌دهند که در نتیجه آن، یوسف میرزایی به دلیل اصابت ده‌ها گلوله در همانجا به قتل می‌رسد. مردم منتطقه اعلام کرده‌اند که نزدیک به ۵۰ گلوله به بدن وی اصابت کرده و جسد وی به دچار سوختگی شدید و تکه تکه شده است. هنوز علت قتل این شهروند کُرد توسط نیروهای سپاه پاسداران مشخص نشده است.


   قتل یک شهروند کُرد توسط نیروهای سپاه/فشار بر شهروند بهایی جهت

اخذ تعهد
article picture
 
اوایل شب یک شنبه مورخ ۳۰ مردادماه نیروهای سپاه پاسداران در منطقه «قره کوپری» شهر ماکو یک شهروند کرد را مورد هدف قرار داده و به قتل می‌رسانند.

بنابه اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یوسف میرزایی شهروند کُرد اوایل شب یک شنبه به همراه دو فرزند خویش از کوچه‌های منطقه «قره کوپری» در حال گذر بود که با کمین نیروهای سپاه پاسداران مواجه می‌شوند،

  تشدید فضای امنیتی در شهر ارومیهarticle picture
 
از ساعت ۱۶ امروز شهر ارومیه شاهد حضور گسترده نیروهای ضد شورش و انتظامی در خیابان‌ها و میادین اصلی شهر بوده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نیروهای انتظامی در دسته‌های پنج نفری و به فاصله ۲۰ متر در خیابانهای امام، عطلیی، مرکز، کاشانی، پنجراه، عسگرآبادی و... مشاهده شده‌اند.

این نیرو‌ها از هرگونه تجمع جلوگیری می‌کنند، بر اساس گزارش شاهدان عینی این نیرو‌ها در «پنجراه» اقدام به ضرب و شتم چند تن جوانان کرده‌اند.

بر اساس این گزارش سرعت اینترنت نیز در این شهر افت شدیدی داشته است، بطوری که دسترسی به سایت‌ها امکان پذیر نیست.

گفتنی است، فعالین سیاسی و مدنی در پی فراخوانی روز شنبه در این شهر قصد برگذاری تجمعی در اعتراض به رد طرح آبرسانی به دریاچه ارومیه دارند.
شرم بر کسانی که زجه های این مادر را فراموش کنند
 
 
ویدئو سوگواری مادر ندا آقاسلطان را در مراسم دومین سالمرگ ندا در بهشت زهرا نشان می‌دهد. ندا آقاسلطان در جریان اعتراضات گسترده دو سال گذشته در ایران با شلیک مستقیم گلوله کشته شد. مقام‌های ایرانی مرگ او را به اشخاص، کشورها و گروه‌هایی خارج از حکومت و حتی خودش نسبت دادند و هرگز مسئولیتی در مورد آن نپذیرفتند. این در حالی است که رژیم جنایتکار خامنه ای و همدستانش برای کشاندن مردم به نمایش روز موسوم به "قدس" شدیدا در تلاش و تبلیغات هستند. ننگ بر کسانی که برای ساندیس و کیک وارد صحنه جنایتکاران می شوند. ننگ عالم بر کسانی که زجه های این مادر را فراموش کردند.

۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه


  حکم اعدام برای یک شهروند 72 ساله تهرانیarticle picture
 
یک شهروند تهرانی ۷۲ ساله به نام «سیروس» به اتهام قتل فردی به نام «علی رضا» ۴۳ ساله به اعدام محکوم شد.

به گزارش هرانا و به نقل از روزنامه همشهری، شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی «سیروس» ۷۲ دو ساله را به اتهام شلیک گلوله و قتل «علی رضا» به قصاص نفس محکوم کرد.

این درگیری در ۹ آذر ماه سال ۸۹ در منطقه‌ای لواسان رخ داده است.

یورش وحشیانه و ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند 6 زندان گوهردشت کرج


زندان گوهر دشت كرج
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یورش وحشیانه به زندانیان سیاسی بند 6 ومورد ضرب و شتم قرار دادن آنها. در طی چند روز گذشته ضرب وشتم و فشارهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی هم وطن کرد در بند 6 زندان گوهردشت کرج شدت یافته است.طی یورشی که پاسداربندها به دستور خادم معاون زندان صورت گرفت زندانیان سیاسی محمد برقی و کمال ملائی مورد ضرب و شتم وحشیانه آنها قرار گرفته و سایر زندانیان سیاسی در این بند مورد اهانت و بدرفتاری و تهدید آنها قرار گرفتند.
در حال حاضر تعدادی از زندانیان سیاسی کرد در بند 6 زندان گوهردشت کرج کنار زندانیان عادی و خطرناک نگهداری می شوند.اسامی بعضی از آنها به قرار زیر می باشد:انور خضری،کامران شیخی،هادی امینی،جهانگیر سهرابی،محمد برقی،پرویز عثمانی،لایق کردپور،کمال ملائی و رمضان سیدی .
مدتی پیش سه زندانی سیاسی کرد به نام های انور خضری ،رمضان سیدی و کامران شیخی در اعتراض به نگهداری آنها در میان زندانیان عادی و خطرناک،رفتارهای وحشیانه و عدم انتقال به سالن زندانیان سیاسی چند هفته در اعتصاب غذا بسر بردند.
خادم معاون زندان گوهردشت کرج که از شکنجه گران این زندان می باشد بجای رسیدگی به خواسته های به حق آنها ،آنها را مورد تهدید و ضرب وشتم و اذیت وآزار قرار می دهد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به زندانیان بی دفاع مورد ضرب و شتم و اذیت و آزار قرار دادن آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل به ایران برای بازدید از زندانها ، ملاقات با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها جهت تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در ایران و ارائۀ آن به سازمان ملل متحد می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
02 شهریور 1390 برابر با 24 اوت 2011

نظام جمهوری اسلامی عورت ندارد


نظام جمهوری اسلامی عورت ندارد :)
این هم سندش
عورت نظام
عورت نظام


قانون اساسی ایران درباره‌ی زنان دو رویکرد دارد: 

۱. زنان حقی ندارند ۲. زنان تکلیف و مسئولیتی ندارند

با این توضیح که:
۱. زنان حقی ندارند یعنی حتی درباره‌ی بدن خود هم نمی‌توانند تصمیم بگیرند و مثلا برای عمل جراحی به اذن پدر، شوهر یا امثالهم نیاز دارند.
۲. زنان تکلیفی ندارند یعنی زنان «به لحاظ قانونی»، وظیفه و مسئولیتی در قبال هیچ کس، حتی فرزندان خود، ندارند، مثلا زن حتی موظف نیست کودک خود را شیر دهد یا معاش کسی، حتی خودش، را تامین کند چون از نظر «قانون» همیشه یک مرد موظف است معاش زن را تامین کن (تنها وظیفه‌ی «قانونی» زن «تمکین» است که اغلب شامل مواردی است مانند ترک خانه و از همه مهم‌تر آمیزش جنسی)

به طبع، وضعیت مردان برعکس است:
۱. اغلب حقوق موجود در قانون، متعلق به مردان است
۲. اغلب تکلیف‌های فردی و اجتماعی بر عهده‌ی مردان است. اغلب همین وظایف اقتصادی-اجتماعی است که سبب می‌شود مردان در برابر زنان، که تنها وظیفه‌ی تمکین دارند، دائما موضعی قوی‌تر داشته باشد.

انسان یعنی مجموعه‌ی حق و تکلیف پس اگر کسی برای حقوق برابر تلاش می‌کند، باید برای تکلیف و مسئولیت برابر نیز تلاش کند اما جالب اینجاست که همه فقط از حقوق برابر حرف می‌زنیم و حتی گاه «بی‌مسئولیت بودن قانونی زنان» را "تبعیض مثبت" قلمداد می‌کنیم!‍

پس علاوه بر حقوق برابر؛ مسئولیت برابر نیز از واجبات این جنبش هست

حرف آخر این که تبعیض‌های جنسیتی تنها مشکل زنان نیست، مشکل انسان‌هاست و جا انداختن این موضوع از وظایف جنبش زنان است


چرا الله در قرآن آرزوی مرگ مخالفان را دارد و بر آنان نفرین می‌فرستد، آیا الله خدائی است ناتوان؟

همواره نفرین و لعنت از جانب کسی سر می‌زند که خود دچار ضعف باشد، معروفترین این نفرینها که در واقع نوعی است خاص از ناسزاگوی، مرگ بر فلانی و یا لعنت بر فلانی است؛ اما آیا رواست که خدا هم چنین واژگانی را در برابر انسانهائی که بنده‌ی او هستند، بکار ببرد؟ اگر موجودی که گفته می‌شود خداست، چنین واژگانی را بکار برد در مورد او چه قضاوتی خواهیم کرد؟
در اینجا دو احتمال مطرح می‌گردد:
1- انسانی دروغگو خود را خدا می‌داند.
2- کسی به دروغ سخن خویش را به خدا نسبت داده است.
 حالت نخست مستوجب این امر است کسی که خود را خدا می‌داند، مستقیما با مردم سخن بگوید؛ اما در حالت دوم شخصی در هنگام ضعف ناسزا را بر دیگران ببندد و سخنان خویش را به خدا نسبت دهد.
از آنجائیکه هدف در اینجا شناخت اسلام و ایعاد گوناگون این دین می‌باشد سخنانی که گفته می‌شود سخن خدای این است را در این زمینه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
 مسلمانان معتقدند سخنانی که از جانب محمد در رابطه با امور دینی بیان می‌شود، وحی است از سوی خدائی به نام الله،  در اینجا هم تناقضی آشکار وجود دارد؛ از یک سو بیان شده که کل سخن محمد وحی است از سوی الله می‌باشد و از سوی دیگر می‌بینیم که تنها بخش‌هائی از سخنانش را سخن خدا می‌دانند، در حالی که کل قرآن هم در واقع وحی الهی است:

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ( نجم/3 ) و (محمد)از سر هوس سخن نمى‏گويد.
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (نجم/4) اين سخن به جز وحيى كه وحى مى‏شود نیست.
با مطالعه‌ی قرآن و دقت در نوشته‌هایش، به تناقضی آشکار و غیر قابل توجیه بر می‌خوریم، برخی از این تناقضات در واقع خرافات زمان محمد بودند و برخی دیگر هم تناقضات ساختاری است؛ یکی از این تناقضات ساختاری، لعنت فرستادن و نفرین کردن مخالفین مرده و زنده از سوی همین خدا می‌باشد:

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (بقره/159) كسانى كه كافر شدند و در حال کافری مردند، لعنت‏ الله و فرشتگان و همه‌ی مردم بر آنان باد.

لعنت فرستادن از منطق‌های الله و الله‌پرستان است!


نوعی دیگر از ناسزاگوئی نیز در قرآن مشاهده می‌نمائیم که خطاب به افراد زنده و در رابطه با آرزوی نابودی و یا صدمه دیدن آنهاست:
وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (توبه/30)  و يهوديان مى‏گويند عُزير پسر الله است و مسيحيان مى‏گويند مسيح پسر الله است، اين سخنى است كه به زبان مى‏آورند پس(سخنانشان) مانند به سخن كافران گذشته است، الله آنها را  بكشد که چگونه دروغ می‌گویند!
آنچه که در پایان این ایه آشکار است این موضوع می‌باشد که الله آرزوی کشتن انها توسط خودش را دارد که با توجه به اینکه الله ، خداست، ارزوئی مسخره به نظر می‌رسد، آرزوئی که از سر ناتوانی بیان شده است. ایه‌ی پیش از این ایه دستوری است به مسلمانان در مورد کشتن همین گروه از کافران(یهودیان و مسیحیان):
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ (توبه/29) 


همچنین در آیه‌ای دیگر همین الله نفرینی بر کسانیکه ازظاهرا  مسلمان شده بودند را بیان می‌نماید، اسلام اینان را منافق می‌نامد، نفرین الله در اینجا همان آرزوی مرگ آنان است، آرزوئی که از جانب خدا با اوصافی که از او بیان می‌نمایند بیشتر به طنز شبیه است تا اینکه واقعا خداوندی(البته وهمی) چنین سخنانی را بیان نموده باشد:
وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (منافقون/4)  و هنگامیکه به آنها نگاه کردی، اندامشان  تو را به شگفتی آورد، و  هرگاه سخن گويند به سخنانشان گوش دهى، گويى آنها چوبهای تكيه داده بر ديوار هستند، و  گمان می‌کنند که هر فریادی را بر ضدشان است، آنان دشمن‏ هستند، از آنان دوری کن، الله آنها را بکشد، چگونه دروغ می‌گویند!؟
این آیه مشخص است که سخن محمد می‌باشد، گوینده آرزو دارد که الله آنان را بکشد کند، پس خود الله نمی‌تواند چنین آرزوئی داشته باشد، این آرزو در واقع نفرینی از جانب شخصی است ضعیف؛ از خدائی که همه چیز در دست خود دارد چنین آرزوئی به مطلبی فکاهی بیشتر شبیه است تا بیان سخنانی از جانب خودش.

جمله‎ای دیگر که در قرآن حکایت از ضعف و استیصال گوینده‌اش را دارد، آرزوی چلاق شدن دست ابی‌لهب است:
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ (مسد/1) بريده باد دو دست ابی‌لهب و مرگ بر او باد.
قرآن درماندگی خویش را در آیه‌ی بعدی کاملا نشان می‌دهد، آنجائیکه آروزی نابودی کل دارائی ابی‌لهب را می‌نماید:
مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ (مسد/2) آنچه که از آن غنی شد(دارائی‌اش) و آنچه که کسب نمود (نیز بریده و نابود باد).
محمد آنچنان از دست ابولهب خشمگین بود که وعده‌ی سوختن در آتش جهنم را هم به او می‌دهد:
سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (مسد/3) به زودی به آتشی زبانه‌دار خواهد رسید.
و این ناسزاگوی را نثار زنش نیز می‌نماید و او را آورنده‌ی هیزم همان آتش معرفی می‌کند:
وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (مسد/4)  و زنش آورنده‌ی هیزم (همان آتش) است‏.
فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ (مسد/5) بر گرنش طنابی سات از لیف خرما(1).


همچنین قرآن در اسطوره‌ای به نام طوفان نوح پس از اینکه( به قول خودش) دنیا آب گرفت، فریاد مرگ بر کافرانم را سر داد:
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (هود/44) و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار. (بُعداً در اینجا یعنی دور باد از زندگی)


برای برسی تمامی جوانب نفرینها و مرگ فرستادنهای الله بررسی‌های بیشتری لازم است، ولی همین مقدار هم گویای این امر است که تناقضی آشکار در بیان صفات این خدا در اسلام وجود دارد، از یک سو مرگ و زندگی کاملا در دستش می‌باشد و از سوی دیگر الله، خدای این دین، مخالفانش را به باد نفرین می‌گیرد و خواهان نابودی آنان است!
طنابی است که از لیف خرما درست شده.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin