۱۳۹۰ مرداد ۳۱, دوشنبه

۸۸ روز بلاتکلیفی در زندان اوین، سهم ۷ شهروند بهایی


با گذشت حدود ۳ ماه از بازداشت شهروندان بهایی در ارتباط با دانشگاه مجازی بهائیان، این افراد هنوز در بلاتکلیفی به سر می‌برند.
به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» در تاریخ یکم خرداد ۱۳۹۰ مامورین امنیتی در برنامه‌ای سیستماتیک با هجوم به منازل ده‌ها شهروند بهایی در تعدادی از شهرهای کشور، ضمن تفتیش کامل منزل و ضبط وسائل شخصی، اقدام به بازداشت گسترده‌ی این افراد کردند. به نحوی که بعد از گذشت  حدود  یک‌ماه، تعدادی از این افراد با قرار وثیقه آزاد شده، اما ۷ نفر از شهروندان بهایی همچنان در حبس باقی ماندند.
رامین زیبایی، وحید محمودی، فرهاد صدقی، محمود بادوام، کامران مرتضایی، ریاض سبحانی و نوشین خادم افرادی هستند که حدود سه ماه در زندان اوین محبوس بوده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می‌برند.
لازم به ذکر است که اتهام این افراد “اقدام علیه امنیت ملی” عنوان شده است و تمامی ایشان در زندان اوین حضور دارند.

چهار روز بی‌خبری مطلق از وضعیت ثمین احسانی شهروند بهایی

از وضعیت ثمین احسانی شهروند بهایی که در تاریخ ۲۶ مرداد بازداشت شده بود، همچنان خبری در دست نیست.
به گزارش «خانه‌ی حقوق بشر» ایران، ثمین احسانی شهروند بهایی پس از مراجعه به دادسرای اوین و جهت حل مشکل پاسپورت خود، در تاریخ  ۲۶مرداد بازداشت شد. پس از این ماجرا، مامورین به منزل وی  آمده و ضمن تفتیش آن، تمام وسائل شخصی از جمله کامپیوتر و همینطور وسائل مربوط به دیانت بهایی را ضبط کردند.
این در حالی است که پس از گذشت چهار روز، وی هیچ تماسی با خانواده نگرفته است.
بازداشت یک فعال مدنی در آذربایجان      


مهسا مهدیلی از فعالین مدنی آذربایجانی روز گذشته در شهر ارومیه توسط نیروهای اطلاعاتی و امینتی بازداشت شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مسولین امنیتی و انتطامی اورمیه به خانواده وی از دادن هر گونه اطلاعاتی خودداری می‌کنند و تا کنون از محل نگهداری وی هیچ گونه خبری دردست نیست.

بازداشت این فعال مدنی در حالی صورت می‌گیرد که به دلیل رد طرح نجات دریاچه اورمیه در مجلس به فراخوان فعالان سیاسی و مدنی آذربایجانی روز شنبه تظاهراتی در شهر ارومیه برگزار خواهد شد.


یک منبع مطلع با اعلام این خبر به «خانه حقوق بشر ایران» گفت: «مهدی زاده از فعالین سیاسی و نیز زیست محیطی است که در رابطه با روند خشک شدن دریاچه‌ی ارومیه نوشته‌ها و مصاحبه‌های را با چند رسانه‌ی خارج از کشور داشته است.
خشک شدن دریاچه‌ی ارومیه طی سال‌های اخیر همواره مورده اعتراض فعالین محیط زیست و شهروندان استان آذربایجان بوده است. مسئولین دولتی اما اقدام در خور توجه‌ای برای حفظ و نگهداری این دریاچه از خطر خشک شد انجام نمی‌دهند. مجلس شورای اسلامی نیز به طرح فوریت نجات دریاچه ارومیه در هفته‌های گذشته رای نداده بود.
بسیاری از فعالین محیط زیست و شهروندان آذربایجانی که در این رابطه فعالیت می‌کنند مورد بازداشت و یا تهدید قرار می‌گیرند.

  بی خبری‏ از وضعیت کوهیار گودرزیarticle picture
 
بی خبری‏ از وضعیت کوهیار گودرزی، با وجود گذشت بیش از بیست روز از بازداشت وی
با وجود گذشت بیش از بیست روز از بازداشت کوهیار گودرزی، هنوز هیچ‌گونه اطلاع درستی از محل نگه‌داری وی در دست نیست.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، کوهیار گودرزی، که در تاریخ 9 مردادماه در تهران بازداشت شده است، از زمان دستگیری، تاکنون تماسی را با خانواده خود برقرار نکرده است. این درحالی است که یک روز پس از بازداشت این فعال حقوق بشر، مادر وی نیز در منزلش در کرمان بازداشت شده و تاکنون در زندان به سر می‌برد.

عدم اطلاع از شرایط کوهیار گودرزی درحالی است که مطابق قانون و آیین‌نامه حقوق شهروندی، متهم بلافاصله پس از بازداشت می‌بایست اجازه داشته باشد تا خانواده‌اش را در جریان محل نگه‌داری خود قرار دهد.

برخی از منابع آگاه از نگه‌داری وی در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات خبر می‌دهند. با این وجود تاکنون هیچ مرجع رسمی، مسئولیت بازداشت وی را قبول نکرده است.

کوهیار گودرزی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، پیش از این در تاریخ 29 آذرماه 88 در حالی که قصد شرکت در مراسم خاکسپاری آیت‌الله منتظری را داشت، توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد و سپس از سوی دادگاه به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم شد. وی در آذرماه 89، پس از سپری کردن حکم خود از زندان آزاد شده بود.

کمیته گزارشگران حقوق بشر، ضمن ابراز نگرانی در خصوص وضعیت نامعلوم کوهیار گودرزی، برخوردهای صورت گرفته با وی و مادرش را خلاف قانون دانسته و خواهان روشن شدن شدن هر چه سریعتر وضعیت آنان است

افت فشار خون و به وخامت گراییدن وضعیت جسمی زندانی سیاسی حشمت الله طبرزدی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانیان سیاسی حشمت الله طبرزدی  روز گذشته دچار افت شدید فشار خون گردید ووضعیت جسمی وی  به وخامت گرایید اما علیرغم شرایط حاد جسمی از انتقال او به مراکز درمانی خوداری کردند.
روز شنبه 29 مرداد ماه زندانی سیاسی حشمت الله طبرزدی دچار افت فشار خون گردید و وضعیت جسمی وی به وخامت گرایید که با کمکهای اولیه و به موقع همبندیانش تا حدی در وضعیت وی تاثیر داشت.علیرغم افت فشار خون و شرایط حاد جسمی زندانبانان از انتقال او به بهداری زندان خوداری کردند.
زندانی سیاسی حشمت الله طبرزدی از مدتی پیش از ناراحتی حاد قلبی رنج می برد و با عوارض مختلف ناراحتی قلبی همانند افت فشار خون و غیره مواجه است. اما تا به حال از رسیدگی پزشکی برای درمان وی اقدامی صورت نگرفته است و در صورت استمرار عدم رسیدگی پزشکی خطر جدی جان این زندانی سیاسی را تهدید می کند.
زندانی سیاسی مهندس حشمت الله طبرزدی در آخرین دورۀ بازداشت وی که در  تاریخ 7 دی ماه 1388 با یورش مامورین وزارت دستگیر و به سلولهای انفرادی منتقل گردید در آنجا مورد شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت.بازجویان وزارت اطلاعات با پرونده سازی و نسبت دادن اتهامات دروغین و واهی،پرونده او را به شعبۀ 26 دادگاه انقلاب منتقل کردند. فردی بنام میرعباسی او را مورد محاکمه قرار داد  و به 9 سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد اما در دادگاه تجدید نظر حکم وی به 7 سال زندان تقلیل یافت.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به عدم درمان و  خطری که جان این زندانی سیاسی را تهدید می کند هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل برای دیدار از زندانها و مصاحبه با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها جهت تهیۀ گزارش از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای و ارائۀ آن به سازمان ملل متحد می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران

عدم درمان و تشدید فشارهای غیر انسانی علیه وبلاگ نویس زندانی


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" وبلاگ نویس زندانی که در شرایط حاد جسمی بسر می برد از ملاقات کابینی با خانوادهاش محروم گردید.
وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) که از ناراحتی حاد جسمی مانند کلیه و بیماری گوارشی مدتی است که شدیدا در رنج می باشد و تا به حال چند بار دچار خونریزی معده شده است. دردهای شدید کلیه باعث فشارهای مضاعف بر وی می باشد. اما بازجویان وزارت اطلاعات از درمان وی خوداری می کنند و ناراحتی جسمی وی را به عنوان ابزاری برای  فشار آوردن علیه این زندانی سیاسی بکار می برند.
از طرفی دیگر در یک اقدام غیر انسانی دیگر علیه این وبلاگ نویس زندانی اقدام به قطع ملاقات کابینی او باخانواده اش نمودند.قطع ملاقات کابینی او بدون هیچ دلیلی صورت گرفته است و برای تحت فشار قرار داد وی بکار برده می شود.
وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پورشجری شهریور ماه 1389 در منزلش با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه که در دست بازجویان وزارت اطلاعات می باشد منتقل گردید. بازجویان وزارت اطلاعات او را تحت شکنجه های وحشیانۀ جسمی و روحی قرار دادند. این شکنجه ها به حدی شدید بود که آقای پورشجری برای رهایی از این شرایط اقدام به خودکشی ناموفق نمود.او به مدت 7 ماه بطور مستمر در سلولها انفرادی و تحت شکنجه های مستمر روحی قرار داشت.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تشدید فشارهای غیر انسانی و عدم درمان بیماریهای حاد جسمی این وبلاگ نویس زندانی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران برای بازدید از زندانها، ملاقات با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها جهت تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای و ارائۀ آن به سازمان ملل متحد می باشد.



فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
31 مرداد 1390 برابر با 22 اوت 2011

۱۳۹۰ مرداد ۳۰, یکشنبه


  تحمل بیش از پنج هزار روز حبس بدون مرخصی یک

زندانی سیاسی
article picture
 
والی درودی از زندانیان سیاسی کرد محبوس در زندان مرکزی یزد با تحمل نیمی از حبس خود همچنان محروم از مرخصی است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، والی درودی زندانی سیاسی کُرد اهل روستای «چرسانه» از توابع کامیاران در تاریخ ۱۲ خردادماه سال ۷۵ توسط نیروهای سپاه پاسداران در حالی که زخمی بود؛ بازداشت شد. نامبرده علی الرغم تحمل بیش از پنج هزار روز حبس همچنان در زندان یزد بسر می‌برد.

این زندانی سیاسی پس از بازداشت با اصرار اداره اطلاعات کامیاران به زندان «دیزل آباد» کرمانشاه منتقل می‌شود و برای چندین سال در این زندان بسر می‌برد و در تاریخ ۶ آذرماه‌‌ همان سال در دادگاه انقلاب کرمانشاه به اتهام «عضویت در یکی از احزاب کُردی» محاکمه می‌شود و در تاریخ ۹ دی ماه حکم حبس ابد به وی در زندان ابلاغ می‌گردد.

نامبرده بعد از طی چندین سال تحمل حبس در زندان «دیزل آباد» کرمانشاه از این زندان به زندان یزد تبعید می‌شود که به دلیل دوری مسافت زندان یزد با شهر کامیاران خانواده وی امکان ملاقات مداوم را با وی در طول این سال‌ها از دست می‌دهند.

  9 هزار محكوم جرائم ‌غیرعمد در ایران زندانی هستندarticle picture
مسئول امور شهرستان‌های ستاد ديه رژیم اسلامی گفت‌: در حال حاضر 9 هزار محكوم جرائم غير‌عمد در سطح كشور در زندان‌ها به‌سر می‌برند و چشم انتظار كمک‌های خيرين هستند.

آفتاب: 'عباس كشانی' روز يكشنبه در حاشيه مراسم گلريزان در ايلام گفت: هفت هزار نفر از اين افراد محكوم به پرداخت ديه و 2 هزار نفر نيز محكوم مالی می‌باشند.

وی، عمده محكوميت‌های پرداخت ديه را ناشی از تصادفات رانندگی، حوادث كارگاهی‌، قتل‌های غير‌عمد و محكوميت‌های مالی را نيز ناشی از پرداخت نكردن نفقه و صدور چک‌های بلامحل عنوان و اظهار كرد: برای آزاد‌سازی هر زندانی به طور متوسط حدود 250 ميليون ريال نياز است.

۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه


WHY MEN ARE SELDOM DEPRESSED:
(چرا مردها بندرت افسرده می شوند)
Men Are Just Happier People.
مردان اصولا آدم های شادتری هستند
What do you expect from such simple creatures?
از موجودی به این سادگی چه انتظاری داری؟
Your last name stays put.
نام خانوادگی تو باقی می ماند
The garage is all yours.
 تمام فضای گاراژ به تو تعلق داره
Wedding plans take care of themselves.
برنامه ریزی برای عروسی خود بخود انجام میشه
You can be President.
می تونی رئیس جمهور بشی
You can never be pregnant.
هرگز حامله نمیشی
You can wear a white T-shirt to a water park.
برای رفتن به پارک آبی می تونی تی شرت سفید بپوشی
You can wear NO shirt to a water park.
برای رفتن به پارک آبی می تونی اصلا هیچی نپوشی
Car mechanics tell you the truth.
مکانیک اتومبیل به شما راست میگه
The world is your urinal.
تمام دنیا آبریزگاه توست
You never have to drive to another gas station restroom because this one is just too icky.
مجبور نیستی مصافت زیادی تا پمپ بنزین بعدی رانندگی کنی به این دلیل که دستشوئی این یکی خیلی کثیفه
You don't have to stop and think of which way to turn a nut on a bolt.
مجبور نیستی برای اینکه بدونی مهره رو از کدوم طرف روی پیچ بچرخونی مدتی فکر کنی
Same work, more pay.
 کار یکسان، درآمد بیشتر
Wrinkles add character.
چین و چروک به تو شخصیت میده
Wedding dress $5000. Tux rental-$100.
لباس عروس 5000 دلاره، هزینه یک شب کرایه تاکسیدو فقط 100 دلاره
People never stare at your chest when you're talking to them.
وقتی با دیگران حرف می زنی به سینه ت نگاه نمی کنن
New shoes don't cut, blister, or mangle your feet.
کفش نو پای تو رو زخم نمی کنه.
One mood all the  time.
می تونی همیشه یک حالت داشته باشی
Phone conversations are over in 30 seconds flat.
مکالمه تلفنی تو فقط سی ثانیه طول می کشه
You know stuff about tanks.
خیلی چیز درباره مخزن آب توآلت می دونی
A five-day vacation requires only one suitcase.
برای 5 روز مرخصی فقط به یک چمدان احتیاج داری
You can open all your own  jars
خودت می تونی در تمام بطری ها رو باز کنی.
You get extra credit for the slightest act of thoughtfulness.
با کوچکترین کار متفکرانه اعتبار زیادی کسب می کنی.
If someone forgets to invite you,
He or she can still be your friend.
اگر کسی فراموش کرد تو رو دعوت کنه
چه زن و چه مرد، بازم دوست تو باقی می مونه
Your underwear is  $8.95 for a three-pack.
سه تا شورت برای تو فقط 8.95 دلار خرج داره
Three pairs of shoes are more than enough.
سه جفت کفش از سرت هم زیاده
You almost never have strap problems in public.
هرگز در اماکن عمومی مشکلی با بند لباس زیر نداری
You are unable to see wrinkles in your clothes.
تو قادر به دیدن چروک لباست نیستی
Everything on your face stays its original color.
هرچیزی روی صورت تو همیشه به رنگ طبیعی باقی می مونه
The same hairstyle lasts for years, maybe decades.
یک مدل مو برای سالها، و یا ده ها سال کافیه
You only have to shave your face and neck.
تو فقط باید موهای صورت و گردنت رو بتراشی
You can play with toys all your life.
در تمام عمر می تونی با اسباب بازی بازی کنی
One wallet and one pair of shoes -- one color for all seasons.
یک کیف پول و یک جفت کفش....و یک رنگ برای تمام فصلها کافیه
You can wear shorts no matter how your legs look.
پاهات هر شکلی که باشن بازم می تونی شلوار کوتاه بپوشی
You can 'do' your nails with a pocket knife.
می تونی با چاقوی جیبی ناخن هات رو تمیز و مرتب کنی
You have freedom of choice concerning growing a mustache.
برای سبیل گذاشتن اختیار تام داری
You can do Christmas shopping for 25 relatives
On December 24 in 25 minutes.
می تونی برای 25 نفر از بستگان روز 24 دسامبر در عرض 25 دقیقه هدیه بخری
No wonder men are happier.
پس عجیب نیست که مردها شادتر هستن
send this to the women who can handle it
And to the men who will enjoy reading it.

این ایمیل رو برای خانمهایی که طاقتشو دارن
و به آقایانی که از خواندنش کیف می کنن بفرست.
Men Are Just Happier People
مردان همینجوری شادتر هستن
NICKNAMES
(القاب)
 If Sheila, Candy and Sarah go out for lunch, they will call each other Sheila, Candy and Sarah.
اگر شیلا، کندی و  سارا برای نهار بیرون برن همدیگه رو شیلا، کندی و سارا صدا می کنن
  If Mike, Dave and John go out, they will affectionately refer to each other as Fat Boy, Bubba and Wildman. 
اگر مایک، دیو  و  جان بیرون برن، با محبت تمام همدیگه رو خیکی، ابله و دیوونه خطاب می کنن
EATING OUT
غذا خوردن در بیرون
  When the bill arrives, Mike, Dave and John will each throw in $20, even though it's only for $32.50.  None of them will have anything smaller and none will actually admit they want change back...
وقتی صورتجساب می رسه، با اینکه صورتحساب فقط 32.50 دلار شده اما دیو و جان هر کدوم یک 20 دلاری روی میز می اندازن و هیچکدوم هم منتظر گرفتن بقیه پول نمیشن
         When the girls get their bill, out come the pocket calculators.
وقتی خانمها صورتحساب رو دریافت می کنن ماشین حسابها از کیف ها بیرون میان
MONEY
پول
         A man will pay $2 for a $1 item he needs.
مرد 2 دلار برای خرید یک کالای یک دلاری می پردازه.
          A woman will pay $1 for a $2 item that she doesn't need but it's on sale.
خانم یک دلار برای خرید دو کالا که بهشون احتیاجی نداره خرج می کنه چون حراجه.
BATHROOMS
حمام ها
         A man has six items in his bathroom: toothbrush and toothpaste, shaving cream, razor, a bar of soap, and a towel.
مردها در حمام فقط به 6 چیز نیاز دارن. مسواک، خمیر دندون، ژل برای تراشیدن ریش، تیغ، صابون و یک حوله
          The average number of items in the typical woman's bathroom is 337.  A man would not be able to identify more than 20 of these items.
تعداد متوسط وسایلی که یک خانم معمولی در حمام نیاز داره 337 چیزه. مردها نمی تونن بیش از 20 تا از این اجسام رو شناسائی کنن
ARGUMENTS
جر و بحث
·A woman has the last word in any argument
در هر جر و بحثی حرف آخر رو زن می زنه
          Anything a man says after that is the beginning of a new argument.
هر چیزی که مرد بعد از کلمه آخر زن به زبان بیاره یک جر و بحث تازه شروع میشه
FUTURE
آینده
         A woman worries about the future until she gets a husband.
یک خانم تا وقتی شوهر نکرده نگران آینده ست
         A man never worries about the future until he gets a wife.
مرد هیچ نگرانی برای آینده نداره تا وقتی که زن می گیره
MARRIAGE
ازدواج
  A woman marries a man expecting he will change, but he doesn't.
زن با این انتظار که مرد تغییر خواهد کرد باهاش ازدواج می کنه، ولی نمی کنه
 A man marries a woman expecting that she won't change, but she does.
مرد با این انتظار که زنش تغییر نمی کنه باهاش ازدواج می کنه، ولی می کنه
DRESSING UP
لباس پوشیدن
         A woman will dress up to go shopping, water the plants, empty the trash, answer the phone, read a book, and get the mail.
یک خانم برای رفتن به خرید، آب دادن به گیاهان، خالی کردن سطل زباله، پاسخگوئی به تلفن، خواندن یک کتاب و برداشتن نامه های رسیده لباس مناسب می پوشه
  A man will dress up for weddings and funerals.
مرد فقط برای شرکت در عروسی یا مراسم ترحیم لباس مناسب می پوشه
OFFSPRING
فرزندان
   Ah, children.  A woman knows all about her children.  She knows about dentist appointments and romances, best friends, favorite foods, secret fears and hopes and dreams.
آه، بچه ها. خانمها همه چیز رو در مورد فرزندان می دونن. می دونن که کی باید بچه رو به دندانپزشکی  ببرن، از مسائل عاطفی بچه ها آگاه هستن،بهترین دوست اونها رو می شناسن، غذای مورد علاقه فرزندان رو می دونن، و از تمام اسرار، ترسها، امیدها  رؤیاهای اونها خبر دارن
A man is vaguely aware of some short people living in the house.
مرد بصورت مبهمی متوجه حضور چند تا موجود کوچک در خانه میشه
THOUGHT FOR THE DAY
پند امروز
A married man should forget his mistakes.There's no use in two people remembering the same thing!
مرد باید اشتباهاتش رو فراموش کنه. هیچ فایده ای نداره که دو نفر یک مسئله رو به یاد بیارن
SO, send this to the women who have a sense of humor and who can handle it...
بنابراین، این مطلب رو برای خانمهایی که ظرفیت شوخی رو دارن و می تونن باهاش سر کنن بفرست
and to the men who might enjoy reading it...
و برای مردهایی که از خوندن این مطلب لذت می برن
  -- Thank's for your attention


دادگاهی در تهران دو کوهنورد آمریکایی (شین باور،جاش فتال) را که به جرم ورود غیر قانونی به ایران متهم کرده بود . به هشت سال زندان محکوم کرد. وب سایت تلویزیون ایران اعلام کرد که دو کوهنورد آمریکایی هر یک به ۳ سال زندان برای ورود غیر قانونی به خاک ایران و ۵ سال برای جاسوسی متهم شده اند.این در حالیس که این دو کوهنورد اتهام وارده را رد کرده اند و می گویند آنها به طور ناخودآگاه در هنگام کوهنوردی در جولای سال ۲۰۰۹ وارد ایران شده اند . کوهنورد همراه آنها سارا شر به قید ضمانت September گذشته آزاد شده .
زنان قربانی در ولایت فقیه
لعنت بر رژیم جهل و جنایت و قتل و کشتار ولایت فقیه این جنایتکاران کشور ما را به نابودی کشیدند. آخوندهای جنایتکار کشور ما را غرق در فساد کردند. تنها و تنها قهر و مقاومت انقلابی پاسخ این همه جنایت و وقاحت آخوندها است مرگ بر حزب اللهی ها و سبزاللهی هایی که هنوز به دنبال حفظ این جرثومه فساد هستند. نفرت بر خمینی و دوران طلایی اش و خامنه ای و دوران نقره اش برای نجات زنان و دختران نگونبخت ایرانی بپاخیزیم سی و دو سال تحمل استبداد کافی است مرگ بر رژیــ­ــم

خالی کردن سلولهای انفرادی بند1 زندان گوهردشت کرج برای پنهان کردن واقعیتها 

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"تخلیۀ کلیۀ زندانیان از سلولهای انفرادی سالن 2 بند 1 شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج بخاطر حضور 3 متهم به قتل دادشی در این بند و کتمان واقعیتهای این قتل.
از زمان دستگیری 3 نفر از متهمین به قتل روح الله دادشی و انتقال آنها به سلولها انفرادی سالن 2 بند1 شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج تمامی زندانیان محبوس در این بند را تخلیه و به سلولهای انفرادی بند 5 منتقل کردند. این در حالی است که این سالن در طی سالهای گذشته مرکز اصلی شکنجۀ زندانیان سیاسی و عادی در زندان گوهردشت می باشد و شکنجه های هولناکی علیه آنها بکار برده می شد و در طی چند سال اخیر هیچگاه سابقۀ تخلیۀ زندانیان از این شکنجه گاه به این صورت روی نداده بود.
گفته می شود هدف از انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی بند5 عدم برقراری ارتباط سایر زندانیان با این 3 زندانی و پی بردن به واقعیت ها می باشد. متهم اصلی به قتل روح الله دادشی که سن وی بین 16 الی 17 سال می باشد و دارای جسمی لاغر و نحیف است.
از طرفی دیگر حتی پاسداربندهایی که برای این 3 متهم زندانی غذا می برند حق داشتن هیگونه ارتباط و یا صحبتی با آنها را ندارند. آنها بطور 24 ساعت توسط دوربینها مدار بسته تحت مراقبت می باشند.بنظر می آید پناهنکاری و عدم برگزاری دادگاه علنی حاکی ازکتمان واقعیتها می باشد.سیاسیت قوۀ قضاییۀ رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در طی دوران حاکمیتش سعی در وارونه جلوه دادن واقعیتها و فریب افکار عمومی بوده است و در سالهای اخیر این مسئله بصورت عیان به اثبات رسید و برای مردم ایران و سازمانهای بین المللی حقوق بشری جای هیچگونه شک و شبه ای باقی نگذاشته است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳۹۰ مرداد ۲۸, جمعه


آمار زندانیان اول انقلاب ۱۰ هزار نفر٬ اکنون ۲۵۰ هراز نفر


علی بدری رئیس کل دادگستری استان لرستان اعلام کرد: «آمار زندانیان کشور در سال ۵۸ تنها ۱۰ هزار نفر بوده و این در حالی است که این میزان امروز به بیش از ۲۵۰ هزار نفر افزایش یافته است.»

گزارشی کامل از شش سال زندانی بودن بهروز جاویدتهرانی

این گزارش فشرده از دفتر پیگیری زندانیان سیاسی خانه حقوق بشر ایران است:

بهروز جاوید تهرانی فعال دانشجویی و سیاسی ۳۰ ساله است. جاویدتهرانی اولین بار در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۷ در سن ۱۹ سالگی در حوادث کوی دانشگاه تهران بازداشت شد. او به خاطر حضور در اعتراض‌ها و حوادث کوی دانشگاه تهران از سوی دادگاه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به هشت سال زندان محکوم شد. وی در زمانی که در زندان به سر می‌برد، مادر خود را از دست داد، اما مسئولین قضایی اجازه حضور او را در مارسم خاکسپاری مادرش ندادند.  دادگاه تجدیدنظر حکم هشت سال زندان وی را در این دوره به چهار سال زندان کاهش داد و جاوید تهرانی در اواخر سال ۱۳۸۲ با نظر قاضی مبنی بر معلق شدن ۳ سال از دوران محکومیت‌اش  و با استفاده از قانون آزادی مشروط از زندان آزاد شد و مابقی حکم وی به حالت تعلیق دارآمد.
جاوید تهرانی بعد از آزادی از زندان به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. وی در طول سال ۱۳۸۳ دو بار در تهران دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. تاریخ یکی از دستگیری‌های وی در روز ۱۸ تیر ماه سال ۱۸۳ بود که پرونده‌ای در همین زمینه برای وی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تشکیل شد. هر دو بار این بازداشت‌ها به خاطر حضور وی در تجمع اعتراضی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد برای حمایت از زندانیان سیاسی بود.
وی همچنین عضو «جبهه دموکراتیک ایران» است که این عضویت مبنای یکی از اتهامات وی قرار گرفته است. وی همراه دیگر اعضای این گروه پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ در اعتراض به فقدان شفافیت و دمکراسی انتخابات ایران دست به فعالیت هایی همچون نصب پوستر، توزیع بیانیه و نگارش شعارهای سیاسی بر روی دیوار زد. از دیگر فعالیت‌های وی جمع‌آوری پول برای خانواده‌های زندانیان سیاسی و تهیه‌ی فیلم‌های کوتاهی حاوی مصاحبه با آن‌ها بود. از جمله‌ی این فیلم‌ها مصاحبه با اکبر محمدی در دوران مرخصی‌اش بود.
جاوید‌تهرانی همچنین بعد از آزادی از زندان در عرصه‌ی وبلاگ‌نویس به فعالیت پرداخت که از جمله‌ی وبلاگ‌های او «فرهنگ اصطلاحات زندان» بود.
بازداشت
بهروز جاوید تهرانی در تاریخ ۴ خرداد ماه سال ۱۳۸۴  در منزل خود در تهران بازداشت شد. تهرانی مدت سه ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی به سر برد. بر اثر این شکنجه‌های وی دچار صدمات جدی شد. بر اثر ضربه‌هایی که به سرش در مدت بازجویی و حضور در سلول‌های انفرادی اوین وارد شده بود بینایی‌اش دچار مشکل شد، از بازجویان خود شکایت کرد که به شکایت وی هرگز رسیدگی نشد.
این در حالی بود که پزشکی قانونی در سال ۱۳۸۵ شکنجه شدن وی را رد زندان تأیید کرده بود، اما به او اجازه داده نشده تا از مراقبت‌های پزشکی مورد نیاز برخوردار شود. کبودی و زخم های تازه بر بدن و نیز از دست دادن ۵۰ درصد از بینایی اش به دلیل جراحت‌هایی که بازجویانش به سر او وارد کرده‌اند از جمله صدمات وارد شده به وی است.
وی همچنین در طول دوره‌ی بازداشت در سلول‌های انفرادی دست به اعتصاب غذا زد که ۱۸ روز به طول انجامید و مسئولین زندان از رسیدگی پزشکی به وی در این مدت خودداری کردند.
اتهامات و حکم
بهروز جاویدتهرانی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد (حسن زارع دهنوی) بدون داشتن وکیل محاکمه شد. وی در این دادگاه به اتهام «تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری»، «همکاری با سازمان مجاهدین» و «عضویت در جبهه دموکراتیک ایران» در مجموع به تحمل ۷ سال حبس تعزیری ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. اتهام «همکاری با سازمان مجاهدین» در این پرونده مسبب صدور حکم سه سال و نیم زندان برای وی شد که این حکم در دادگاه تجدینظر به ۶ ماه زندان کاهش پیدا کرد. بدین ترتیب وی چهار سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.  حکم دادگاه تجدید نظر وی در تاریخ ۱۷ آبان ماه ۱۳۸۷ در زندان به وی ابلاغ شد.
در سال ۱۳۸۶ نیز با نظر قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حکم تعلیقی سه سال زندان وی از پرونده‌ی کوی دانشگاه اجرایی شد. به طوری که هم‌اکنون وی دوران محکومیت ۴ سال و نیم زندان خود را در پرونده‌ی سال ۱۳۸۴ به پایان رسانده است و اکنون به خاطر محکومیت باقی‌مانده‌ی خود از پرونده‌ی کوی دانشگاه در زندان به سر می‌برد.
در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۹ حکم ۷۴ ضربه شلاق وی نیز در زندان رجایی‌شهر کرج به اجرا درآمد و وی در زندان ۷۴ ضربه شلاق خورد.
پیگیری
بهروز جاوید تهرانی در تاریخ ۹ام شهریور ماه ۱۳۸۴ پس از سپری کردن بیش از سه ماه حضور در سلول‌های انفرادی به زندان رجایی‌شهر در کرج منتقل شد. وی به اندرزگاه ۶ این زندان منتقل و در بدو ورود در اعتراض به انتقال خود به این زندان دست به اعتصاب غذا زد. در تاریخ ۳۰‌ام فروردین ماه ۱۳۸۵ جاویدتهرانی به خاطر پرونده‌ی مفتوح خود از بازداشت سال ۱۳۸۳ به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران احضار و در آن‌جا حاضر شد.
در تاریخ ۳۰ مهر ماه ۱۳۸۵ جاویدتهرانی مورد حمله چند مجرم خطرناک در حضور مسئولین در زندان قرار گرفت و مسئولین زندان اقدامی در جهت حفاظت از وی به عمل نیاورند. این مساله باعث وارد آمدن صدماتی به وی شد. این حمله پس از آن صورت گرفته بود که وی در زندان مراسم یادبودی برای اکبر محمدی برگزار کرده بود.
وی در طول سپری کردن دوران محکومیت خود بارها مورد ضرب و شتم و توهین مامورین زندان قرار گرفت و بارها به سلول انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل شد. همچنین وی در زندان بارها از بندی به بند دیگر و از سالنی به سالن دیگر منتقل شده است که بارها از این مساله شکایت داشته است. از جمله وی در اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ وی به پس از درگیری لفظی با یکی از زندانبان زندانی رجایی‌شهر مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به مدت ۱۵ روز به سلول‌های انفرادی این زندان منتقل شد.
همچنین در ادریبهشت ماه سال ۱۳۸۸ نیز وی به سلول انفرادی منتقل شد و دست به اعتصاب غذا زد. وی در سلول‌ انفرادی با دست‌بند و پابند مورد ضرب و شتم مامورین زندان قرار گرفت و تا پایان حضور در سلول انفرادی که ۲۳ روز به طول انجامید، از اعتصاب غذا دست برنداشت.
در تاریخ  ۱۶ اسفند ماه ۱۳۸۸ وی بار دیگر به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل شد. در حالی که تهرانی در شرایط غیرانسانی و بسیار بدی در سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر نگهداری می‌شد، در تاریخ ۱۰ فروردین ماه ۱۳۸۸  مسئولان زندان رجایی‌شهر به وی اعلام کردند که یا باید در سلول انفرادی بماند و یا به بند مجرمان خطرناک منتقل شود. این مساله موجب واکنش وی شد و دست به اعتصاب غذا زد.
در خرداد ماه ۱۳۸۹ نیز بهروز جاوید تهران بار دیگر به سلول‌های انفرادی منتقل شد تا سهیمه‌ای هر ساله از سلول انفرادی داشته باشد و در تمام سال‌های دوران محکومین دست کم یک بار را به سلول انفرادی رفته باشد. وی از ۱۰ خرداد ماه ۱۳۸۹ به سلول انفرادی منتقل و بیش‌تر از یک ماه را در این سلول‌ها محبوس بود. این در حالی بود که وی در شرایط بسیاری بدی نگهداری می‌شد.
در آذر ماه ۱۳۹۰ نیز وی به اندرزگاه سه زندان رجایی شهر منتقل شد. در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ وی در حالی ششمین سال زندان و محکومیت خود را سپری می‌کرد که حتا یک روز از حق مرخصی استفاده نکرده بود. در تاریخ ۷ تیر ماه ۱۳۹۰ وی به همراه سه زندانی دیگر در اقدامی نامعلوم از سوی مسئولین قضایی به بند ۲۴۰ زندان اوین تهران منتقل شد.  با گذشت یک ماه وی هنوز در سلول‌های انفرادی زندان اوین و بند ۲۴۰ به سر می‌برد و هنوز مسئولین قضایی دلیل این امر را اعلام نکرده‌اند.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin