۱۳۹۰ مرداد ۲۸, جمعه


آمار زندانیان اول انقلاب ۱۰ هزار نفر٬ اکنون ۲۵۰ هراز نفر


علی بدری رئیس کل دادگستری استان لرستان اعلام کرد: «آمار زندانیان کشور در سال ۵۸ تنها ۱۰ هزار نفر بوده و این در حالی است که این میزان امروز به بیش از ۲۵۰ هزار نفر افزایش یافته است.»

گزارشی کامل از شش سال زندانی بودن بهروز جاویدتهرانی

این گزارش فشرده از دفتر پیگیری زندانیان سیاسی خانه حقوق بشر ایران است:

بهروز جاوید تهرانی فعال دانشجویی و سیاسی ۳۰ ساله است. جاویدتهرانی اولین بار در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۷ در سن ۱۹ سالگی در حوادث کوی دانشگاه تهران بازداشت شد. او به خاطر حضور در اعتراض‌ها و حوادث کوی دانشگاه تهران از سوی دادگاه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به هشت سال زندان محکوم شد. وی در زمانی که در زندان به سر می‌برد، مادر خود را از دست داد، اما مسئولین قضایی اجازه حضور او را در مارسم خاکسپاری مادرش ندادند.  دادگاه تجدیدنظر حکم هشت سال زندان وی را در این دوره به چهار سال زندان کاهش داد و جاوید تهرانی در اواخر سال ۱۳۸۲ با نظر قاضی مبنی بر معلق شدن ۳ سال از دوران محکومیت‌اش  و با استفاده از قانون آزادی مشروط از زندان آزاد شد و مابقی حکم وی به حالت تعلیق دارآمد.
جاوید تهرانی بعد از آزادی از زندان به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. وی در طول سال ۱۳۸۳ دو بار در تهران دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. تاریخ یکی از دستگیری‌های وی در روز ۱۸ تیر ماه سال ۱۸۳ بود که پرونده‌ای در همین زمینه برای وی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تشکیل شد. هر دو بار این بازداشت‌ها به خاطر حضور وی در تجمع اعتراضی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد برای حمایت از زندانیان سیاسی بود.
وی همچنین عضو «جبهه دموکراتیک ایران» است که این عضویت مبنای یکی از اتهامات وی قرار گرفته است. وی همراه دیگر اعضای این گروه پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ در اعتراض به فقدان شفافیت و دمکراسی انتخابات ایران دست به فعالیت هایی همچون نصب پوستر، توزیع بیانیه و نگارش شعارهای سیاسی بر روی دیوار زد. از دیگر فعالیت‌های وی جمع‌آوری پول برای خانواده‌های زندانیان سیاسی و تهیه‌ی فیلم‌های کوتاهی حاوی مصاحبه با آن‌ها بود. از جمله‌ی این فیلم‌ها مصاحبه با اکبر محمدی در دوران مرخصی‌اش بود.
جاوید‌تهرانی همچنین بعد از آزادی از زندان در عرصه‌ی وبلاگ‌نویس به فعالیت پرداخت که از جمله‌ی وبلاگ‌های او «فرهنگ اصطلاحات زندان» بود.
بازداشت
بهروز جاوید تهرانی در تاریخ ۴ خرداد ماه سال ۱۳۸۴  در منزل خود در تهران بازداشت شد. تهرانی مدت سه ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی به سر برد. بر اثر این شکنجه‌های وی دچار صدمات جدی شد. بر اثر ضربه‌هایی که به سرش در مدت بازجویی و حضور در سلول‌های انفرادی اوین وارد شده بود بینایی‌اش دچار مشکل شد، از بازجویان خود شکایت کرد که به شکایت وی هرگز رسیدگی نشد.
این در حالی بود که پزشکی قانونی در سال ۱۳۸۵ شکنجه شدن وی را رد زندان تأیید کرده بود، اما به او اجازه داده نشده تا از مراقبت‌های پزشکی مورد نیاز برخوردار شود. کبودی و زخم های تازه بر بدن و نیز از دست دادن ۵۰ درصد از بینایی اش به دلیل جراحت‌هایی که بازجویانش به سر او وارد کرده‌اند از جمله صدمات وارد شده به وی است.
وی همچنین در طول دوره‌ی بازداشت در سلول‌های انفرادی دست به اعتصاب غذا زد که ۱۸ روز به طول انجامید و مسئولین زندان از رسیدگی پزشکی به وی در این مدت خودداری کردند.
اتهامات و حکم
بهروز جاویدتهرانی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد (حسن زارع دهنوی) بدون داشتن وکیل محاکمه شد. وی در این دادگاه به اتهام «تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری»، «همکاری با سازمان مجاهدین» و «عضویت در جبهه دموکراتیک ایران» در مجموع به تحمل ۷ سال حبس تعزیری ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. اتهام «همکاری با سازمان مجاهدین» در این پرونده مسبب صدور حکم سه سال و نیم زندان برای وی شد که این حکم در دادگاه تجدینظر به ۶ ماه زندان کاهش پیدا کرد. بدین ترتیب وی چهار سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.  حکم دادگاه تجدید نظر وی در تاریخ ۱۷ آبان ماه ۱۳۸۷ در زندان به وی ابلاغ شد.
در سال ۱۳۸۶ نیز با نظر قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حکم تعلیقی سه سال زندان وی از پرونده‌ی کوی دانشگاه اجرایی شد. به طوری که هم‌اکنون وی دوران محکومیت ۴ سال و نیم زندان خود را در پرونده‌ی سال ۱۳۸۴ به پایان رسانده است و اکنون به خاطر محکومیت باقی‌مانده‌ی خود از پرونده‌ی کوی دانشگاه در زندان به سر می‌برد.
در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۹ حکم ۷۴ ضربه شلاق وی نیز در زندان رجایی‌شهر کرج به اجرا درآمد و وی در زندان ۷۴ ضربه شلاق خورد.
پیگیری
بهروز جاوید تهرانی در تاریخ ۹ام شهریور ماه ۱۳۸۴ پس از سپری کردن بیش از سه ماه حضور در سلول‌های انفرادی به زندان رجایی‌شهر در کرج منتقل شد. وی به اندرزگاه ۶ این زندان منتقل و در بدو ورود در اعتراض به انتقال خود به این زندان دست به اعتصاب غذا زد. در تاریخ ۳۰‌ام فروردین ماه ۱۳۸۵ جاویدتهرانی به خاطر پرونده‌ی مفتوح خود از بازداشت سال ۱۳۸۳ به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران احضار و در آن‌جا حاضر شد.
در تاریخ ۳۰ مهر ماه ۱۳۸۵ جاویدتهرانی مورد حمله چند مجرم خطرناک در حضور مسئولین در زندان قرار گرفت و مسئولین زندان اقدامی در جهت حفاظت از وی به عمل نیاورند. این مساله باعث وارد آمدن صدماتی به وی شد. این حمله پس از آن صورت گرفته بود که وی در زندان مراسم یادبودی برای اکبر محمدی برگزار کرده بود.
وی در طول سپری کردن دوران محکومیت خود بارها مورد ضرب و شتم و توهین مامورین زندان قرار گرفت و بارها به سلول انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل شد. همچنین وی در زندان بارها از بندی به بند دیگر و از سالنی به سالن دیگر منتقل شده است که بارها از این مساله شکایت داشته است. از جمله وی در اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ وی به پس از درگیری لفظی با یکی از زندانبان زندانی رجایی‌شهر مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به مدت ۱۵ روز به سلول‌های انفرادی این زندان منتقل شد.
همچنین در ادریبهشت ماه سال ۱۳۸۸ نیز وی به سلول انفرادی منتقل شد و دست به اعتصاب غذا زد. وی در سلول‌ انفرادی با دست‌بند و پابند مورد ضرب و شتم مامورین زندان قرار گرفت و تا پایان حضور در سلول انفرادی که ۲۳ روز به طول انجامید، از اعتصاب غذا دست برنداشت.
در تاریخ  ۱۶ اسفند ماه ۱۳۸۸ وی بار دیگر به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل شد. در حالی که تهرانی در شرایط غیرانسانی و بسیار بدی در سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر نگهداری می‌شد، در تاریخ ۱۰ فروردین ماه ۱۳۸۸  مسئولان زندان رجایی‌شهر به وی اعلام کردند که یا باید در سلول انفرادی بماند و یا به بند مجرمان خطرناک منتقل شود. این مساله موجب واکنش وی شد و دست به اعتصاب غذا زد.
در خرداد ماه ۱۳۸۹ نیز بهروز جاوید تهران بار دیگر به سلول‌های انفرادی منتقل شد تا سهیمه‌ای هر ساله از سلول انفرادی داشته باشد و در تمام سال‌های دوران محکومین دست کم یک بار را به سلول انفرادی رفته باشد. وی از ۱۰ خرداد ماه ۱۳۸۹ به سلول انفرادی منتقل و بیش‌تر از یک ماه را در این سلول‌ها محبوس بود. این در حالی بود که وی در شرایط بسیاری بدی نگهداری می‌شد.
در آذر ماه ۱۳۹۰ نیز وی به اندرزگاه سه زندان رجایی شهر منتقل شد. در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ وی در حالی ششمین سال زندان و محکومیت خود را سپری می‌کرد که حتا یک روز از حق مرخصی استفاده نکرده بود. در تاریخ ۷ تیر ماه ۱۳۹۰ وی به همراه سه زندانی دیگر در اقدامی نامعلوم از سوی مسئولین قضایی به بند ۲۴۰ زندان اوین تهران منتقل شد.  با گذشت یک ماه وی هنوز در سلول‌های انفرادی زندان اوین و بند ۲۴۰ به سر می‌برد و هنوز مسئولین قضایی دلیل این امر را اعلام نکرده‌اند.
هر جا سخن از جنایت است/نام سید علی خامنه ای می درخشد



کلاهبرداری و دزدی توسط یک بسیجی


علی نظری عضو 48 ساله و با سابقه بسیج, با بیش از 270 میلیون چک بدون اعتبار که دست مردم دارد ناپدید شده است.
این فرد طی ده روز گذشته اقدام به خرید طلا و یک قطعه زمین با چک کرده است و بلافاصله طلا و زمین را به وجه نقد تبدیل کرده و ده روز قبل از رسیدن مهلت چک های خود از نجف آباد متواری شده است. این بسيجي که گفته میشود خانه و دو باب مغازه خود را هم فروخته به احتمال به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس رفته تا درآنجا زندگی جدیدی آغاز کند.همسر و دو فرزند این بسيجي هم به همراه او خود ناپدید شده اند. مردم نجف آباد هنوز به خاطر دارند که سه سال پیش یک مسئول بسیج هم 400 میلیون تومان کلاهبرداری کرد و ناپدید شد و پس از یکسال که برگشت تنها ده درصد از پولهای مردم را به آنها برگرداند و يك روز هم در بازداشت بسر نبرد.


  احضار سیمین روزگرد، فعال حقوق بشر به

 دادسرای اوین
article picture
 
سیمین روزگرد، فعال حقوق بشر، روز چهارشنبه مورخ ۲۶ مردادماه طی احضاریه‌ای به شعبه سوم بازپرسی مستقر در زندان اوین (قدوسی) احضار شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طبق احضاریهٔ کتبی که ماموران امنیتی به خانواده خانم روزگرد ابلاغ کرده‌اند، وی ملزم شده است که خود را نهایتا ظرف سه روز به دادسرای مستقر در زندان اوین معرفی کند.

بر اساس این احضاریه که از سوی مجتمع قضایی قدوسی صادر شده است، در صورت عدم حضور این فعال حقوق بشر به صورت غیابی توسط دادگاه انقلاب محاکمه و حکم وی غیابا صادر خواهد شد‪. ‬

پیش‌تر و پیرو سناریو سازی دستگاه امنیتی بر علیه مسئولان و اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در اسفند ماه ۸۸، نیروهای سپاه پاسداران برای نخستین بار به منظور بازداشت ایشان به منزل پدری خانم روزگرد مراجعه کرده بودند که به علت عدم حضور وی در منزل موفق به بازداشت نشدند و با اقدام به تفتیش و ضبط وسایل شخصی منزل را ترک کردند.

همچنین لازم به توضیح است اخیرا دانشگاه آزاد اسلامی نیز بدون ارائهٔ هیچ توضیحی اقدام به مسدود کردن فایل این دانشجو نموده است.

در طی روزهای اخیر احضار سیمین روزگرد، دومین مورد از احضار فعالان حقوق بشر تحت تعقیب پرونده موسوم به ۱۱ اسفند از سوی دادسرای مستقر در زندان اوین است. در هفته جاری سیاوش بهمن آبادی دیگر فعال حقوق بشر نیز با دریافت احضاریه‌ای مشابه به این بازپرسی فراخوانده شده بود.

اعتراف اکبرگنجی به اقتدار مقام معظم رهبری


اکبر گنجی در مقاله ای در رادیو زمانه بیانات اخیر مقام معظم رهبری را نشانه کوتاه نیامدن ایشان در عرصه داخلی و بین المللی دانست و با اعتراف به اقتدار آیت الله خامنه ای به بررسی دلایل این مساله پرداخت.
به گزارش مشرق به نقل از جام، اکبر گنجی16آگوست(25 مرداد) در مقاله ای در سایت رادیو زمانه در تحلیل بیانات اخیر رهبرمعظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام اسلامی ، با اعتراف به اقتدار مقام معظم رهبری ،این سخنان را نشانه عدم عقب نشینی و کوتاه آمدن ایشان دانست و نوشت: «سخنان او نشان‌دهنده آن است که به هیچ‌وجه حاضر به عقب‌نشینی از مواضع پیشین و سازش با مخالفان داخلی و دولت‌های خارجی نیست.»

گنجی، افزود:« آیت‌الله خامنه‌ای در سطح بین‌المللی نیز به هیچ‌وجه قصد عقب‌نشینی در هیچ یک از امور محل نزاع را ندارد. «عظمت‌طلبی اتمی» از طریق پروژه هسته‌ای بی‌وقفه دنبال شده است و می‌شود. تنها مانع کار، تحریم‌های جهانی است؛ تحریم‌هایی که مانع صدور تکنولوژی با کاربرد دوگانه به ایران می‌شوند. با این‌همه، کوچک‌ترین عقب‌نشینی در مواضع و رفتار او دیده نمی‌شود. این امر معلول چند علت است.»
اکبر گنجی، دلایل اقتدار و عدم عقب نشینی مقام معظم رهبری را چنین برشمرد:
«اول- رسالت الهی نایب امام زمان:...آیت‌الله خمینی بارها این سخن را تکرار می‌کرد که این نظام باید به ظهور حضرت حجت منتهی شود. آیت‌الله خامنه‌ای نیز چنین مقصدی را دنبال می‌کند.
دوم- بهترین دفاع، تهاجم است:آیت‌الله خامنه‌ای همیشه مدافع این استراتژی بوده است. او مدعی است هرجا کوچک‌ترین تزلزلی صورت گرفته، دول دشمن غربی پیش آمده‌اند، اما هرجا رفتارها تهاجمی بوده، آنان عقب نشسته‌اند و پیروزی نصیب ایران شده است.
سوم- ناتوانی جهان غرب:مطابق اطلاعات و تحلیل ولی فقیه، دول غربی نه تنها در موقعیتی قرار ندارند که ایران را مورد تهاجم نظامی قرار دهند، بلکه خود به شدت گرفتار بحران‌های اقتصادی و شورش‌های اجتماعی‌اند. حتی مریدان رهبری شادکامانه اعلام می‌کنند که اعتراض‌های کشورهای اروپایی را "مقام معظم رهبری" از قبل "پیش‌بینی کرده بوده‌اند".»
مقاله نویس رادیو زمانه درپایان برای آنکه این اعترافات موجب ناامیدی اپوزیسیون و حامیان فتنه نشود،دل آنها را به تحریم های غربی و تحولات کشورهای منطقه بالاخص سوریه خوش کرد .

وضعیت حاد جسمی زندانی سیاسی جعفر اقدامی و ممانعت از درمان وی توسط بازجویان وزارت اطلاعات

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" وضعیت حاد جسمی زندانی سیاسی جعفر اقدامی وممانعت از درمان وی توسط بازجویان وزارت اطلاعات.
زندانی سیاسی جعفر اقدامی که از 3 ماه پیش دچار بیماری حاد جسمی از ناحیۀ ستون فقرات شده است ،ناراحتی او به حدی شدت یافته است که  تنها  با کمک عصا قادر به راه رفتن می باشد.او بطور شبانه روزی از درد شدید از ناحیۀ پشت و پاها رنج می برد بخصوص در حالت درازکش در شب شدت درد به قدری زیاد است که قادر به خوابیدن  و نشستن بر روی زمین نیست.
از طرفی دیگر بیماری حاد و دردهای شدید تا حد زیادی بر روی میل غذایی وی اثر منفی گذاشته است و این مسئله باعث کاهش زیاد وزن وی تا حدود 8 کیلوگرم شده است.بازجویان وزارت اطلاعات از زمان مبتلا شدن او به این بیماری تا به حال  مانع درمان وی شده اند.زندانی سیاسی جعفر اقدامی می بایست در بیمارستانی در خارج از زندان مورد معاینه و درمان قرار گیرد.
گفته می شود یکی از دلایلی که زندانیان سیاسی به بیماریهای مختلف در زندان دچار می شوند وجود تعدادی دستگاههای پارازیت پخش کن در سالن زندانیان سیاسی است  که بطور شبانه روزی در حال پخش امواج پارازیت می باشد. بازجویان وزارت اطلاعات از چند ماه پیش اقدام به نصب چنین دستگاههایی در سالن زندانیان سیاسی نمودند که علت نصب چنین دستگاههایی نامشخص می باشد.از زمان نصب چنین دستگاه هایی در درون سالن زندانیان سیاسی باعث ایجاد عوارض متعددی جسمی و روحی مانند عصبی بودن،سردرد ،سرگیجه،حالت تهوع، بیحالی و افزایش بیماریهای مختلف شده است.
لازم به یاداوری است زندانی سیاسی جعفر اقدامی چندین بار به خاطر فعالیتهای آزادیخواهانه دستگیر شد او در سال 1379 با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به مدت چندین سال در زندان بسر برد و برای مدتی آزاد گردید تا اینکه در سال 1388 هنگامی که قصد شرکت در مراسم بیست و یکمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی را داشت توسط بازجویان دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل شد و چندین ماه در آنجا بسر برد.سپس با پرونده سازی آخوندی با نام مستعار علوی از مسئولین و سربازجویان وزارت اطلاعات و سعید شیخان به 10 سال زندان محکوم گردید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،عدم درمان بیماریهای حاد زندانیان سیاسی و بکار گیری آن به عنوان ابزاری برای فشارهای غیر انسانی علیه آنها را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد به ایران برای بازدید از زندانها ،ملاقات با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها جهت تهیۀ گزارشی از جنایت علیه بشریت توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای و ارائۀ آن به سازمان ملل می باشد.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران
28 مرداد 1390 برابر با 19 اوت 2011

۱۳۹۰ مرداد ۲۷, پنجشنبه


  وضعیت بحرانی دو زندانی بیمار

محبوس در بند ٣۵٠ اوین
article picture
 
وضعیت جسمی دو زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ به نامهای پیمان کریمی و حسن فرجی بحرانی گزارش شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیمان کریمی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ٨٨ به دلیل نوسانات شدید و مکرر قند خون از ٢ ماه پیش تا اکنون در بهداری اوین بستری است. از زمان بستری شدن این زندانی سیاسی مبتلا به بیماری دیابت به دلیل شوک‌های متعددی که به وی وارد آمده چشم‌هایش دچار کم سویی شده است بنا به نظر پزشکان در صورت تداوم این روند وی در معرض نابینایی کامل قرار خواهد گرفت.

هم چنین حسن فرجی زندانی دیگر محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که از بیماریهای فراوانی از جمله قلبی و دستگاه گوارش رنج می‌برد. به دلیل ابلاغ حکم جدید مبنی بر ۱۰ سال حبس تعزیری دچار حمله قلبی شده و به بیمارستان مدرس منتقل و مجددا به بند بازگردانده شد.

نامبرده به علت عوارض ناشی از سکته قلبی از قدرت تکلم پایینی برخوردار است وقادر به راه رفتن و انجام امور شخصی خود نیست.

با پیگری‌های همبندیان وی از مسؤلین زندان مشخص شد که به دلیل تشابه اسمی این زندانی سیاسی با فردی متهم به قاچاق اسلحه، حکم به اشتباه به ایشان ابلاغ شده است. و محکومیت جدیدی در انتظار ایشان نیست.

شایان ذکر است که پزشکی قانونی برای هر ٢ زندانی بیمار گواهی عدم تحمل کیفر صادر کرد، ولی دادستان تهران به خواست این مرجع قانونی به دلیل اعمال فشار نهادهای امنیتی تمکین نمی‌کند
article picture

  توقیف بیش از شش هزار جلد کتاب مقدس مسیحیان در ایران
 
مجید ابهری، مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفته که «مبلغان ادیان مسیحی با اتکا به پول های کلان و تبلیغات دروغین برای به انحراف کشیدن جوانان تلاش می کنند و در همین راستا، چندی پیش شش هزار و ۵۰۰ نسخه كتاب مقدس مسیحیان در مسیر زنجان ـ ابهر کشف و توقیف شد.»

به گزارش سایت «محبت نیوز»، آژانس خبری مسیحیان ایران، آقای ابهری در گفت وگو با خبرگزاری مهر گفته است: «این کتاب ها از نوع بهترین کاغذ در دنیا و در اندازه جیبی بودند.»

این گزارش در رسانه های خارج از کشور بازتاب داشته و از جمله روز پنجشنبه در وبسایت «کریسشن تودی» که به اخبار جمعیت مسیحیان جهان اختصاص دارد، منتشر شده است.

وی گفته است: «نکته قابل توجه در این موضوع که باید مورد توجه نهادهای قضایی و امنیتی و دینی قرار گیرد این است که تمام ادیان و مکاتب برای مقابله با دین اسلام نیروی خود را یکپارچه کرده اند و گرنه ارسال دو نوع کتاب دینی به یک کشور چه مفهومی دارد.»

به گزارش محبت نیوز، پیش از این نیز در تاریخ هفتم آبان ماه ۱۳۸۹ هم ماموران انتظامی و سپاه پاسداران آذربایجان غربی در یک دستگاه اتوبوس مسافربری مسیر سلماس – تهران، تعداد ۳۰۰ جلد کتاب مقدس مسیحیان را پس از بازرسی اتوبوس کشف و ضبط کردند.

این سایت همچنین گزارش داده که اداره بازرسی و كشف كالای قاچاق با همكاری سپاه پاسداران استان آذربایجان غربی پس از توقیف این کتاب های مقدس مسیحیان، همه را در روستای «دریشک» به آتش كشیدند.

هر چند قانون اساسی جمهوری اسلامی، آیین مسیحیت را به رسمیت شناخته است، اما در سال‌های گذشته مقام‌های جمهوری اسلامی محدودیت‌های گسترده‌ای را برای اقلیت‌های مذهبی در ایران اعمال کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به بازداشت شماری از کشیشان مسیحی و محاکمه آنان اشاره کرد.

دی‌ماه سال گذشته، مرتضی تمدن، استاندار تهران با مقایسه مسیحیان تبشیری با وهابیت و طالبان، از آئین آنها با عنوان یک «جریان منحرف و فاسد»‌ در مسیحیت نام برده و از بازداشت رهبران شان و نیز برخورد شدیدتر با آنها خبر داده بود.
رادیو فردا
 

  مقابله رژیم اسلامی با قرارهای فیس

 بوکی/جنبش اعتراضی سوت
article picture
 
آخرین قرار فیس بوکی با نام «هندوانه‌خوری»، باعث نگرانی مسولان شده است. اگرچه نیروی انتظامی عده‌ای از شرکت‌کنندگان دو برنامۀ «آب بازی» و «خزبازی» را دستگیر کرد اما قرارهای فیس بوکی با برنامۀ «شیشه پاک کنی» و «هندوانه خوری» ادامه یافت. تحلیل‌گران نزدیک به حکومت معتقدند برخورد چکشی با این پدیده خطرناک است و باید نمونه‌های مشابه آن را با نظارت نهادهای رسمی برگزار کرد.

اگرچه نیروی انتظامی عده‌ای از شرکت‌کنندگان در دو برنامۀ «آب‌بازی» و «خزبازی» را دستگیر کرد اما قرارهای فیس بوکی به همین دو برنامه ختم نشد و با برنامۀ «شیشه پاک کنی» در حمایت از کودکان کار ادامه یافت و حالا نوبت به «هندوانه خوری» رسیده است.
تحلیلگران سایت‌های نزدیک به حکومت، شخصیت‌های انتظامی و برخی نمایندگان مجلس این برنامه‌ها را حاصل برنامه ریزی غرب و نوعی تمرین برای بسیج نیروهای جوان علیه حاکمیت ارزیابی کرده اند.
سایت خبری-تحلیلیِ «الف» در یادداشتی بدون ذکر نام نویسنده، ضمن این که قرارهای فیس بوکی را «دسیسۀ فرهنگی جدید» نامیده به مسئولان جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده است برای مقابله با این برنامه ها از برخوردهای چکشی پرهیز کنند و خودشان چنین برنامه هایی را زیر نظر نیروی انتظامی و شهرداری تدارک ببینند
آرش آبادپور، وبلاگ‌نویس و تحلیل‌گر شبکه‌های اجتماعی مجازیِ ساکن کانادا که با نام مستعار «آرش کمانگیر» در فضای مجازی شناخته می‌شود، از دلایل برخورد امنیتی با قرارهای فیس بوکی و پیامدهای دولتی کردن این اتفاق می‌گوید.

آرش آبادپور معتقد است: «نمی‌توان قرارهای فیس بوکی را به خارج از ایران رابط داد و از طرفی دولتی شدن قرارهای فیس بوکی و اجرای این پدیده به صورت بخشنامه‌ای به ضرر خود حاکمیت است.»

همچنین در کنار مطرح شدن چهار قرارهای فیس بوکی در داخل ایران، یک اید نیز در خارج از ایران مطرح شده که در آن مردم را در داخل به سوت زدن در ساعت 9 هر شب با استفاده از سوت‌های کوچک دعوت کرده است.

بشنوید:گفتگو با آرش آباد پور

سه 28 مرداد - سه واقعه تاریخی


28 مرداد 1332

این روزها به مانند روند حدود سی ساله گذشته بسیاری مشغول  28 مرداد 1332 هستند و معمولا هم به جای بحث منطقی در این زمینه که قاعدتا باید به تاریخ سپرده شده باشد و در بستر تاریخ به سادگی پیرامونش تبادل نظر شود دعوا و دشنام انجام می شود. زمانی که واقعه ای (خوب یا بد از دید هر شخص) در نزد یک ملت به تاریخ پیوسته باشد بحث پیرامون آن در یک فضای منطقی و به دور از احساسات و حب و بغض انجام می شود و هر شخصی آزادانه دیدگاه و برداشت خودش را بیان می کند ولی متاسفانه فسیل های سیاسی چنین اجازه ای را نمی دهند و مرتب با سمپاشی هایی که در فضای سیاسی جامعه ایرانی می کنند تعصب و حب و بغض را باز تولید می کنند. ای کاش این ویژگی تنها در انحصار فسیل هایی بود که این آش حکومت اسلامی را برای ایران و ایرانی پختند. با کمال تاسف ما جوانان هم گرفتار این تعصب های احمقانه شده ایم و دو تن با عقاید متفاوت در یک زمینه نمی توانیم بدون دعوا و توهین و دشنام باهم به مانند دو انسان متمدن تبادل نظر کنیم و همه ما معتقدیم که سخن درست تنها از دهان ما خارج می شود و جمله درست تنها با قلم ما نوشته می شود.
من وارد بحث مستقیم درباره سقوط دولت زنده یاد دکتر محمد مصدق و روابط محمد رضا شاه با مصدق و سایر این قضایا نمی شوم و این موضوع به این دلیل است که متاسفانه با تلاش جمهوری اسلامی و رسانه های فارسی زبان غیر ایرانی و متاسفانه برخی از ایرانیان نا آگاه و متعصب این موضوع هنوز به تاریخ نپیوسته و پس از حدود شصت سال هنوز لایه کلفتی از تعصب روی آن نقش بسته و تلاش جمهوری اسلامی و این رسانه ها هم یک دلیل بیشتر ندارد و آن چیزی جز تفرقه انداختن میان مخالفان جمهوری اسلامی نیست زیرا آنها به خوبی فهمیده اند که متاسفانه ما مخالفان جمهوری اسلامی نمی توانیم هم با یکدیگر در زمینه یا زمینه هایی اختلاف نظر داشته باشیم و هم با هم در برابر جمهوری اسلامی همبسته و متحد باشیم پس تلاش می کنند از هر بستری برای بیشتر کردن این تفرقه استفاده کنند. امیدوارم روزی در آینده نزدیک این تعصب از بین برود و بتوان با احترام به یکدیگر بدون درگیری در این زمینه آزادانه و منطقی بحث کرد.


28 مرداد 1357

اما یکی از دو واقعه خونباری که متاسفانه به دلیل همین تعصب و اهمیت بیش از حد دادن به 28 مرداد 32 هر سال و همیشه در سایه قرار می گیرد و تنها اشاراتی کوچک به آن می شود به 28 مرداد 1357 مربوط می شود یعنی درست حدود شش ماه پیش از روی کار آمدن حکومت آخوندی.
در شبی از شبهای تابستان در شهر آبادان حدود چهارصد هم میهن ما فارغ از همه داستانهای آن روزگار در سینما رکس در حال تماشای فیلم بودند که جنایتکاران و سرداران اسلام ناب محمدی دست به یکی دیگر از جنایات خود زدند و با نهایت شقاوت و سنگدلی به مانند پیشوایان جنایتکار دین و آیینشان برای به قدرت رساندن خود چهارصد انسان را زنده زنده در آتش سوزاندند و متاسفانه حکومت محمد رضا شاه و در راس همه مزدور بزرگ و نخست وزیر وقت جعفر شریف امامی به جای برخورد با عاملان این جنایت که با تحقیقات مستند زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی کاملا مشخص بودند در این زمینه سکوت کردند و این سکوت سبب خشمگینی خانواده های داغدیده و همچنین پیوستن مردم آبادان و به ویژه کارگران پالایشگاه نفت آبادان به این انقلاب نکبت بار شد.
همین تحقیقات دکتر عاملی تهرانی سبب اعدام این مرد بزرگ و میهن پرست شد.
در کتاب پشت پرده انقلاب - اعترافات حسین بروجردی که به کوشش دکتر بهرام چوبینه گردآوری شده حسین بروجردی کاملا این ماجرای آتش زدن سینما رکس را با جزئیات شرح می دهد. همینطور خانم شیدا نبوی نیز تحقیقی بسیار خواندنی با نام فاجعه سینما رکس آبادان دارند که بسیار در این زمینه روشنگر است.
لازم است در اینجا به نویسنده و کارگردان و بازیگر خوب و متعهد سرزمینمان آقای پرویز صیاد نیز اشاره بکنم که در نخستین سالهای حکومت آخوندی نمایشنامه ای مستند با نام ((محاکمه سینما رکس آبادان)) را روی صحنه برد و کمک بسیاری به فراموش نشدن این جنایت هولناک کرد.


28 مرداد 1358

سومین 28 مرداد تاریخی در سرزمین ما ایران یادآور جنایتی علیه هم میهنان عزیز و مظلوم کرد ماست که با فرمان جهاد خمینی علیه آنها دهها تن از این هم میهنان به قتل رسیدند. خمینی برای انجام این جنایات در این منطقه دست پرورده خود که از نظر مشکلات روانی با خمینی برابری می کرد یعنی صادق خلخالی به مناطق کردنشین و این بیمار روانی با شقاوت تمام در دادگاه های چند دقیقه ای حکم اعدام صادر می کرد.

به راستی انقلابی که پایه اش با این جنایات گذاشته شده باشد آخر و عاقبتی بهتر از این نخواهد داشت.
بر خلاف تبلیغاتی که می کنند که این انقلاب از مسیر خود منحرف شده و از این دست سخنان بی پایه این جنایات و سایر جنایات از نخستین روز نشان می دهد که هیچ انحرافی در مسیر این انقلاب نکبت بار نبوده و هنوز ادامه همان مسیر سیاه و جنایت بار است.

به امید ایرانی آزاد و آباد و به امید آگاهی ایرانی

گزارشی از وضعیت زنان زندانی سیاسی
زنان بی‌مرخصی

کمیته گزارشگران حقوق بشر- استفاده از مرخصی، طبق قانون و آیین‌نامه سازمان زندان‌ها از جمله حقوقی است که یک زندانی می‌بایست از آن بهره‌مند شود. با این حال، در مورد زندانیان سیاسی، مسئولان به طرق و دلایل مختلف از اعطای این حق جلوگیری می‌کنند.
هم‌اکنون شمار زیادی از زندانیان سیاسی در زندان‌های مختلف ایران به سر می‌برند که با وجود سپری کردن مدت‌های طولانی در زندان از حق برخورداری از مرخصی محروم بوده‌اند.
در بند زنان زندان اوین نیز، تعداد بسیاری از زنان سیاسی زندانی که اغلب زنان بازداشت شده در جریان اعتراضات پس از انتخابات هستند، از حق مرخصی محروم‌ هستند.
این مساله در خصوص زنان زندانی، از آن رو حائز اهمیت است که شماری از آنان دارای فرزندان کوچک بوده، و دوری طولانی مدت آن‌ها از خانواده و فرزندانشان، لطمات جبران‌ناپذیری را به آن‌ها وارد می‌کند.
در حال حاضر، چندین زن زندانی سیاسی در زندان اوین به سر می‌برند که دارای فرزندان زیر ۱۸ سال هستند و تا کنون از حق مرخصی برخوردار نبوده‌اند.
در زیر به طور اجمالی به معرفی شماری از زنان زندانی محروم از مرخصی می‌پردازیم.
۱. نسرین ستوده: نسرین ستوده وکیل دادگستری، در شهریورماه ۸۹ بازداشت شد. وی بیش از ۴ ماه در سلول انفرادی به سر برد و سپس در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت. وی از سوی دادگاه به ۱۱ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شد. نسرین ستوده به مدت ۸ ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد و هم اکنون در بند عمومی نگهداری می‌شود.
۲. عاطفه نبوی: عاطفه نبوی، دانشجوی محروم از تحصیل در روز ۲۵ خردادماه به همراه پسر عموی خود «ضیاءالدین نبوی» دستگیر شد. وی پس از ۵ ماه بلاتکلیفی از سوی شعیه ۱۲ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام» از طریق شرکت رد راهپیمایی اعتراضی ۲۵ خرداد، به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۳ سال کاهش یافت. وی هم‌اکنون بیش از ۲ سال است که بدون داشتن مرخصی در زندان به سر می‌برد.
۳. فرح واضحان: فرح واضحان در دی ماه ۸۸ توسط نیروهای اطلاعات ارتش بازداشت، و در مردادماه سال ۸۹ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به اتهام «محاربه» محاکمه شده و به اعدام محکوم شد. این حکم سپس در دیوان عالی کشور نقض شده و به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ارسال شد. فرح واضحان، چندی پیش از سوی این شعبه به اتهام محاربه و توهین به رهبری به ۱۵ سال زندان و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شد. وی با وجود داشتن بیماری‌های حاد، با وجود گذشت یکسال و نیم از زمان بازداشتش، از حق برخورداری از مرخصی محروم بوده است.
۴. عالیه اقدام‌دوست: عالیه اقدام‌دوست، فعال جنبش زنان، که به اتهام شرکت در تظاهرات روز ۲۲ خردادماه سال ۸۵، به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است. بیش از۲ سال است که بدون داشتن مرخصی، در زندان به سر می‌برد.
۵. کفایت ملک‌محمدی: پس از وقایع عاشورای سال ۸۸ بازداشت شد و از سوی دادگاه به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی با داشتن ۶۵ سال سن، هم‌اکنون مسن ‌ترین زندانی بند زنان است. با این وجود مسئولان زندان از اعطای مرخصی به وی خودداری کرده‌اند.
۶. فاطمه رهنما: فاطمه رهنما در تیرماه ۸۸ به بازداشت نهادهای امنیتی در آمد. وی که از سوی سایت‌های منسوب به دولت، همسر صیغه‌ای شاپور کاظمی (برادر دکتر رهنورد)، معرفی شده بود. از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان شهر ایذه محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد. وی در حال حاضر بیش از ۲ سال است که علی‌رغم داشتن افسردگی و بیماری‌های جدی بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد. او یکی از معدود زنان زندانی سیاسی است که در تبعید و در زندان سپیدار اهواز نگه‌داری می‌شود.
۷. ریحانه حاج ابراهیم دباغ: ریحانه حاج ابراهیم به همراه ۳ عضو دیگر خانواده‌اش بازداشت شد. وی که از جمله افرادی بود که در جریان اعترافات تلویزیونی وقایع عاشورا، جلوی دوربین قرار گرفت، از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۱۵ سال حبس کاهش یافت. وی بیش از یکسال و نیم است که بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد.
۸. مطهره بهرامی: به همراه شوهرش در روز عاشورا در خانه‌اش بازداشت شد. وی نیز در جریان اعترافات تلویزیونی، مقابل دوربین قرار گرفت و از سوی دادگاه به اعدام محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۱۵ سال حبس و تبعید به زندان رجایی‌شهر کاهش یافت. وی نیز بیش از یک‌سال و نیم است که علی‌رغم سن بالا و ابتلا به بیماری، از داشتن مرخصی محروم بوده است.
۹. فاطمه خرم‌جو: فاطمه خرم‌جو در اسفندماه ۸۸ به همراه دخترش دستگیر شد. وی در مردادماه ۸۹ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت و به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. فاطمه خرم جو، ۵۵ ساله، بیش از یک‌سال و نیم است که بدون برخورداری از حق مرخصی در زندان به سر می‌برد. وی نان‌آور خانواده بوده و یک فرزند معلول دارد.
۱۰. سوسن تبیانیان: سوسن تبیانیان به اتهام داشتن دیانت بهایی و ترویج این دین، در خرداد ماه ۸۹ با حکم دادگاه انقلاب به یکسال و نیم حبس تعزیری محکوم شد و جهت اجرای حکم خود به زندان اوین انتقال یافت. وی علی رغم سپری کردن بیش از یکسال از حکم خود تاکنون از حق مرخصی محروم بوده است.
۱۱. مریم اکبری‌مفرد: مریم اکبری در وقایع عاشورای سال ۸۸ بازداشت شد. وی که دارای ۳ فرزند و یک دختر سه ساله است، پس از سپری کردن ۳ ماه بازداشت در بند ۲۰۹ به بند عمومی انتقال یافت. مریم اکبری از سوی دادگاه به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری تبعید به زندان رجایی شهرمحکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر تایید شد. وی نیز با وجود داشتن ۳ کودک، تاکنون از حق مرخصی محروم بوده است.
۱۲. شبنم مددزاده: شبنم مددزاده، فعال دانشجویی و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم، در اسفندماه ۸۷ بازداشت شد. وی به مدت ۳ ماه در سلول انفرادی نگه‌داری شد و پس از ۷ ماه به بند نسوان زندان اوین منتقل شد. این فعال دانشجویی از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی‌شهر محکوم شد. وی بیش از ۲ سال است که بدون داشتن حق مرخصی در زندان به سر می‌برد.
۱۳. مهوش ثابت: مهوش ثابت یکی از ۷ مدیر بهایی است که در اسفندماه ۸۶ بازداشت شد. وی به مدت ۶ ماه در سلول انفرادی به سر برد و پس از ۲ سال بلاتکلیفی و نگه‌داری در بند ۲۰۹، سال گذشته از سوی دادگاه به تحمل ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا مورد تایید قرار گرفت. وی هم اکنون بیش از ۳سال است که بدون داشتن مرخصی در زندان نگه‌داری می‌شود.
۱۴. فریبا کمال‌آبادی: فریبا کمال آبادی یکی از ۷ مدیر بهایی است که درفروردین ۸۷ بازداشت شد. وی به مدت ۶ ماه در سلول انفرادی به سر برد. و پس از ۲ سال بلاتکلیفی و نگه‌داری در بند ۲۰۹، سال گذشته از سوی دادگاه به تحمل ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا مورد تایید قرار گرفت. وی هم‌اکنون بیش از ۳ سال است که بدون داشتن مرخصی در زندان نگه‌داری می‌شود.

۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

اعدام های دهه ی شصت

بسیاری از این قبیل فجایع هست که به دست جمهوری کثیف اسلامی و رژیم آخوندی انجام گرفته و همچنان نیز ادامه دارند.
مرگ بر این رژیم کثیف 
مرگ بر خامنه‌ای و همهٔ خون خواران


«هندوانه‌خوری» و «آب‌بازی» تهدیدی علیه نظام است


دیگربان : سایت محافظه‌کار «الف» قرار‌های فیس بوکی «آب‌بازی»٬ «خزبازی» و «هندوانه‌خوری» را «دسیسه فرهنگی» و «تهدیدی» علیه جمهوری اسلامی دانست.

این سایت روز سه‌شنبه (۲۵ مرداد) نوشته که دشمنان جمهوری اسلامی در خصوص واکنش‌های نظام به این قرار‌های اجتماعی «سرمایه‌گذاری» کرده‌اند.
«الف» با انتقاد از نحوه برخورد و پوشش خبری این قرار‌های فیس‌بوکی، از سوی محافظه‌کاران نوشته که مقام‌های جمهوری اسلامی برای مقابله با چنین قرار‌هایی باید چاره‌ای بیندیشند.
این سایت افزوده که برخورد‌های «چکشی» با این قرار‌ها٬ «انگیزه‌های تشکیل چنین حرکاتی را سیاسی و سیاسی‌تر خواهد کرد.»
این سایت محافظه‌کار در عین حال اضافه کرده است: ‌ «از آنجا که اغلب جوانان شرکت کننده در مراسم اخیر، هیچ کمبود تفریحی نداشته‌اند، مماشات با آن‌ها نیز در جهت دسیسه فرهنگی دشمن خواهد بود.»
سایت «الف» در ادامه به شهرداری تهران٬ پلیس و صدا و سیما پیشنهاد کرده با برگزاری «کنترل شده» مراسم‌هایی مشابه نشان دهند که «نظام جمهوری اسلامی مخالف تفریح سالم و شرعی نیست.»
قرار‌های فیس‌بوکی و اجتماعی جوانان در تهران و برخی شهر‌های ایران در هفته‌های اخیر با نگرانی محافظه‌کاران مواجه شده است.
چندی پیش پلیس امنیت تهران گروهی از جوانان که دو قرار فیس‌بوکی «آب‌بازی» و «خزبازی» در تهران را ترتیب داده بودند، بازداشت کرد و «اعترافات» برخی از آن‌ها در تلویزیون پخش شد.
در برخی شهر‌های دیگر نیز پلیس اقدام به بازداشت افرادی کرد که قصد داشته‌اند مراسم مشابهی برگزار کنند.
مقام‌های جمهوری اسلامی شبکه‌های اجتماعی را ابزار‌ «براندازی» می‌دانند و محدودیت‌های گسترده‌ای برای کاربران داخل ایران در دسترسی به این شبکه‌ها اعمال کرده‌اند.


مرضیه وفامهر بازیگر فیلم «تهران من برای فروش» و همسر ناصر تقوایی کارگردان پرآوازه سینمای ایران و خالق آثاری چون دایی جان ناپلئون، آرامش در حضور دیگران، کاغذ بی خط و... می باشند.

سالروز تولد حمید سمیعی، زندانی سیاسی گمنام در بند ۳۵۰ زندان اوین

حمید سمیعی

حمید سمیعی از اعضا جبهه مشارکت ایران اسلامی و دانشجوی فوق لیسانس برق دانشگاه آزاد اسلامی، سالروز تولد خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین سپری خواهد کرد.
به گزارش ندای سبز آزادی، حمید سمیعی روز عاشورا توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و به بازداشتگاه شاپور منتقل شده بود، این عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، یک ماه پس از بازداشت به زندان اوین، بند ۳۵۰ منتقل شد.
وی یک ماه و نیم پس از گذراندن دوران بازداشت دادگاهی شد و در آن دادگاه به دو سال و نیم زندان تعزیری محکوم شد.
حمید سمیعی در حالی سالروز تولد خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین سپری میکند، که پس از گذشت بیش از یک سال از بازداشت وی، هیچ خبری از وی در رسانه ها منتشر نشده بود و حمید سمیعی در گمنامی دوران بازداشت خود را سپری میکرد.

بازداشت موسوی و کروبی، آدم ربایی است

کاوه قریشی
کاوه قریشی
k.ghoreishi(at)roozonline.com
در پایان ششمین ماه از حصر خانگی میر حسین موسوی و مهدی کروبی و همسران آنها، صدها تن از فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه نگاران و شخصیت های دانشگاهی ایرانی با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به بيش از ده نهاد و مقام بين‌المللی  خواهان آزادی آنها شدند.
شیرین عبادی، رئیس کانون وکلای حقوق بشر و برنده ایرانی جایزه صلح نوبل 2003 که یکی از امضا کنندگان این نامه است، در مصاحبه با روز می گوید: "نهادهای حقوق بشری در درجه اول مسئولین حکومت را مورد سئوال قرار می دهند و شکایت را به آنها اعلام می کنند و جویای پاسخ می شوند. اگر حکومت، پاسخ قانع  کننده ای ندهد، نهادهای مدافع حقوق بشر آن  را در ردیف جرایم ضد حقوق بشر برای جمهوری اسلامی ثبت می کنند و در حقیقت برگی دیگر به پرونده قطور نقض حقوق بشر جمهوری اسلامی اضافه خواهد شد؛ هر قدر این پرونده قطور تر شود، در آینده تبعات بیشتری را متوجه جمهوری اسلامی خواهد کرد."

از ظرفیت های بین المللی استفاده شود
به گزارش وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، نامه اعتراضی اخیر که به همت "کمپین اعتراض سبز" تهیه شده، تاکنون به امضای ۲۸۳ نفر و ۲۱ گروه و تشکل رسيده و هدف از آن استفاده از تمام ظرفيت‌های بين‌المللی و حقوقی برای شکستن حصر غير قانونی رهبران جنبش سبز است.
این کمپین که در مرداد ماه سال جاری، کارزاری را برای آزادی میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی آغاز کرده است، اعلام کرده که کمپین جمع آوری امضا برای این نامه سرگشاده تا سه هفته دیگر ادامه خواهد یافت.
در بخشی از این نامه آمده است: "هیچ کدام از مقامات قضایی، دولتی و امنیتی کشور در طی‌ این مدت هیچ گونه مسئولیتی در قبال به وقوع پیوستن این جرم و قانون شکنی بر عهده نگرفته اند و همچنین هیچ گونه حکم بازداشت، احضاریه یا اتهامی از طرف مقامات قضایی در مورد این افراد صادر نشده است."
در بخش دیگری از این نامه،  رفتار مقامات قضايی و دولتی جمهوری اسلامی در مورد اين چهار نفر، "در راستای نقض آشکار حقوق بشر، و همچنين نقض قوانين بين‌المللی و داخلی‌ کشور ايران، از جمله اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی، ماده شماره ۵۸۳ قانون مجازات اسلامی، ماده شماره ۹ ميثاق بين‌الملل حقوق سياسی و مدنی و پيمان بين‌الملل برای حمايت از تمامی اشخاص در برابر ناپديد شدن اجباری"، ارزيابی شده است.
"کمپین اعتراض سبز" اعلام کرده است که این نامه سرگشاده پس از جمع آوری امضاها به ۱۰ شخصیت و نهاد بین المللی از جمله دبیر کل سازمان ملل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران، کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، اعضای شورای امنیت سازمان ملل و همچنین کميته حمايت از ناپديد شدگان قهری سازمان ملل متحد ارسال خواهد شد.

جمهوری اسلامی، مسئول مستقیم است
میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی از 25 بهمن ماه سال 1389  پس از درخواست مجوز از وزارت کشور برای راهپیمایی در حمایت از قیام مردم تونس و مصر، در بازداشت خانگی بسر می برند و تاکنون هیچ یک از مقامات کشور یا دستگاه های قضایی و امنیتی به دادگاه یا حکم قانونی که موجب این بازداشت ها شده باشد، اشاره ای نکرده اند.
برخی از فعالان حقوق بشر با اشاره به زوایای حقوقی، بازداشت رهبران مخالفان ایران را "ناپدید شدن اجباری" و "آدم ربایی" توصیف کرده اند.
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل در مصاحبه با روز می گوید: "آقایان موسوی و کروبی به اتفاق همسران شان شش ماه قبل بدون اینکه نهاد و یا دادگاهی مسئولیت دستگیری آنها را برعهده بگیرد دستگیر شدند. تاکنون مشخص  نیست آیا  آنها در زندان هستند یا در خانه های خودشان؛ لذا چون هیچ نهادی مسئولیت این بازداشت را نپذیرفته، از منظر ضوابط بین المللی می شود این عمل را ربودن و ناپدید شدن نامید."
به اعتقاد خانم عبادی "ربودن و ناپدید شدن" به لحاظ حقوقی با دستگیری متفاوت است: "چون وقتی کسی دستگیر می شود دادگاه یا مقامات مسئول با اعلام آن، تشکیل پرونده می دهند و شخص بازداشت شده نیز از حقوق یک زندانی از جمله اخذ وکیل برخودار خواهد شد. اما شرایط بازداشت آقایان کروبی و موسوی و همسران آنها به گونه ای است که حتی خانواده هایشان هم نمی دانند کجا نگهداری می شوند."
این فعال حقوق بشر می افزاید: "در چند مورد معدودی که اجازه ملاقات به افراد خانواده داده شده آنها بازداشت شدگان را در ساختمان محل سکونت قبلی آنها ملاقات می کنند، اما مشخص نیست که آیا ساختمان محل ملاقات جایی است که همیشه آنجا نگهداری می شوند یا خیر؟ هیچ چیزی مشخص نیست و این از مصادیق ادم ربایی است و مسئولیت آن نیز مستقیم بر عهده جمهوری اسلامی و مسئولان این نظام است."

رسیدگی در مراجع بین المللی
از زمان بازداشت میرحسین موسوی، مهدی کروبی، فاطمه کروبی و زهرا رهنورد تا کنون شمار زیادی از شخصیت ها، مقامات کشورهای خارجی و نهادهای مدافع حقوق بشر جهانی خواهان آزادی آن ها شده اند.
اما امضا کنندگان نامه اخیر، علاوه بر آزادی رهبران جنبش سبز، خواهان "تضمين سلامت جسمی‌ و روحی‌"، "انجام تحقيقات قضايی‌ فوری، کامل، بی طرف و دقيق برای معرفی‌ مسئولين ربايش و حبس اجباری" و همچنین محقق کردن حقوق فردی آنها از جمله "فراهم آوردن امکان برخورداری از وکلای منتخب برای دفاع از حقوق خود و همچنين پزشک معتمد برای اجرای آزمايشات لازم پزشکی‌ و دريافت معالجه و درمان پزشکی‌" شده اند.
شیرین عبادی که از جمله امضا کنندگان این نامه سرگشاده است، در مورد اینکه "پاسخ جمهوری اسلامی به درخواست هایی از این دست چه خواهد بود؟" می گوید: "آنها متاسفانه به اعتراضات قانونی ترتیب اثر نمی دهند. کلیه مراجعات اعضای خانواده به قوه قضائیه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و هر نهاد ذی ربط دیگری بدون جواب باقی مانده است. بنابراین مشخص است که حکومت جمهوری اسلامی و کلیه ارگان های ذی ربط آن حاضر نیستند مسئولیتی در این خصوص بپذیرند و پاسخ گو باشند."
خانم عبادی می افزاید: "هیچ راهی نیست جز اینکه این پرونده در مراجع بین المللی مورد رسیدگی قرار بگیرد. یکی از نهادهایی که صلاحیت رسیدگی به این پرونده را دارد کمیته  بازداشت های خودسرانه است که در این خصوص هم اعلام شکایت شده است."



درنده‌خویی عمله‌ی ظلم: عکسی از جای دندان‌های محسنی اژه‌ای بر بدن عیسی سحرخیز


اگرچه واقعه مربوط است به حدود ۸ سال قبل، اما بازگو کردن و زنده‌ نگه داشتن آن برای جوانان پر فایده است چرا که به‌آسانی قادر خواهند شد، عمله‌ی ظلم -  پر‌مدعا و عوام‌فریب - را از خدمتگزار واقعی تشخیص دهند: در سال ۱۳۸۳ بعد از این که عیسی سحرخیز نماينده مديران مسول جرايد در نشست هفتگی هيات نظارت بر مطبوعات ايران،  به توهين‌ها و فحاشی‌های محسنی اژه‌ای (نماينده قوه قضائيه درهيات نظارت بر مطبوعات) به جامعه روشنفکری، اعتراض کرد،  محسنی اژه ای ابتدا با قندان به او حمله کرد و سپس شانه سحرخیز را به شدت گاز گرفت. شکایت سحرخیز از اژه‌ای به جایی نرسید، اما عیسی پس از انتخابات ۸۸ دستگیر شد و مورد ضرب و شتم ددمنشانه‌‌ی ماموران وزارت اطلاعات و دادستانی قرار گرفت، بطوریکه ماه‌ها از شکسته شدن دنده‌هایش درعذاب بود. او از آن زمان تا کنون در زندان به‌سر می‌برد. لازم به یاد‌آوری است که در سوم مرداد ۱۳۸۹عیسی سحرخیز درعملی شجاعانه، از زندان رجایی‌شهر نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه ایران منتشر کرد که طی آن خواستار تشکیل دادگاه علیه سید علی خامنه‌ای، محمود احمدی‌نژاد و محسنی اژه‌ای شد


اما محسنی اژه‌ای پس از حادثه حمله به سحرخیز، نه تنها توبیخ نشد که با پشتیبانی علی خامنه‌ای، پلکان ترقی را در سیستم اداری رژیم، به‌سرعت طی کرد و پس از چند سال در پست وزارت اطلاعاتِ محمود احمدی‌نژاد، از سال ۱۳۸۸ به سمت دادستان کل کشور منصوب گردید

مرگ بر رژیم کثیف جمهوری اسلامی،
مرگ با خامنه‌ای و همهٔ دیکتاتورها

بروجردی:حقوق بشر داریم چون به زن‏ها سمت می دهیم

ما به گزارشگر آنها اگر اجازه ورود نمی‌دهیم به این دلیل است كه آنها قضاوت‌هایشان بر اساس معیارهای دوگانه است. حقوق زن در ایران رعایت می‌شود. معاون رییس‌جمهور تا نماینده مجلس زن هستند؛ 60درصد دانشگاه مال زن‌هاست. پس مشكلی از نظر حقوق بشر نداریم. اما در عربستان زن حق رانندگی ندارد. چطور آنجا مشكل حقوق بشر ندارند آن وقت در ایران داریم ؟
روزنامه اعتماد نوشت : علاءالدین بروجردی حرف‌های جدیدی دارد، درباره اینكه چرا اتفاقات 88 تهران شباهتی به رخدادهای انگلیس ندارد. اینكه چرا درهای ایران دلیلی ندارد به روی گزارشگران حقوق بشر خارجی باز باشد و درهای انگلیس باید باز باشد به روی تیم ایرانی . می‌گوید سوریه فرق دارد با انگلیس و از دلایل اینكه پیشنهاد مشابهی را درباره فرستادن تیم حقوق بشر به سوریه ندادند. می‌گوید یك مصداق رعایت حقوق بشر در ایران حضور زنان در كابینه و حتی تعلق 60 درصد سهم دانشگاه‌ها به دختران است و این یعنی حقوق بشر در ایران رعایت می‌شود و لزومی به پذیرش هیچ مدعی بررسی وضعیت حقوق بشر در تهران نیست.

به گزارش آینده اهم اظهارات رییس كمیسیون امنیت ملی مجلس را در ادامه بخوانید :


• اگر سیر تحولات را بررسی كنیم، می‌بینیم كه اعتراض‌های مردم انگلیس اول مسالمت‌جو بود. از قضا ما داریم حقیقت را می‌گوییم و آنها دارند مغلطه ‌می‌كنند. اگر فرد سیاهپوست را به قتل نرسانده بودند هیچ‌وقت مردم اینقدر خشمگین نمی‌شدند. نمی‌توان مردمی را كه آمده بودند تا با آرامش صدای اعتراض خودشان را به گوش حكومت برسانند، به قتل رساند و بعد گفت خب اتفاق است و افتاده و شما عصبانی نشوید. اینكه احساسات مردم را تحریك كنیم و بعد بگوییم معترضان یك مشت آشوب‌طلب احساساتی هستند كه دروغ شاخ‌دار به مردم است و نمی‌توانند باورش كنند. این آتش بد طور به خرمن آنها افتاد.


• استفاده از سلاح گرم و كشتار مردم در لندن تصویر‌برداری شده است. رسانه‌های انگلیسی بیایند و بگویند در تهران در كجا از سگ‌های وحشی برای حمله به مردم استفاده شده است؟ آنها تجربه گوانتانامو و ابوغریب را دارند. در كجا با اسب و سگ به مردم حمله می‌كنند؟ از قضا ما در ایران مبتنی بر واقعیات حرف می‌زنیم اما آنها درباره سال 88 و درباره ایران مبتنی بر توهمات خود اخبارپراكنی كردند. اینكه یك مشت سگ هار را بین مردم رها كنند، خب انتظار دارند مردم واكنش نشان ندهند؟ پس برخورد آنها از مصادیق بارز نقض حقوق بشر است. ما در تهران كاری نكردیم كه حقوق بشر نقض شود، از قضا با مردمی كه می‌خواستند حقوق سایر شهروندان را نقض كنند تا جایی كه ممكن بود مدارا كردیم. انگلیس كشور مدعی آزادی و دموكراسی است، این خیلی وضع را برایشان بدتر كرده است.


• مگر انگلیس مستقل ماند و در كار ما دخالت نكرد؟ آنها مداخله می‌كنند خب آن وقت ما حق نداشته باشیم؟ مسلما باید به این دوستانمان این طور جواب بدهیم كه كار ما دخالت نیست، اظهارنظر است. تمام دنیا به خودش چنین اجازه‌یی را می‌دهد وقتی مردم یك كشور بی‌دفاع در برابر قدرت انحصاری قرار گرفتند، از آنها حمایت كند. دنیا یك دهكده جهانی است، نمی‌توانیم دل‌نگران مردمی نباشیم كه این طور مظلوم واقع شدند.


• ما درباره سوریه هم ‌چنین مواضعی داریم؛ دبیركل اتحادیه عرب در دیدار با ما گفتند با بشار اسد صحبت كرده‌اند و اسد پذیرفته فشار را روی مردم كم كند و اصلاحات را آغاز كند. ما هم مصاحبه كردیم كه بهتر است بشار اسد هم اصلاحات را آغاز كند و هم حالت فوق‌العاده را لغو كند؛ آزادی زندانیان سیاسی سوری و تبدیل فضای سیاسی كشور از تك‌حزبی به چندحزبی همگی گام خوب بشار اسد است.


• این نكته برای ما مهم است كه سوریه محور مقاومت در برابر اسراییل است و در كنار گروه‌های حزب‌الله و فلسطینی است. خب امریكا هم از سوریه خوشش نمی‌آید. به همین دلیل ایران نباید تحت هیچ شرایطی حمایتش از سوریه را بردارد چون سوریه مقاومت در خط اول جبهه است.



• انگلیس‌ها كه قبول نكردند ما كمیته حقوق بشرمان را آنجا بفرستیم، درباره سوریه هم ما مداركی داریم كه دارد به مردم معترض سوری سلاح می‌رسد؛ این اصلا دیگر خوب نیست و جای دفاع از آنها را نمی‌گذارد. تعداد زیادی از پلیس سوری با گلوله كشته شدند. شبیه لیبی یك نوع جنگ داخلی است و اگر بخواهیم به سوریه نیروی حقوق بشر بفرستیم باید به لیبی هم فرستاد. در سوریه یك نیروی مسلح در برابر نیروی امنیتی ایستاده است و به همین دلیل ماجرای سوریه و انگلیس فرق دارد؛ چون مردم انگلیس مسلح نشدند و با دست خالی اعتراض می‌كنند.


• ما به گزارشگر آنها اگر اجازه ورود نمی‌دهیم به این دلیل است كه آنها قضاوت‌هایشان بر اساس معیارهای دوگانه است. حقوق زن در ایران رعایت می‌شود. معاون رییس‌جمهور تا نماینده مجلس زن هستند؛ 60درصد دانشگاه مال زن‌هاست. پس مشكلی از نظر حقوق بشر نداریم. اما در عربستان زن حق رانندگی ندارد. چطور آنجا مشكل حقوق بشر ندارند آن وقت در ایران داریم ؟


• آنها اگر وارد ایران شوند حتما ما را تحسین خواهند كرد اما چون رویكردشان ظالمانه است، نمی‌پذیریم.

در خیابان پاسداران تهران مرد ميانسالي با ضربات چاقو همسر خودراکشت

كساني كه حوالي ظهر دوشنبه گذشته براي بنزين زدن به پمپ بنزين خيابان پاسداران رفته بودند شاهد كشته شدن زني توسط شوهرش بودند.
براساس اين گزارش، سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده اظهار داشت: «حوالي ظهر روز 24 مرداد ماه جاري مرد ميانسالي با ضربات چاقو همسر خود را مجروح كرد و پس از آن نيز دست به خودزني زد».
وي افزود: «با وجود حضور عوامل اورژانس در محل حادثه و انتقال هر دو مجروح به بيمارستان و با وجود اقدامات تيم پزشكي مريم، همسر اين مرد، در اثر خونريزي شديد جان خود را از دست داد.»
با اعلام خبر قتل «مريم» توسط شوهرش قاسم، پليس آگاهي و قاضي كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي تهران، عوامل اداره دهم پليس آگاهي و قاضي رسولي بازپرس شعبه پنجم ويژه قتل دادسراي امورجنايي تهران در محل حادثه حضور يافتند و پرونده جهت تحقيقات تخصصي در اختيار كارآگاهان اداره دهم قرار گرفت.
بنابه گزارش هاي به دست آمده همگي شاهدان با بيان اظهاراتي مشابه عنوان كردند كه در روز حادثه ناگهان صداي جيغ زني را شنيدند و به محض حضور در محل بدن خون‌آلود زني كه روي زمين افتاده بود را ديدند كه در كنار او مرد ميانسالي كه چاقويي در دست داشت و از ناحيه شكم دچار خونريزي شده بود، افتاده بود.
بنابه اظهارات شاهدان عيني اين مرد در حالي كه نقش بر زمين شده بود دايما فرياد مي‌زد كه همسرش مريم را كشته است.
براساس اطلاعات به دست آمده از شاهدان صحنه جنايت و قطعي اعلام شدن ارتكاب جنايت از سوي قاسم كه همسرش مريم را به قتل رسانده است قرار بازداشت موقت اين مرد از سوي مقام قضايي صادر شد.
گفتني است با تكميل اقدامات درماني متهم جهت انجام تحقيقات درباره انگيزه ارتكاب جنايت به اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل خواهد شد.

  بیش از پنجاه شهروند بهایی در زندان‌های

 ایران محبوس‌اند
article picture
 
در حالیکه مقامات جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین المللی و مصاحبه‌های گوناگون مدعی هستند که هیچ فردی به دلیل اعتقادش زندانی نمی‌باشد طبق آمارهای رسمی بیش از ۵۰ شهروند بهایی در شهرهای مختلف ایران در بازداشت موقت یا در حال سپری کردن دوران محکومیت هستند و این در حالیست که معادل همین تعداد، بهاییانی در شهرهای مختلف ایران منتظر جلسه دادگاه یا حکم صادره از دادگاه بدوی یا تجدید نظر اند.

به گزارش هرانا، در شهرهایی منجمله تهران، کرج، اصفهان، شیراز، سمنان، مشهد، ارومیه، تبریز، پارس آباد، قائم شهر، بابل، ساری، کرمان، رفسنجان، سنندج، یاسوج و کرمانشاه بسیاری از شهروندان بهایی در شرایط بلاتکیف قرار دارند.

گفتنی است که تمامی این شهروندان به اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ آئین بهایی، اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت در جلسات مذهبی بهائیان یا عضویت در تشکیلات بهایی، مدیریت جامعه بهایی در سطح شهری یا کشوری و یا دفاع از حقوق تضییع شده شهروندان بهایی در ایران، محکوم یا دستگیر شده‌اند.

اسامی شهروندان بهایی زندانی در زندانهای رسمی یا اداره اطلاعات عبارتست از:

زندان اوین (بند زنان)
۱-مهوش ثابت: محکومیت ۲۰ سال (عضو سابق شورا اداره کننده جامعه بهایی ایران)
۲-فریبا کمال آبادی: محکومیت ۲۰ سال (عضو سابق شورا اداره کننده جامعه بهای ایران)
۳-منیژه نصرالهی (منزویان): محکومیت ۳ سال و ۶ ماه (منتقل شده از زندان سمنان)
۴-صهبا رضوانی: محکومیت ۳ سال و یک ماه (منتقل شده از زندان سمنان)
۵-سوسن تبیانیان: محکومیت یک سال و نیم (منتقل شده از زندان سمنان)
۶-شعله طائف: محکومیت یک سال (منتقل شده از زندان سمنان)

زندان اوین (بند ۳۵۰)
۷- سما نورانی: محکومیت یک سال
۸-پیمان کشفی: محکومیت ۴ سال
۹-آرتین غضنفری: محکومیت یک سال

زندان اوین (موقت - در مرحله بازجویی)
۱۰-کیومرث بهین آئین: منتقل شده از زندان اصفهان
۱۱-شمیم بهین آئین: منتقل شده از زندان اصفهان
۱۲-سینا روانکرد: منتقل شده اززندان یاسوج
۱۳-پروانه بهامین: منتقل شده از زندان یاسوج (نامبرده ساکن روستا کتا می‌باشد)
۱۴-بهروز بهامین: منتقل شده از شیراز
۱۵-ملیحه روز به (روزخوش): منتقل شده از شهراوز لار در فارس
۱۶-بهنوش دادگر: منتقل شده اززندان اصفهان
۱۷-کامران مرتضایی: بازداشت شده در رابطه با دانشگاه مجازی بهایی
۱۸- وحید محمودی: بازداشت شده در رابطه با دانشگاه مجازی بهایی
۱۹- رامین زیبایی: بازداشت شده در رابطه با دانشگاه مجازی بهایی
۲۰- نوشین خادم: بازداشت شده در رابطه با دانشگاه مجازی بهایی
۲۱- محمود بادوام: بازداشت شده در رابطه با دانشگاه مجازی بهایی
۲۲- فرهاد صدقی: بازداشت شده در رابطه با دانشگاه مجازی بهایی
۲۳- ریاض سبحانی: احتمالا بازداشت شده در رابطه با دانشگاه مجازی بهایی

کرج (رجایی شهر)
۲۴-جمال الدین خانجانی: محکومیت ۲۰ سال (عضو سابق شورا اداره کننده جامعه بهایی ایران)
۲۵- عفیف نعیمی: محکومیت ۲۰ سال (عضو سابق شورا اداره کننده جامعه بهایی ایران)
۲۶-بهروز توکلی: محکومیت ۲۰ سال (عضوسابق شورا اداره کننده جامعه بهایی ایران)
۲۷- سعید رضایی: محکومیت ۲۰ سال (عضو سابق شورا اداره کننده جامعه بهایی ایران)
۲۸- وحید تیز فهم: محکومیت ۲۰ سال (عضو سابق شورا اداره کننده جامعه بهایی ایران)

مشهد
۲۹- سیما اشراقی: محکومیت ۵ سال
۳۰- رزیتا واثقی: محکومیت ۵ سال (باز بودن پرونده جدید)
۳۱- ناهید قدیری: محکومیت ۵ سال (باز بودن پرونده جدید)
۳۲- داور نبیل‌زاده: محکومیت ۵ سال
۳۳- جلایر وحدت: محکومیت ۵ سال
۳۴- کاویز نوزدهی: محکومیت ۲ سال
۳۵- سیما رجبیان: محکومیت ۲ سال
۳۶- نسرین قدیری: محکومیت ۲ سال
۳۷- هومن بخت آور: محکومیت ۲ سال
۳۸- دری امری: بازداشت در اداره اطلاعات مشهد
۳۹- فرهود اشتیاق: بازداشت در اداره اطلاعات مشهد (منتقل شده از زندان اصفهان)

سمنان
۴۰- بهفر خانجانی: محکومیت ۴ سال
۴۱- سیامک ایقانی: محکومیت ۳ سال
۴۲- علی احسانی: محکومیت ۲ سال

خاش
۴۳- مهران بندی: محکومیت ۳ سال و شش ماه (منتقل شده از زندان یزد)

ساری
۴۴- طره تقی‌زاده: محکومیت ۲۲ ماه
۴۵- سمیرا سمیعی: محکومیت شش ماه

آمل
۴۶- هوشنگ فنائیان: محکومیت ۴ سال

شیراز
۴۷-‌‌ رها ثابت: محکومیت ۴ سال

اصفهان
۴۸- وحید میثاقیان: بازداشت موقت توسط اداره اطلاعات
۴۹- شهناز طالعی: بازداشت موقت توسط اداره اطلاعات
۵۰- کیوان دهقانی: بازداشت موقت توسط اداره اطلاعات
۵۱- نوید پروینی: بازداشت موقت توسط اداره اطلاعات
۵۲- نگار سبحانیان: بازداشت موقت توسط اداره اطلاعات
۵۳- فرشید بدخش: بازداشت موقت توسط اداره اطلاعات

یاسوج
۵۴- علی بخش بذر افکن: محکومیت ۲ سال و شش ماه

  اسناد جدیدی از ارتباط جمهوری اسلامی با گروه

تروریستی القاعده
article picture
 
يک مقام ارشد وزارت دفاع آمريکا، که شبکه «ان بی سی» به نام او نيز اشاره نمی کند، می گويد اينکه جمهوری اسلامی در حال کمک رسانی به شاخه شبکه تروريستی القاعده در شبه جزيره عربستان باشد امری «بسيارغيرعادی» است؛ اما، به گفته اين مقام وزارت دفاع آمريکا، رژیم ايران در گذشته هم سابقه حمايت از ديگر شاخه های القاعده، از جمله القاعده شاخه عراق، را داشته است.


«گزارش تازه درباره ارتباط جمهوری اسلامی با گروه القاعده»

پارس دیلی نیوز: به گزارش رادیو فردا ، يک شبکه تلويزيونی ايالات متحده آمريکا می گويد اسناد جديدی از ارتباط احتمالی جمهوری اسلامی با گروه تروريستی القاعده در دست دارد.

به گزارش شبکه «ان بی سی»، روز يک شنبه نيروی دريايی هند يک کشتی، موسوم به «ام وی نفيس يک» را در نزديکی ساحل شهر مومبای متوقف کردند. ملوانان هندی مقاديری اسلحه، شامل چند قبضه کلاشينکف و يک هفت تير، را در محموله کشتی «ام وی نفيس يک» کشف کرده اند.

خدمه کشتی «ام وی نفيس يک» چند تبعه يمن، دست کم يک نفر سوماليايی و چندين نفر از ديگر کشورهای آفريقايی هستند.

به گزارش «ان بی سی»، يک مقام رسمی آمريکايی، که هويتش فاش نشده، می گويد کشتی توقيف شده چند روز پيش ايران را ترک کرده بود و چند روزی، به عنوان يک «کشتی حائز اهميت» تحت تعقيب نيروهای اطلاعاتی آمريکا قرار داشت.

مقامهای امنيتی آمريکا نيز در اين باره می گويند: کشتی «ام وی نفيس يک» به سوی يمن در حرکت بوده و، بر اساس منابع اطلاعاتی آمريکا، بار کشتی محموله ای کمکی برای شاخه شبکه تروريستی القاعده در شبه جزيره عربستان بوده است.

مقام رسمی آمريکايی در ادامه می گويد: «ما بر پايه موثق ترين منابع اطلاعاتی، از وجود اين کشتی و مقاصد آن با خبر بوديم.»

به گفته اين مقام آمريکايی اگر يک کشتی در حال حمل کالا برای يک شبکه تروريستی باشد، آن کشتی ناقض عهدنامه شورای امنيت شناخته شده و نيروهای امنيتی اجازه ورود به آن را پيدا می کنند.

با اينحال، به گفته مقام آمريکايی ياد شده، مقادير اسلحه کشف شده در کشتی «ام وی نفيس يک» چندان زياد نبوده، اما اين گمانه وجود دارد که، طبق روال موجود، خدمه کشتی با ديدن قايق نيروهای امنيتی بخشی از محموله اسلحه را به دريا ريخته باشند.

يک مقام ارشد وزارت دفاع آمريکا، که شبکه «ان بی سی» به نام او نيز اشاره نمی کند، می گويد اينکه جمهوری اسلامی در حال کمک رسانی به شاخه شبکه تروريستی القاعده در شبه جزيره عربستان باشد امری «بسيارغيرعادی» است؛ اما، به گفته اين مقام وزارت دفاع آمريکا، رژیم ايران در گذشته هم سابقه حمايت از ديگر شاخه های القاعده، از جمله القاعده شاخه عراق، را داشته است.

لینک زیر:توقیف کشتی جمهوری اسلامی حامل سلاحهای قاچاق در هند
http://parsdailynews.com/88016.htm
 
فراخوان کمپین اعتراض به ادامه‌ زندان خ موسوی و کروبی



در آستانه پایان ششمین ماه بازداشت خانگی رهبران جنبش سبز، نزدیک به ۳۰۰ چهره فعال سیاسی، فرهنگی، هنری و اجتماعی به همراه چندین تشکل هوادار جنبش سبز و فعال در زمینه حقوق بشر، با امضای یک نامه سرگشاده خطاب به بیش از ده نهاد و مقام بین‌المللی، خواستار اقدام برای آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسران آنها شدند.
به گزارش کلمه، این نامه که به همت «کمپین اعتراض سبز» تهیه شده و تاکنون به امضای ۲۸۳ نفر و ۲۱ گروه و تشکل رسیده است، با هدف استفاده از تمام ظرفیت‌های  بین‌المللی و حقوقی برای شکستن حصر غیر قانونی رهبران جنبش سبز آماده شده و کمپین اعتراض سبز اعلام کرده که تا تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۱، یعنی کمتر از یک ماه دیگر، کار جمع‌آوری امضا از علاقه‌مندان برای این نامه سرگشاده، ادامه خواهد یافت.
در بخشی از این نامه، با اشاره به اینکه «هیچ کدام از مقامات قضایی، دولتی و امنیتی کشور در طی‌ این مدت هیچ گونه مسئولیتی در قبال به وقوع پیوستن این جرم و قانون شکنی بر عهده نگرفته اند و همچنین هیچ گونه حکم بازداشت، احضاریه یا اتهامی از طرف مقامات قضایی در مورد این افراد صادر نشده است» رفتار مقامات قضایی و دولتی ایران در مورد این چهار نفر‌، «در راستای نقض آشکار حقوق بشر، و همچنین نقض قوانین بین‌المللی و داخلی‌ کشور ایران، از جمله اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ماده شماره ۵۸۳ قانون مجازات اسلامی، ماده شماره ۹ میثاق بین‌الملل حقوق سیاسی و مدنی و پیمان بین‌الملل برای حمایت از تمامی اشخاص در برابر ناپدید شدن اجباری»، ارزیابی شده است.
متن کامل این نامه سرگشاده که با مقدمه‌ای برای معرفی و دعوت به امضای آن همراه است، به همراه ترجمه‌ی انگلیسی نامه و نیز فهرست امضاکنندگان حقیقی و حقوقی در ادامه می‌آید:

متن نامه سرگشاده، فهرست دریافت‌کنندگان و دعوت به امضا

کمپین اعتراض سبز در راستای دفاع از خواست عمومی مردم ایران پیرامون آزادی یاران همیشگی جنبش سبز و با همکاری جمعی از هموطنان، در مرداد ماه ۱۳۹۰ اقدام به راه اندازی کارزاری برای شکست حصر غیر قانونی اقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی و خانم ها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی نموده است. در گام اول این کارزار، نامه ای اعتراضی از سوی این کمپین تهیه و تنظیم شده است که پس از جمع اوری امضای ایرانیان در سراسر دنیا، به مراجع حقوقی و دیپلماتیک زیر ارسال خواهد شد.
۱- دبیرکل سازمان ملل
۲- سفیران کشورها در سازمان ملل
۳- کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل
۴- گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران
۵- وزرای امور خارجه کشورهای مختلف
۶- هیات روابط پارلمان اروپا با ایران
۷- کشورهای عضو شورای امنیت
۸- مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا
۹- سازمان کشورهای اسلامی
۱۰- کمیته حمایت از ناپدید شدگان قهری سازمان ملل متحد
۱۱- اتحادیه بین‌ المجالس
این نامه که تا به امروز به امضای بیش از ۲۸۰ شخصیت سیاسی، فرهنگی، هنری و اجتماعی و همچنین ۲۱ گروه و تشکل حقوق بشری رسیده است، تا تاریخ دهم سپتامبر ۲۰۱۱ برای کسب امضای علاقمندان در دسترس عموم خواهد بود و پس از آن کمپین اعتراض سبز نهایت تلاش خود را بکار خواهد بست و از تمام ظرفیت های بین المللی و حقوقی ممکن در این مسیر استفاده خواهد کرد تا از طرق مختلف پیگر مطالبات مطرح شده در نامه اعتراضی باشد.
شما نیز می توانید با امضای خود گامی مثبت در جهت شکست حصر یاران جنبش سبز بردارید.
برای امضای این نامه می توانید به اینجا مراجعه کرده و یا نام و امضای خود را به ای میل اعتراض سبز به آدرسeteraaz.sabz@gmail.com بفرستید.


مرداد ماه ۱۳۹۰
نزدیک به شش ماه از ربوده شدن و حبس غیر قانونی کاندیدا های آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۲۰۰۹، میر حسین موسوی و مهدی کروبی و همسران ایشان زهرا رهنورد و فاطمه کروبی می‌گذرد. این افراد از روز ۲۵ بهمن، به دنبال دعوت از ملت برای شرکت در تظاهرات عمومی‌ در حمایت از جنبش‌های دموکراسی خواه مصر و تونس، به صورت اجباری توسط نیروهای امنیتی و مأمورین لباس شخصی‌ در منزل خود در حبس اجباری به سر می برند. از آن تاریخ ارتباطات این افراد با جهان بیرونی قطع شده و تنها به صورت بسیار محدود با اعضا خانواده خود اجازه تماس‌های معدودی را داشته اند.
این در حالیست که هیچ کدام از مقامات قضایی، دولتی و امنیتی کشور در طی‌ این مدت هیچ گونه مسئولیتی در قبال به وقوع پیوستن این جرم و قانون شکنی بر عهده نگرفته اند و همچنین هیچ گونه حکم بازداشت، احضاریه یا اتهامی از طرف مقامات قضایی در مورد این افراد صادر نشده است.
از طرف دیگر اخبار نگران کننده اخیر، که از طرف خانواده میر حسین موسوی و زهرا رهنورد به دست رسیده، حاکی از وضعیت نامناسب جسمانی‌ آنها می‌باشد و عدم اجازه دسترسی آنها به پزشک معتمد و مراقبت‌های پزشکی‌ از طرف مقامات حاکم، نگرانی‌ها را نسبت به سلامت روحی‌ و جسمانی‌ این افراد به شدت افزایش می دهد.
از آنجا که مقامات دولتی و قضایی در ایران در گذشته بار ها به طور سیستماتیک معترضین سیاسی را بازداشت و مورد شنکجه قرار داده و مکرّراً حقوق اولیه زندانیا‌ن را زیر پا گذشته اند بیم آن می رود که این تخلفات در مورد آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان نیز انجام گیرد و سلامتی، تمامیت جسمی و روانی آنها مورد تهدید و آسیب قرار گیرد. لازم به ذکر است که تنها در ماه ژوئن گذشته زندانی سیاسی، هدی صابر، در اثر همین ضرب و شتم ها و کوتاهی‌ نمودن مامورین زندان در ارائه اقدامات درمانی فوری، جان خود را از دست داد.
امضاء کنندگان این نامه یادآوری می کنند که این رفتار مقامات قضایی و دولتی ایران در مورد این ۴ تن‌، در راستای نقض آشکار حقوق بشر، و همچنین نقض قوانین بین‌المللی و داخلی‌ کشور ایران، از جمله اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ماده شماره ۵۸۳ قانون مجازات اسلامی، ماده شماره ۹ میثاق بین‌الملل حقوق سیاسی و مدنی و پیمان بین‌الملل برای حمایت از تمامی اشخاص در برابر ناپدید شدن اجباری، می‌باشد.
از این رو از آن مرجع گرامی‌ تقاضا داریم که در راستای دفاع از حقوق فردی و انسانی‌ میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، از تمام ظرفیتهای حقوقی، بین‌المللی و دیپلماتیک استفاده کرده و دولت ایران را ملزم به پایبندی به تعهدات خود در مقابل مردم ایران و جامعه بین الملل نماید و در این راستا در جهت احقاق مطالبات زیر اقدام نماید:
• آزادی فوری و بی‌ قید و شرط میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی.
• تضمین سلامت جسمی‌ و روحی‌ میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی و اعضا خانواده این افراد تحت هر شرایط و وضعیت.
• انجام تحقیقات قضایی‌ فوری، کامل، بی طرف و دقیق برای معرفی‌ مسئولین ربایش و حبس اجباری میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی و محاکمه عمومی‌ مجرمین این تخلفات و صدور احکام لازم برای آنان مطابق با قوانین کشور و قوانین بین‌الملل
• محقق کردن حقوق فردی میر حسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی شامل: فراهم آوردن امکان برخورداری آنها از وکلای منتخب برای دفاع از حقوق خود و همچنین پزشک معتمد برای اجرا آزمایشات لازم پزشکی‌ و دریافت معالجه و درمان پزشکی‌
امضا کنندگان این نامه قبلاً از توجه و اقدامات فوری شما نسبت به بر طرف کردن این وضعیت وخیم و غیر انسانی‌ تشکر کرده و از تلاش‌های انسان دوستانه آنجناب در این راستا کمال قدر دانی را دارند.

ترجمه انگلیسی نامه

The Green Protest Campaign together with a group of Iranians are launching a Campaign in August 2011, in line with the Iranian public’s demand calling to end the illegal detention of the Companions of the Green Movement: Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi, Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi. As an initial step of this campaign, a petition has been prepared to obtain signatures from people across the world, addressed to the following officials and international bodies:
1- UN Secretary-General
2- State Ambassadors at the UN
3- United Nations High Commissioner for Human Rights (OHCHR)
4- United Nations Special Rapporteur for Human Rights in Iran
5- Ministers of Foreign Affairs
6- EU Inter-parliamentary delegation for relations with Iran
7- UN Security Council
8- High Representative of the European Union for Foreign Affairs and Security Policy
9- Organization of Islamic Cooperation
10 – United Nations Human Rights Committee on Enforced Disappearance
11- Inter-Parliamentary Union
The petition has so far has been signed by over 280 political as well as social and cultural figures, in addition to 21 Human Rights groups and organizations. The petition is hereby available until September 10, 2011 to entice general public’s support so as to obtain further signatures. The Green Protest Campaign will subsequently present the petition to all relevant bodies and organizations, utilizing all means available within the international legal framework to pursue the demands of the petition.
You can take a positive step towards ending the illegal detention of the Green Movement Companions, by signing this petition.
———————————————–
August 2011
Subject: Open Letter Calling for the Release of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi & Their Spouses
It has been more than six months since the abduction and illegal imprisonment of Iran’s former presidential election candidates Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi and their spouses Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi. These individuals were forcibly imprisoned in their own homes by security forces and plain clothes agents, after calling upon the nation of Iran to participate in public rallies on February 14th, 2011, in support of the democratic movements in Egypt and Tunisia. Furthermore, since their illegal arrest, with the exception of a small number of highly restricted contacts with their family members, the aforementioned persons have been completely isolated and banned from all communication with the outside world.
During this period, not a single individual associated with the Iranian State, judiciary or security forces, has accepted responsibility for these transgressions and violations of the law. Moreover, no arrest warrants, summons or any charges have been issued by the judicial authorities against the above mentioned individuals.
Furthermore, the recent reports by the families of Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard regarding their grim physical condition, coupled with the ruling government’s refusal to grant them access to reliable medical care and trusted physicians of their choice, has only further increased the concerns regarding their physical and psychological well being.
Given the past history of repeated and systematic arrest and torture of political prisoners at the hands of the Iranian State and judicial authorities, and the repeated past violations of basic prisoner rights, there is increased fear that such violations are similarly occurring against Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi and their spouses and that their well being, both physical and psychological, is further threatened and rendered vulnerable. It is worth mentioning that only a short while ago in June, Hoda Saber, a political prisoner at Evin prison, lost his life as a result of similar beatings and abuses at the hands of prison authorities and their negligence in providing timely access to adequate medical treatment.
We the undersigned wish to bring attention to the fact that the behaviour of Iranian State and judicial authorities vis-a-vis the aforementioned four individuals is in violation of basic human rights, international law, as well as national laws in the country, including article 32 of the Islamic Republic’s Constitution, article 583 of the Islamic Penal Code, article 9 of the International Covenant on Civil and Political Rights and the International Convention for the Protection of All Persons Against Enforced Disappearance.
We also respectfully request that in order to protect the rights of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi, Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi, you utilize every international, legal and diplomatic means at your disposal, to ensure that the Iranian government upholds its commitments vis-a-vis the nation of Iran and the international community. We ask in particular, that you demand the following actions from the government of the Islamic Republic of Iran:
* To expedite the immediate and unconditional release of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi, Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi;
* To guarantee the physical and emotional well being of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi, Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi and their family members under all circumstances and conditions;
* To launch an immediate, accurate, complete and impartial judicial investigation into the identification of those responsible for the kidnapping and forced imprisonment of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi, Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi, including the public prosecution and sentencing of such criminals in compliance with the Iranian and internationally recognized laws;
* To uphold the individual rights of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi, Zahra Rahnavard and Fatemeh Karroubi, including but not limited to such rights as access to defence lawyers of their choice, access to adequate medical care and trusted physicians for the performance of any and all necessary medical examinations.
We thank you in advance for your immediate attention and action in resolving this dire and inhumane situation, and greatly appreciate any and all humanitarian efforts in this regard.
Please click here to sign the petition
امضا کنندگان
۱٫ فرشید آذرنیوش ۲٫ محمد ارسی ۳٫ آرنوش آزرحیمی ۴٫ پریسا احمدیان ۵٫ حمید احمدزاده ۶٫ ماکان اخوان ۷٫ صادق اسکندری ۸٫ ازیتا اسکندریون ۹٫ کوهزاد اسماعیلی ۱۰٫ مرتضی اصلاحچی ۱۱٫ میر اعتدال ۱۲٫ امیر حسین اعتمادی ۱۳٫ داوود افتخار ۱۴٫ بیژن افتخاری ۱۵٫ علی افشاری ۱۶٫ اصغر اکبری ۱۷٫ علی اکرمی ۱۸٫ بهرام امامی ۱۹٫ نصیر امامی ۲۰٫ مهسا امرابادی ۲۱٫ کامران امیری ۲۲٫ مهوش امیری ۲۳٫ بابک امیر خسروی ۲۴٫ سعیده امین ۲۵٫ مهدی امینی ۲۶٫ آسیه امینی ۲۷٫ وهاب انصاری ۲۸٫ مریم اهری ۲۹٫ نیکروز اولاد اعظمی ۳۰٫ سولماز ایکدر ۳۱٫ مسعود آذری ۳۲٫ آینده آزاد ۳۳٫ ویکتوریا آزاد ۳۴٫ داریوش آشوری ۳۵٫ عبدالعلی بازرگان ۳۶٫ پروین بختیار نژاد ۳۷٫ نگین بانک ۳۸٫ فاریا بارلاس ۳۹٫ احسان بداغی ۴۰٫ مهران براتی ۴۱٫ بهداد بردبار ۴۲٫ رضا بدیعی ۴۳٫ محمد برقعی ۴۴٫ مهرزاد بروجردی ۴۵٫ رضا برومند ۴۶٫ داوود بشیری ۴۷٫ ژیلا بنی یعقوب ۴۸٫ تارا بنیاد ۴۹٫ شهلا بهاردوست ۵۰٫ رضا بهزادیان نژاد ۵۱٫ بهروز بیات ۵۲٫ عباس بیدار ۵۳٫ سروش پارسا ۵۴٫ سهیل پرهیزی ۵۵٫ محمد پور حسن ۵۶٫ احمد پورمندی ۵۷٫ علی پورنقوی ۵۸٫ عسل پیرزاده ۵۹٫ بیژن پیرزاده ۶۰٫ عارفه السادات تاجزاده ۶۱٫ پریوش تهرانی ۶۲٫ شهرام تهرانی ۶۳٫ خامد تهرانی ۶۴٫ نیره توحیدی ۶۵٫ کیانوش توکلی ۶۶٫ حسن جعفری ۶۷٫ مهری جعفری ۶۸٫ محمد حسین جعفری ۶۹٫ رضا جعفریان ۷۰٫ احمد جلالی فرهانی ۷۱٫ اردشیر جم ۷۲٫ رامین جهانبگلو ۷۳٫ پویا جهاندار ۷۴٫ فرزاد جواهری ۷۵٫ نسیم چالاکی ۷۶٫ رضا چرندابی ۷۷٫ ستاره حسن پور ۷۸٫ پرویز حسن نیا ۷۹٫ آرش حسینی پژوه ۸۰٫ بیژن حکمت ۸۱٫ بهرام خباز ۸۲٫ فریبا خاکباز ۸۳٫ مهدی خانبابا تهرانی ۸۴٫ اسماعیل ختائی ۸۵٫ اصغر خرسند ۸۶٫ حسین خسرو نژاد ۸۷٫ آریا خسروی ۸۸٫ سالار خسروی ۸۹٫ خسرو خسروی ۹۰٫ مصطفی خسروی ۹۱٫ بهروز خلیق ۹۲٫ مهراوه خوارزمی ۹۳٫ رضا خوشنود ۹۴٫ مرتضی داور ۹۵٫ فریبا داوودی مهاجر ۹۶٫ حمید دباشی ۹۷٫ جواد دردکشان ۹۸٫ شیرین دقیقان ۹۹٫ اکبر دوستدار ۱۰۰٫ حسن راهی ۱۰۱٫ سعیده راوندی ۱۰۲٫ بیژن رحمانیان ۱۰۳٫ سهراب رزاقی ۱۰۴٫ یوسف رشوندی ۱۰۵٫ امیر رشیدی ۱۰۶٫ مینا رضایی ۱۰۷٫ آزیتا رضوان ۱۰۸٫ پدرام رفعتی ۱۰۹٫ شهرام رفیع زاده ۱۱۰٫ بهرام رفیعی ۱۱۱٫ رضا رفیعی ۱۱۲٫ مریم روزبهانی ۱۱۳٫ داوود روشنی ۱۱۴٫ امین ریاحی ۱۱۵٫ اسماعیل زرگریان ۱۱۶٫ عباس زرین پور ۱۱۷٫ هرمز زمانی ۱۱۸٫ حمید زنگنه ۱۱۹٫ حسن زهتاب ۱۲۰٫ ارسلان زیاری ۱۲۱٫ علی زیاری ۱۲۲٫ حمید سالک ۱۲۳٫ حسین سبحان اللهی ۱۲۴٫ آرش سبحانی ۱۲۵٫ تارا سپهری فر ۱۲۶٫ علی ستاری ۱۲۷٫ حسن سربخشیان ۱۲۸٫ مسعود سفیری ۱۲۹٫ سیامک سلطانی ۱۳۰٫ صدرا سمنانی رهبر ۱۳۱٫ محمد سهیمی ۱۳۲٫ ژیلا سیاسی ۱۳۳٫ سلمان سیما ۱۳۴٫ علی شاکری ۱۳۵٫ احمد شاکری ۱۳۶٫ کریم شاه بیاتی ۱۳۷٫ صادق شجاعی ۱۳۸٫ منصوره شجاعی ۱۳۹٫ سولماز شریف ۱۴۰٫ سهیلا شفقی ۱۴۱٫ روحی شفیعی ۱۴۲٫ عباس شیرازی ۱۴۳٫ حمید شیرازی ۱۴۴٫ نگار شوور ۱۴۵٫ علی صادقپور ۱۴۶٫ کاویان صادق زاده میلانی ۱۴۷٫ محمد صادقی ۱۴۸٫ محبوبه صالحی ۱۴۹٫ امیر صحتی ۱۵۰٫ بالی صداقت ۱۵۱٫ رضا صدیق ۱۵۲٫ سیاوش صفوی ۱۵۳٫ بهروز صمد بیگی ۱۵۴٫ علی صمدی پور ۱۵۵٫ رضا طالبی ۱۵۶٫ سیدعلی طباطبائی ۱۵۷٫ مرجان طباطبایی ۱۵۸٫ عذرا طبری ۱۵۹٫ امیر طبری ۱۶۰٫ اسفندیار طبری ۱۶۱٫ ضیا عابدی پور ۱۶۲٫ شهره عاصمی ۱۶۳٫ شیرین عبادی ۱۶۴٫ بابک عباس زادگان ۱۶۵٫ بهرام عباسی ۱۶۶٫ عسل عباسیان ۱۶۷٫ علی عبدی ۱۶۸٫ مزدک عبدی پور ۱۶۹٫ ساجده عرب سرخی ۱۷۰٫ فرزانه عظیمی ۱۷۱٫ سید امیر عظیمی ۱۷۲٫ کاظم علمداری ۱۷۳٫ رویا علمداری ۱۷۴٫ فرهمند علیپور ۱۷۵٫ رضا علیجانی ۱۷۶٫ ارشاد علیجانی ۱۷۷٫ مسیح علینژاد ۱۷۸٫ مناف عماری ۱۷۹٫ حمید عماری ۱۸۰٫ پویا غلامرضایی ۱۸۱٫ شیرین فامیلی ۱۸۲٫ مهدی فتاپور ۱۸۳٫ مسعود فتحی ۱۸۴٫ شهرام فداکار ۱۸۵٫ فرهاد فرجاد ۱۸۶٫ علی فرهانی ۱۸۷٫ کیوان فروزان ۱۸۸٫ علی فروزنده ۱۸۹٫ فاطمه فنائیان ۱۹۰٫ خسرو فهیمی ۱۹۱٫ امیر قاسمی ۱۹۲٫ سعید قاسمی نژاد ۱۹۳٫ فرشته قاضی ۱۹۴٫ سید رضا قاضی نوری نائینی ۱۹۵٫ یدی قربانی ۱۹۶٫ مسعود قریشی ۱۹۷٫ کاوه قریشی ۱۹۸٫ پویا قلیپور ۱۹۹٫ مهدی قلیزاده اقدم ۲۰۰٫ رحیم قیومی پیام قیومی ۲۰۱٫ صادق کار ۲۰۲٫ مرتضی کاظمیان ۲۰۳٫ محسن کدیور ۲۰۴٫ محمود کرد ۲۰۵٫ عزیز کرملو ۲۰۶٫ سامان کریمی ۲۰۷٫ بهزاد کریمی ۲۰۸٫ رضا کریمی ۲۰۹٫ واهیک کشیش زاده ۲۱۰٫ حسن کلانتری ۲۱۱٫ دنیا کلاهی ۲۱۲٫ مارکو کوراتولو ۲۱۳٫ فتانه کیان ارثی ۲۱۴٫ جلال کیانی ۲۱۵٫ علیرضا کیانی ۲۱۶٫ کتایون گلرخ ۲۱۷٫ امیرحسین گنج بخش ۲۱۸٫ کامیار گیاهچی بهرنگ ۲۱۹٫ مزدک لیماکشی ۲۲۰٫ حمید مافی ۲۲۱٫ سینا مالکی ۲۲۲٫ عفت ماهباز ۲۲۳٫ رضا مبین ۲۲۴٫ نوید محبی ۲۲۵٫ رحیم محمدی ۲۲۶٫ ملیحه محمدی ۲۲۷٫ شکوه محمدزاده ۲۲۸٫ پویان محمودیان ۲۲۹٫ مرتضی محیط ۲۳۰٫ پرویز مختاری ۲۳۱٫ محمد علی مختاری ۲۳۲٫ محمد مختاری ۲۳۳٫ منوچهر مختاری ۲۳۴٫ حنیف مزروعی ۲۳۵٫ علی مزروعی ۲۳۶٫ نریمان مصطفوی ۲۳۷٫ خدیجه مقدم ۲۳۸٫ پیمان ملاذ ۲۳۹٫ فهیمه ملتی ۲۴۰٫ علی ملک زاده ۲۴۱٫ مینوش ملک زاده ۲۴۲٫ مرتضی ملک محمدی ۲۴۳٫ عمار ملکی ۲۴۴٫ مهدی ممکن ۲۴۵٫ ابراهیم مهتری ۲۴۶٫ اکبر مهدی ۲۴۷٫ بهزاد مهرانی ۲۴۸٫ سید علی اکبر موسوی خوئینی ۲۴۹٫ مریم مولوی ۲۵۰٫ رضا میر ۲۵۱٫ مهران میر فخرایی ۲۵۲٫ روزبه میر ابراهیمی ۲۵۳٫ سراج الدین میردامادی ۲۵۴٫ محمود میرزاوند ۲۵۵٫ پویا میرزایی ۲۵۶٫ حجت نارنجی ۲۵۷٫ صادق ناهومی ۲۵۸٫ حسن نایب هاشم ۲۵۹٫ مریم نایب یزدی ۲۶۰٫ احمد نجاتی ۲۶۱٫ کاظم نجفی ۲۶۲٫ آرش نراقی ۲۶۳٫ راضیه (پوی) نشاط ۲۶۴٫ مزدک نصیری ۲۶۵٫ شیوا نظراهاری ۲۶۶٫ علی نظری ۲۶۷٫ کاوه نوائیان ۲۶۸٫ داوود نوائیان ۲۶۹٫ شیوا نوجو ۲۷۰٫ شاهین نوربخش ۲۷۱٫ منوچهر نوروزیان ۲۷۲٫ مانا نیستانی ۲۷۳٫ مجید نیکنام ۲۷۴٫ مرسده هاشمی ۲۷۵٫ علی هنری ۲۷۶٫ سید مجتبی واحدی ۲۷۷٫ علی واحدی ۲۷۸٫ لعبت والا ۲۷۹٫ داریوش وثوقی ۲۸۰٫ محمد رضا یزدان پناه ۲۸۱٫ یاسر یوسف زاده ۲۸۲٫ حسن یوسفی اشکوری ۲۸۳٫ حسین یحیایی
انجمن ها و گروه ها
۱٫ Activists for Iran – Italy
2. International Coalition Against Violence in Iran
3. نجمن حقوق بشر و دموکراسی / هامبورگ
۴٫ رساو (راه سبز ایرانیان وین –اتریش)
۵٫ تشکل دانشجویان سبز حامی دمکراسی برای ایران- جنوب کالیفرنیا
۶٫ کار‌شناسان ایران سبز Green Experts of Iran
7. فعالین سبز لندن
۸٫ کانون پژوهش فرهنگ ایران – گوتنبرگ
۹٫ انجمن آذربایجان – گوتنبرگ ، سوئد
۱۰٫ انجمن نسل سوم – استکهلم ، سوئد
۱۱٫ رادیو همصدا – گوتنبرگ ، سوئد
۱۲٫ انجمن ایرانیان – امئو ، سوئد
۱۳٫ پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایران
۱۴٫ کانون حقوق بشر سیمرغ – دورتمند
۱۵٫ نسل آزادیخواه ایران – اتریش
۱۶٫ حامیان جنبش سبز ایران استکهلم
۱۷٫ کمیته پشتیبانی از جنبش مردم ایران در یوته بوری
۱۸٫ کانون پژوهش فرهنگ ایران در یوته بوری
۱۹٫ شبکه فرهنگی ایرانیان اروپا
۲۰٫ انجمن مدافع دمکراسی درایران (لس آنجلس, کالیفرنیا)
۲۱٫ هواداران راه سبز امید جنوب کالیفرنیا


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin