۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه



پیکر ترانه موسوی در روستایی در منطقه وازیوار آرام گرفته است

ترانه موسوی شهید شده است. در یکی از روزهای بین هفتم تا بیست و چهارم تیر. درباره نوع دستگیری و نوع مرگش بسیاری از وبلاگ ها خبرهایی داده اند و مطالبی نوشته اند که هر کدام تاحدودی به واقعیت تلخ شهادت ترانه پرداخته اند اما این وبلاگ نویسان مانند ما که دوستان ترانه هستیم نتوانستند به حقایق بیشتری درباره نوع و زمان مرگ ترانه و نیز محل دفن او دست پیدا کنند. ما دوستان ترانه هم مانند همه کسانی که شجاعت به خرج داده و خبر شهادت ترانه را منعکس کردند محل دفن ترانه عزیزمان را نمی دانیم اما این را می دانیم که ترانه را به شمال و منطقه وازیوار منتقل کرده و شبانه و بدون هیچ گونه مراسمی در گورستان روستایی در آن منطقه دفن کرده اند. پدر ترانه نیز که تحمل دوری ترانه اش را نداشت چندی بعد از شهادت تنها فرزندش، دار فانی را وداع گفت و به ترانه پیوست.
ما دوستان ترانه، اکنون هیچ خبری از یگانه بازمانده خانواده ترانه نداریم و در کمال تعجب، شب پیش یعنی نوزدهم مرداد در اخبار ساعت هشت و نیم شب شبکه دو افرادی با وقاحت تمام ادعا کردند که خانواده ترانه هستند در حالیکه همه کسانیکه خانواده ترانه را می شناسند می دانند که مادر او بعد از سال ها و با مسافرت به شهر نجف اشرف و دست به دامن امام علی شدن، ترانه را باردار شد و بعد از ترانه نیز فرزند دیگری به دنیا نیاورد. ضمن این که ترانه متولد سال 1360 است در حالیکه در آن گفتگوی کذب، هنرپیشه نقش مادر ترانه سال تولد فرزندش را 1363 ذکر کرد.
ترانه لیسانس مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز داشت و به عنوان کارمند بازرگانی یک شرکت معتبر لوازم آرایشی و بهداشتی و اعطای نمایندگی به سالن های آرایش، فعالیت می کرد.
ترانه موسوی که رنگ چشم هایش سبز بود، لباس های سبز زیاد داشت اما عاشق رنگ آبی بود. ترانه دختر آرام و کم حرفی بود و در صورت لزوم حرف می زد. او به مطالعه کتاب هایی در حوزه های ادیان و عرفان علاقه بسیاری داشت و معمولا با خودش یک کتاب با این موضوعات را حمل می کرد.
ما دوستان ترانه موسوی، با یادآوری مرگ ترانه در راه آزادی یکدیگر را دلداری می دهیم اما نمی دانیم اکنون آیا کسی هست که تسلای مادر ترانه باشد یا نه.
ما دوستان ترانه هیچ خبری از مادرش ندارم و برای او نگرانیم.
article picture

  ناامن کردن مرزها و امنیتی کردن داخل شهرها
جمهوری اسلامی در شهرهای استان های کردستان و کرمانشاه و مناطق کردنشین آذربایجان غربی، در برابر چشم مردم آدم می رباید و روز روشن در کوچه و خیابان و بازار ترور و شب ها نیز مغازه و اموال مردم را غارت می کند.
***
دور جدیدی از تحرکات نظامی ـ امنیتی جمهوری اسلامی در مرزهای کردستان

جمهوری اسلامی دور جدیدی از تحرکات نظامی ـ امنیتی را در کردستان و به ویژه در مناطق مرزی از سر گرفته است. رژیم به دنبال توپباران های هفته گذشته "چومان و حاجی عمران" در مناطق مرزی کردستان عراق، نیروی نظامی باز هم بیشتری را در منطقه مستقر ساخته و در حال برپایی استحکامات نظامی است. در درون شهرهای کردستان ایران هم ضمن تقویت نیروهای انتظامی و مانورهای امنیتی، دست به اعمال فشارهای بیشتری زده و به بهانه های مختلف عمدا سعی در ناامن کردن محیط زندگی مردم دارد.

گسیل نیروهای نظامی به نوار مرزی و توپباران های متناوب مناطق مرزی کردستان عراق موجب نگرانی مردم این مناطق گردیده است. در این توپباران ها سپاه پاسداران مستقیما خانه های مردم را هدف قرار می دهد و روشن است که هدف آن ناچار کردن مردم از ترک محل زندگی و کسب و کارشان است. تاکنون در نتیجه این حملات، دهها تن کشته‌، صدها تن زخمی و هزاران نفر آواره شده اند. تداوم حملات مرزی حکومت محلی کردستان را به اعتراض وا داشته است. دولت محلی کردستان از رژیم ایران خواسته است تا به توپباران روستاهای مرزی خاتمه دهد و به خاطر تعرضات تاکنونی و اتهامات وارده اش معذرت خواهی نماید.

توجیه تعرضات جمهوری اسلامی به مناطق مرزی کردستان عراق و مانور نظامی در منطقه، حضور و تحرک نیروی پیشمرگ است. این ادعای رژیم از سوی مقامات حکومت محلی کردستان عراق رد گردیده است. اما اگر جمهوری اسلامی در تعرض به مردم مدنی مناطق مرزی عراق به چنین توجیهاتی متوسل می شود، برای میلیتاریزه کردن داخل شهرهای کردستان ایران و مانور دادن های امنیتی، جز ترس از اعتراض مردم و جز ایجاد ترس در میان آنان هیچ توجیهی ندارد.

جمهوری اسلامی در شهرهای استان های کردستان و کرمانشاه و مناطق کردنشین آذربایجان غربی، در برابر چشم مردم آدم می رباید و روز روشن در کوچه و خیابان و بازار ترور و شب ها نیز مغازه و اموال مردم را غارت می کند. بهتر است به چند نمونه ای اشاره شود:

چهارشنبه گذشته یکی از کسبه شهر جوانرود به نام «عبدالله ویسی» در راه بازگشت به خانه اش توسط چند فرد ''‌ناشناس‌'' ربوده ‌می شود و به قتل می رسد و شب همان روز نیز مغازه اش باز هم توسط افرادی نا‌شناس غارت می گردد که مردم شهر جوانرود این اقدام جنایتکارانه را منتسب به مزدوران رژیم دانستند و بازاریان شهر در اعتراض به آن اعتصاب کردند. روز گذشته ماموران اداره اطلاعات ملبس به لباس شخصی و سوار بر دو دستگاه خودرو در خیابان "ساحلی" شهر سنندج دو نفر را ربودند و با کشیدن نایلون پلاستیکی بر سرشان، آنان را به نقطه نامعلومی منتقل ساختند. همزمان نیز به یک مغازه عکاسی در پائین تر از چهار راه "سیروس" یورش بردند و ضمن غارت اموال مغازه، صاحب آن را با خود بردند. هنوز هم از سرنوشت مادح علوی جانی (معلم)، ابوبکر حیدری (کاسبکار)، هیوا محمدزاده (کارگر) و رسول عینی (مغازه دار) که چند روز قبل توسط ماموران امنیتی رژیم در شهر سقز ربوده شده اند، اطلاعی در دست نیست.

شامگاه شنبه هیجدهم تیرماه هم ماموران نیروی انتظامی با حمله به روستای "بایوه" در منطقه مرزی مریوان، اموال ساکنین این روستا را غارت کردند. طی کمتر از یک هفته ٧ تن از کولبران زحمتکش مرزی را کشته‌ و ٧ تن از آنان را زخمی کرده اند.

همچنین اطلاعات رسیده از مناطق مرزی حاکی است که جمهوری اسلامی افراد مسلح گروه تروریستی "انصار الاسلام" را با هدف نفوذ به داخل کردستان عراق به پاره ای از نقاط مرزی در کردستان ایران منتقل کرده است.

ناامن کردن مرزها و امنیتی کردن داخل شهرها، شیوه همیشگی رژیم است که هر چند وقت یکبار برای رسیدن به اهداف سیاسی و معینی آن را به کار می برد. در گذشته نیز با سازمان دادن انفجاراتی در مهاباد و سنندج و دیگر شهرها، چنین شیوه هایی را برای مرعوب ساختن مردم و پیشگیری از اوجگیری اعتراضات آنان بکار گرفته است.

از سرگیری حملات توپخانه ای جمهوری اسلامی به روستاهای مرزی کردستان عراق، تداوم حمله به کاسبکاران مرزی و استقرار افراد گروه تروریستی "انصارالاسلام" در این مرزها و مین گذاری گذرگاه های غیر رسمی مرزی، از جمله اقداماتی هستند که رژیم ایران با هدف اعمال فشار بر مردم منطقه و بر حکومت محلی کردستان با هدف بهره برداری سیاسی و کسب امتیاز انجام می دهد.

هدف اقدامات اخیر جمهوری اسلامی در ناامن کردن مرزها اساسا اعمال فشار بر حکومت محلی کردستان و جلوگیری از ایجاد ثبات در این منطقه و تثبیت موقعیت این حکومت است. سکوت معنی دار دولت عراق در مورد دست درازی های رژیم ایران در مرزها، نشانه نوعی هماهنگی اعلام نشده بین دولت مرکزی عراق و رژیم جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی به خیال خود با اعمال اینگونه اعمال جنایتکارانه می تواند مردم خشمگینی را که سی و چند سال نفرت از این رژیم را در دل دارند مرعوب سازد. این رژیم بایستی تاکنون دریافته باشد که به هر اندازه که فشار بر این مردم را بیشتر کند، عزم آنان را برای رودررویی با خود بیشتر خواهد کرد و روز مرگ خود را نزدیک تر خواهد ساخت.
گزارش دریافتی از كومه له
 
مجتبی واحدی -- مصاحبه کامل با سایت بالاترین

پس از سی سال بدبختی و سیاهروزی ، باز هم دارند ملت را به خمینی حواله می دهند!
به گونه ای از خمینی یاد می شود که انگار این اهریمن ضد ایرانی نبود که میهنمان ایران را ویران کرده و به روز سیاه نشاند.
چگونه انتظار دارید که ملت سخنان شما را باور کند و بدنبال شما راه بیفتد؟
البته این گونه گفتگوها این خوبی را هم دارد که نشان می دهد این "روشنفکران" با چه اندیشه و زمینه فکری، قرار است برایمان گونی های پر از دمکراسی به ارمغان بیاورند!
آدم را یاد سی سال گذشته و کنفدراسیون (اکثرا جهان وطن) دانشجویان خارج از کشور می اندازد که با (خیانت) و ندانم کاری هایشان، ایران را به کام آخوندهای اهریمن انداخته و نسل پس از خود را در آتش اسلام سیاسی سوزاندند.

اعتراف سرکرده انتظامی به جنایات رژیم در زندان کهریزک

سلام آقای دهنمکی 

زمان زود می گذرد و شما آنقدر مشغله دارید که خیلی چیز ها یادتان نمی آید.
ما هم خواستیم یادمان نیاید ..اما خوب جای زخم همیشه ماندنیست
روز های دیر و دور را به خودتان وا میگذارم ... از همین اواخر درد دل کنیم
یادش بخیر ...روز گاری بود سینمای یخ بسته ی ما خواست تکانی بخورد ...
تا اینکه " آدم برفی " یخ سینمای ما را وا کرد.
نمی دانم آن روز ها کجا بودید ... از خودتان که پرسیدیم جوابی دستگیرمان نشد ..
آن روز سینما به سینما ، اکران آدم برفی دو صف داشت ...
صف اول بلیتی که می خریدیم ...صف دوم باتوم هایی که می خوردیم
نمی دانم خبر دارید ؟ آن روز جلوی هر سینما دسته ای باتوم دار می ایستادند
و هر که از سینمای آدم برفی بیرون می آمد را می زدند...
بعد ها گفتند سر دسته ی همین باتوم دار ها دارد برای پیشرفت فرهنگ و هنر فیلم میسازد
یعنی کسی که فرهنگ را می فهمد ، آزادی بیان را نمی فهمد ؟؟


شما که آنجا نبودید نه ؟؟
نمی دانم خبر دارید ؟ یک روز در یک سینما که آدم برفی را اکران می کرد
مردی روی صحنه ی اجرا رفت و پرده ی سینما را پاره کرد ...
صورتا خیلی شبیه شما بود ... شما که نبودید ؟
زمان گذشت ...
شما عوض شدید ... اصلا به کل عوض شدید ...
فقر وفحشا را ساختید ... نمی دانم حقیقت را می خواستید به رخ کی بکشید ؟
مردمی که کف خیابان زندگی می کنند ، خودشان این ها را می دیدند ...
یا شاید می خواستید از ما بهتران آن بالا ها ببینند
اصلا نفهمیدیم شما چه طور اینقدر عوض شدید ؟

شما سی و چند سال زندگیتان از این حرف ها نمی زدید ؟ یعنی آن موقع فاحشه های شهر را نمی دیدید؟
یعنی یکهو وحی نازل شد و شما سینه برای خیابان خواب های ما سپر کردید ؟
گاهی انسان ها بابت زدن حرف حق هم منظور دارند اما شما ؟ نه شما که از این قشر آدم ها نبودید ؟؟؟؟
روز گار به اخراجی ها رسید ... اخراجی های اولتان را همه دیدند و خندیدند ...

شما کثرت ببیننده تان را به حساب تایید کارتان گذاشتید بی آنکه یادتان باشد
دل این مردم برای خندیدن تنگ شده است . آنقدر هم حواسشان نیست که حضورشان به چه چیزی دارد تایید می دهد ...
به اخراجی های 3 رسیدید ... دلتان گرم تشویق ها ... سرتان پر از باد تایید ... آرمان ها یک نسل را مسخره کردید ...

سبز را آبی و قرمز کردید و نشان دادید مردم آلت دستی بیش نیستند در دست های آدم هایی که آن بالا نشسته اند ...

از این هم بگذریم ..

چند روز است که پگاه آهنگرانی ناپدید است . میشناسیش ؟ کارگردان فیلم " دهنمکی ها " ...اصلا این فیلم را دیده ای ؟
نمی دانیم از کجا باید سراغش را بگیریم ؟ تو میدانی ؟؟؟ ... مطمئنی نمی دانی ؟

تو دوست های کله گنده زیاد داری ؟ می شود یک سوالی از آنها بپرسی
راه دوری نمی رود که مادرش را از نگرانی در بیاوری
راستی ... من سر سجاده ات نبوده ام که ببینم خلوص سجده هایت چه قدر است ... ولی یک چیز را می دانم ...

اینکه اگر خدایی آن بالا باشد ، عزیز ترینش ، بنده هایش هستند ...بنده هایی که اکثرشان نماز شب نمی خوانند و و شلوار تنگ و یقه ی باز می پوشند ...

مراقب بنده هایش باش .... شاید دل یک نسل از تو گرفته باشد.

Soheil Parhizi

  خشونت بی خشونت /مهناز هدایتیarticle picture
 
خشونت بی خشونت خسته ام دیگر زسیلی خوردن عشق
زما بخشیدن عشق و ز تو اما به یغما بردن عشق

گشودم چشم خود را رو به دنیا تیره دیدم کشورم را
چرا کشتن چرا اعدام تا کی شاهده آزردن عشق

تو ای آنکه به نام مذهبت دستت به خون آغشته گشته
بدان هرگز نمی خواهم خدایت را که خواهد مردن عشق

به دستت می زنی تیشه به ریشه بر گلستان پر از گل
تو می خواهی بمیرد گل ببینی لحظه ی پژمردن عشق

نمی خواهم بمیرد گل نمی خواهم تو باشی ای ستم گر
همان بهتر نباشی تا نبینم غصه ی افسردن عشق

شکستی با ل و پر را این پرنده آن پرنده پر ندارد
شکستی قلب ما را بشکند دستت که خواهی مردن عشق

شکنجه مثل سوهان روتن ایمان وآزادی کشیدن
فقط رسم ومنش خونخواران ست و دل خون خوردن عشق

مهناز هدایتی
لندن تیرماه سال نود



بازداشت پنج دانشجوی دختر شاکی از بسیج دانشجویی اصفهان



سرویس حقوق بشر ایران بریفینگ : بدنبال  خبر پلمپ شدن خوابگاه دخترانه دانشگاه غير انتفاعی اصفهان پنج نفر از دخترانی که عليه بسيج دانشجويی شکايت کرده بودند  به ستاد خبری اداره اطلاعات احضار و از ساعت ده صبح روز پنج شنبه که وارد ستاد خبری شده اند هنوز مراجعه نکرده اند. در تماس خانوادهای اين دختران دانشجو با اداره اطلاعات اين جواب به آنها داده شده که فرزندان شما سعی دارند از هيچ هياهو بسازند و خوراک تبليغاتی رسانه های دشمن باشند. اين دانشجويان تا امروز شنبه 18 تير در بازداشت اداره اطلاعات بوده و بعد از آن اگر قاضی دادگاه صلاح بداند شايد با دادن تعهد مبنی بر اينکه از اين موضوع ديگر صحبتی نشود آزاد شوند.به يکی از والدين گفته شده اگر صلاح فرزند خود را ميخواهيد روز شنبه قبل از ورود به دادگاه او را قانع کنيد که شکايت خود را پس بگيرد .ياد آور ميشويم دو روز پيش چند جوان بسيجی با ورود عير قانوني به خوابگاه دانشگاه غير انتفاعی اصفهان و حمله به يک دختر و قيچی کردن مو های او در اين خوابگاه تشنج آفرينی کردند. رياست دانشگاه اصفهان هم برای سرپوش نهادن بر اين کار دستور پلمپ كردن خوابگاه را مي دهد.

انتقال پگاه آهنگرانی، به

زندان اوین
article picture
پگاه آهنگرانی، بازیگر و مستندساز سینمای ایران، به زندان اوین منتقل شده است.
اخبار رسیده حاکی از آن است که پگاه آهنگرانی روز گذشته در تماس تلفنی کوتاهی با خانواده‌اش، خبر از انتقال خود به زندان اوین داده است.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، یکی از منابع نزدیک به خانوادهٔ پگاه آهنگرانی، به کمیته گزارشگران حقوق بشر گفت: «پگاه، دیروز در حالی که وضعیت روحی مناسبی نداشته در تماس تلفنی کوتاه با خانوادهٔ خود گفته است که او را به زندان اوین منتقل کرده‌اند.» این در حالی است که به گفتهٔ این منبع آگاه «منیژه حکمت مادر پگاه آهنگرانی و جمشید آهنگرانی، پدر او، در نگرانی شدید از وضعیت فرزند خود به سر می‌برند.»
مقامات امنیتی و قضایی تا کنون در خصوص علت بازداشت پگاه آهنگرانی سکوت کرده‌اند و هنوز از اتهامات او اطلاعی در دست نیست. پگاه آهنگرانی قرار بود همزمان با برگزاری جام جهانی فوتبال زنان به آلمان سفر کرده و در خصوص این رویداد برای شبکه دویچه وله، وبلاگ نویسی کند اما پیش از انجام این سفر، توسط ماموران امنیتی احضار و تهدید شده و سفر خود را لغو کرد.
در روزهای گذشته، شبکه دویچه وله، خبر داد که پگاه آهنگرانی توسط ماموران اطلاعات سپاه ایران بازداشت شده است. دویچه وله نوشته است: «طبق آخرین اخبار رسیده به دویچه‌وله، یک ‌شنبه ۱۹ تیرماه ساعت ۸ شب ۴ مرد و یک زن وارد خانه پگاه آهنگرانی، بازیگر سینما و فیلمساز، شده و او را به همراه یک سری از وسایلش با خود می‌برند. این اتفاق زمانی افتاده که وی در منزلش تنها بوده است. بنا برهمین اطلاعات، این بازیگر سینما تا شب گذشته، ۲۲ تیرماه در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بوده و بعد از آن به اطلاعات سپاه تحویل داده شده است.»
از سویی، رادیو فردا به نقل از فرهاد پایار، خبرنگار آزاد که با شبکه دویچه وله همکاری می‌کند گزارش داده بود: «پگاه حتی تهدید شده و بدون محافظ یعنی دوستان و اعضای خانواده جایی نمی‌رفته است.»
فرهاد پایار همجنین گفت: «پگاه آهنگرانی فیلم مستندی به نام ده نمکی‌ها ساخته که به زندگی مسعود ده نمکی که از رهبران حزب الله است و اخیرا فیلم ساز هم شده، پرداخته است. این فیلم خشم عده‌ای را در ایران برانگیخته و حتی من شنیدم پگاه به وزارت اطلاعات فراخوانده شده و به وی در رابطه با این فیلم تذکر داده‌اند.»
پگاه آهنگرانی، در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، در ستاد میرحسین موسوی فعالیت می کرد و از طرفداران جنبش سبز بود و در روزهای پس از انتخابات نیز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و بازجویی شده بود.
منبع: پارس دیلی نیوز

article picture

  خودکشی یک زن زندانی در اعتراض به شرایط قرون

وسطایی رژیم زن ستیز فقیه
 
خودکشی یک زن زندانی در اعتراض به شرایط قرون وسطایی و قوانین زن ستیز رژیم ولی فقیه
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یک زن جوان زندانی به دلیل شرایط قرون وسطایی و رفتارهای وحشیانه در زندان زنان شهر ری دست به خودکشی زد که منجر به مرگ وی گردید.
زن جوان زندانی سحر حدادی 21 ساله متاهل و دارای فرزند، برای رهایی یافتن از شرایط سخت و طاقت فرسا و رفتارهای وحشیانه پاسداربندها و مامورین گارد زندان که بطور مستمر به زنان زندانی یورش می برند و آنها مورد ضرب و جرح قرار می دهند اقدام به خودکشی نمود.
علیرغم اینکه پاسداربندها از خودکشی این زن زندانی مطلع شده بودند اما برای نجات جان او هیچ اقدامی نکردند و وی را به حال خود رها نمودند تا اینکه در مقابل چشمان حیرت زده و بی دفاع سایر همبندیانش جان سپرد.
زندان زنان شهر ری پیش از این سوله گاوداری بود که اکنون به زندان زنان تبدیل شده است. این سوله ها برای نگهداری حیوانات ساخته شده است و به این دلیل هیچگونه تاسیساتی در آن در نظر گرفته نشده است.زنان زندانی از داشتن آب آشامیدنی بهداشتی ،بهداشت ،درمان و غذای کافی محروم هستند.
از مدتی پیش زنان زندانی زندان اوین و زندان گوهردشت کرج را به این زندان منتقل کرده اند.زنان زندانی در صورت اعتراض به شرایط سخت و طاقت فرسا مورد هجوم پاسداربندها و گارد زندان قرار می گیرند و آماج باتونها و شوکرهای برقی آنها قرار می گیرند.نام کسانی که به زنان زندانی یورش می برند و آنها را مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار می دهند عبارتند از:فرمانده گارد نصرالهی،معاون وی یوسفیان و پاسداربند سعیدی می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ایجاد شرایط قرون وسطایی ، یورشهای وحشیانه و ضرب وشتم زنان بی دفاع زندانی که آنها را به سوی خودکشی سوق میدهد محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارسال گزارشگر ویژه برای بازدید،تحقیق وتهیۀ گزارش از جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای جهت ارائه به سازمان ملل و گرفتن تصمیمات لازم می باشد.

اعدام مخفیانه و پنهانی ۳۰ زندانی دیگر در زندان وکیل آباد مشهد

۳۰ زندانی با جرائم مرتبط با مواد مخدر در زندان وکیل آباد مشهد در دو نوبت طی روزهای چهارشنبه ۸ تیر (۱۲ نفر) و یک شنبه ۱۲ تیر (۱۸ نفر) اعدام شده اند. همانند اعدام های دیگری که طی ماه های گذشته در این زندان در خصوص متهمان مرتبط با مواد مخدر انجام می شود خبراعدام های یاد شده توسط منابع رسمی قوه قضاییه اعلام نشده است. این اعدام های به صورت دسته جمعی بوده است.


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران توسط منابع موثق محلی مطلع شده است که براساس این گزارشات ادعا می شود اعدام شدگان متهم به جرایم مرتبط با مواد مخدر بوده اند. این اعدام ها نیز همچون اعدام های ماه های گذشته بدون طی روال قانونی اجرای احکام اعدام و بدون اطلاع و حضور خانواده ها و وکلای اعدام شدگان بوده و توسط مقامات قضایی و دولتی یا رسانه های رسمی اعلام نشده است.
در حالیکه در بامداد روز دوازدهم تیرماه حکم اعدام یک زندانی متهم به قتل باحضور خانواده مقتول و فرد اعدام شده در زندان وکیل آباد اجرا شد و خبر آن توسط رسانه های محلی و مقامات قضایی منتشر شد ، اعدام پنهانی ۱۸ زندانی در عصر همان روز هیچگاه توسط مقامات قضایی اعلام نشد. پیش از این کمپین از اعدام ۲۶ زندانی به طور گروهی و پنهانی در زندان وکیل اباد مشهد در تاریخ بیست و پنجم خرداد خبر داده بود.
منابع یاد شده گفته اند که در روند این اعدام ها طنابی مخصوص هر اعدامی همراه دستور اجرای حکم از دادستانی کل کشور به دادستانی مشهد فرستاده میشود و احکام گسترده اعدام با دستور دادستان مشهد و در حضور دادستان مشهد یا معاون وی، رئیس زندان وکیل آباد یا نماینده وی ،رئیس یا نماینده حفاظت زندان ، قاضی کشیک زندان، فرمانده کلانتری شهرک ناجا، فرمانده سرکلانتری غرب مشهد و نماینده ای از پزشکی قانونی مشهد اجرا می شوند. این اعدام ها عصر و پیش از غروب آفتاب اجرا شده اند.
در هفته های گذشته محمود ذوقی دادستان مشهد ضمن تایید ” بالا بودن اعدام های اعلام نشده” در زندان وکیل آباد مشهد و بدون اشاره به اعدام های اجرا شده در سالهای ۸۸ و ۸۹ ، از ” اجرای پنج نوبت” اعدام گروهی متهمان جرایم مربوط به مواد مخدر تنها در “سه ماهه نخست سال ۹۰ ” خبر داده بود.
‏کمپین تا کنون در گزارش های متعدد از اعدام مشابه “صدها زندانی” در سال های ۸۸ ، ۸۹ و ۹۰ در زندان وکیل اباد مشهد خبر داده است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام میکند به جز اعدام های گسترده و پنهانی در “زندان وکیل اباد مشهد” ، اعدام های اعلام نشده در دیگر زندان های کشور و به خصوص زندان های “بیرجند” ، “قزلحصار کرج” ، “تایباد” ، “ارومیه” و ” کارون اهواز” در جریان است. منابع محلی براین باورند که اکثر این اعدام های پنهانی، شتابزده و در رابطه با جرایم مربوط به مواد مخدر می باشد ولی تا زمانی که اسامی و جزییات این پرونده ها بطور شفاف اعلام نشوند زوایای این کشتارهای گسترده همچنان در ابهام خواهد بود .
کمپین تا کنون بارها نسبت به وقوع اعدام های پنهانی در زندان های سراسر کشور هشدار داده است.
در روزهای گذشته محمد باقر باقری ، معاون دادگستری خراسان جنوبی تلویحا اعدام های پنهانی و دسته جمعی متهمان مواد مخدری در “زندان بیرجند” ، واقع در جنوب شرق ایران ، را پذیرفت و بدون اشاره به اعدام های مشابه در سال ۸۸ و سال جاری ، از اعدام ” ۱۴۰ قاچاقچی مواد مخدر” در سال ۸۹ در این زندان خبر داد. هیچ یک از اعدام های مورد اشاره آقای باقری پیش از این و طی سال ۸۹ اعلام نشده بود.
استان خراسان جنوبی از کم جمعیت ترین استان های شرق ایران و مرکز آن شهر بیرجند است. خراسان جنوبی بیست و هفتمین استان ایران به لحاظ جمعیت میباشد. تایید “اعدام اعلام نشده ۱۴۰ زندانی مربوط به مواد مخدر” در سال ۸۹ فقط در استان کوچک و کم جمعیت خراسان جنوبی که پس از یک سال و در حاشیه یک مصاحبه رسانه ای صورت گرفته است، نشان دهنده آمار وحشتناک اعدام های مخفیانه زندانیان مربوط به مواد مخدر در زندان های سراسر کشور می باشد. ‏
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ضمن محکوم کردن اعدام های گروهی و پنهانی در زندان های سراسر کشور، خواستار شفافیت وپاسخگویی مقامات مسوول در این زمینه است که تا کنون از ارائه اطلاعات جزیی در این خصوص سرباز زده و همچنان به اجرای احکام اعدام ادامه می دهند. کمپین از مقام های قضایی ایران میخواهد از مخفی کاری نسبت به این اعدام ها پایان دهند و خواهان روشن شدن ” ابعاد پنهان” و روندی حقوقی که منجر به این اعدام ها شده است می باشد.


  بازداشت نسیم صمیمی، شهروند بهایی ساکن قائم شهر
 
"نسیم صمیمی (نوروزیان)"، شهروند بهایی ساکن قائم شهر(استان مازندران) صبح روز چهارشنبه، ۲۲ تیر ماه، از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خبرگزاری حقوق بشر ایران، ماموران ادارهٔ اطلاعات قائم شهر (بدون حضور مامور زن) صبح روز چهارشنبه به منزل نسیم صمیمی، شهروند بهایی، مراجعه کرده و با در دست داشتن حکم بازداشت، نامبرده را بازداشت و متعاقب آن به ادارهٔ اطلاعات منتقل نمودند.

این در حالیست که این شهروند بهایی پس از دو ساعت بازجویی به بازداشتگاه شهید کچویی ساری منتقل شده است.

گفتنی ست که روز چهارشنبه ۸ تیرماه نیز ماموران وزارت اطلاعات به همراه تعدادی از ماموران ادارهٔ اماکن به منزل و انبار خانوادهٔ نوروزیان مراجعه کردند؛ این افراد پس از تفتیش منزل و ضبط برخی وسایل شخصی و مذهبی، نسیم صمیمی را برای پاره‌ای توضیحات در روز شنبه ۱۱ تیر ماه به ادارهٔ اطلاعات احضار می‌کنند. از طرف دیگر ماموران ادارهٔ اماکن نیز به بازرسی انبار تخم مرغ فرهاد نوروزیان (همسر نسیم صمیمی) که فروشنده تخم مرغ می‌باشد پرداخته و از وی می‌خواهند در طی دو روز انبار را تخلیه کند چرا که در غیر اینصورت پلمپ خواهد شد.

بر همین اساس خانم صمیمی روز شنبه ۱۱ تیرماه خود را به ادارهٔ اطلاعات قائم شهر معرفی می‌کند که در آنجا متهم به نمایندگی دانشگاه مجازی بهایی در قائم شهر می‌شود و چون تفهیم اتهام توسط مرجع قضایی صورت نمی‌گیرد، وی حاضر به پاسخگویی به سوالات بازجو نمی‌شود لذا پس از ساعتی آزاد می‌شود ولی شخص بازجو که خود را جوادی معرفی کرده بود وی را تهدید می‌کند که بزودی با حکم بازداشت روانهٔ زندان خواهد شد.

شایان ذکر است، نسیم صمیمی سال هاست که عهده دار نمایندگی دانشگاه مجازی بهایی در قائم شهر نیست.
Eedam Hargez

  شرکت ژاپنی فروش جرثقیل‌ به جمهوری اسلامی را

متوقف کرد
مارک والاس چندی پیش در یادداشتی که در روزنامه آمریکایی لس‌آنجلس تایمز منتشر شده بود، با اشاره به کارنامه جمهوری اسلامی در اجرای مجازات اعدام از شرکت‌هایی چون تادانو، لیبهر، و ایکس سی ام جی، که جرثقیل‌های ساخت آنها برای اجرای اعدام در ایران استفاده می‌شود انتقاد کرده و از کمپینی خبر داده بود که برای متقاعد کردن این شرکت‌ها به توقف رابطه تجاری با ایران به راه افتاده است.
***
«توقف معاملات تادانو با جمهوری اسلامی» به دلیل استفاده از جرثقیل‌هایش برای اعدام
به گزارش رادیو فردا، کمپینی با «هدف مقابله با ایران هسته‌ای» می‌گوید که با پیگیری‌های صورت گرفته، شرکت ژاپنی تولید ماشین‌آلات سنگین تادانو، به دلیل استفاده از محصولاتش در اجرای احکام اعدام در ملأ عام، رابطه تجاری خود با جمهوری اسلامیرا متوقف کرده است.
کمپین آمریکایی «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» که توسط مارک والاس، سفیر پیشین ایالات متحده در سازمان ملل در زمان جرج بوش هدایت می‌شود، از زمان تأسیس خود در سال ۲۰۱۰ رایزنی‌هایی را با شرکت‌های مختلف طرف معامله با ایران، با هدف توقف همکاری این شرکت‌ها با جمهوری اسلامی انجام داده است و اکنون می‌گوید که اقدام شرکت تادانو در پی پیگیری‌های این کمپین صورت گرفته است.
مارک والاس چندی پیش در یادداشتی که در روزنامه آمریکایی لس‌آنجلس تایمز منتشر شده بود، با اشاره به کارنامه جمهوری اسلامی در اجرای مجازات اعدام از شرکت‌هایی چون تادانو، لیبهر، و ایکس سی ام جی، که جرثقیل‌های ساخت آنها برای اجرای اعدام در ایران استفاده می‌شود انتقاد کرده و از کمپینی خبر داده بود که برای متقاعد کردن این شرکت‌ها به توقف رابطه تجاری با ایران به راه افتاده است.
در این یادداشت که در چندین نشریه آمریکایی دیگر نیز بازتاب یافت، به تصاویری از اعدام در انظار عمومی در ایران اشاره شده بود که در آنها علامت شرکت تادانو، در کنار فرد اعدامی دیده می‌شود.
اکنون کمپین «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» می‌گوید که شرکت تادانو متقاعد شده است که فروش جرثقیل به ایران را متوقف کند. این کمپین پیشتر یک شرکت سازنده جرثقیل در تگزاس را نیز متقاعد کرده بود که از فروش محصولاتش به ایران خودداری کند.
ایران یکی از کشورهایی است که سالانه اجرای بیشترین مجازات اعدام را در کارنامه خود دارد و از این لحاظ بعد از چین دارای بالاترین آمار مجازات اعدام است.
گرچه بسیاری از این اعدام‌ها، خارج از انظار عمومی انجام می‌شوند اما بر اساس گزارش اخیر سازمان عفو بین‌الملل، جمهوری اسلامی در چهار ماه ابتدایی سال ۲۰۱۱، دست کم ۱۳ نفر را در ملأ عام اعدام کرده ‌است که تقريباً برابر با کل موارد سال ۲۰۱۰ ميلادی است. این میزان در دو ماهه اخیر نیز رو به افزایش بوده است.
بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، جمهوری اسلامی ايران در سال ۲۰۱۰ میلادی دستکم ۲۵۲ تن را اعدام کرده است که ۱۴ تن از این موارد در انظار عمومی صورت گرفته است.
حکم اعدام بر اساس قانون مجازات اسلامی برای پاره‌ای از اتهام‌ها، از جمله محاربه و افساد فی‌الارض صادر می‌شود و تجاوز به عنف و قاچاق مخدر از جمله اتهام‌هایی که در دسته‌بندی افساد فی‌الارض قرار گرفته و منتهی به صدور حکم اعدام می‌شوند.
ایران همچنین بیشترین آمار اعدام مجرمان صغیر را داراست و با توجیه اجرای این احکام با قانون اسلامی قصاص، مجرمان صغیر را پس از ورود به سن ۱۸ سالگی به چوبه دار می‌سپارد.
رشد فزاينده ميزان اعدام‌ها در ايران با واکنش گسترده بين‌المللی روبه‌رو شده و کميساريای عالی حقوق بشر سازمان ملل بارها از اين روند ابراز نگرانی کرده است.
ايالات متحده آمريکا و اتحادیه اروپا نيز با ابراز نگرانی از افزايش اعدام‌ها در ايران از جمهوری اسلامی خواسته است به ميثاق‌های بين‌المللی حقوق بشر پايبند باشد و اعدام زندانيان را متوقف کند.
ایمیل ارسالی‌ یک دوست
سندی از کمک‌های جمهوری اسلامی به رژیم بشار اسد



کیستم نوشته و سروده ایرج خرمدین


۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه


نه به انتخاباتِ جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد




نه به  ٣٣ سال جنایت، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال ترور، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال دزدی، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال حقارت، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال اعدام، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال سرکوب، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال حکومت منحوس آخوندی، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال دخالت دین در حکومت، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال ولایت فقیه، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به  ٣٣ سال انتخابات دروغین، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
نه به جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد
بازاری زندانی بیش از ۲۰ ماه در بند ۲۰۹ تحت شکنجۀ روحی 


بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران” بازاری زندانی محمد بنازاده امیر خیزی علیرغم محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی بیش از ۲۰ ماه است که در بند ۲۰۹ شکنجه گاه وزارت اطلاعات تحت شکنجه های روحی و جسمی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد. بازاری زندانی محمد بنازاده امیرخیزی ۶۴ ساله علیرغم اینکه در مهر ماه ۱۳۸۹ توسط صلواتی معروف به قاضی مرگ به ۵ سال زندان محکوم شده است ولی با گذشت بیش از ۲۰ ماه همچنان در بند ۲۰۹ شکنجه گاه وزارت اطلاعات تحت شکنجه های روحی و تهدیدات مستمر بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد و از انتقال او به بند عمومی خوداری می کنند. خانواده و وکیل وی نسبت به این حکم سنگین ، غیر انسانی و غیر قانونی اعتراض نموده اند اما بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار روحی قرار دادن وی هر بار با بهانه های واهی دادگاه تجدید نظر وی را به تعویق می اندازند. آخوندی با نام مستعار علوی از سربازجویان وزارت اطلاعات همراه با سربازجوی دیگری بنام سعید شیخان در بند ۲۰۹ زندان اوین علیه این بازاری زندانی اقدام به پرونده سازی نمودند.این ۲ سربازجو که از جنایتکاران علیه بشریت می باشند و از دهۀ ۶۰ تا به حال در شکنجۀ منجر به قتل،توصیه صدور حکم اعدام و اجرای آن علیه تعداد بیشماری از زندانیان سیاسی مشغول بوده اند و همچنان به شکنجه و قتل در بند ۲۰۹ زندان اوین ادامه می دهند. او همراه با سایر سربازجویان وزارت اطلاعات توصیۀ اجرای حکم اعدام علی صارمی،جعفر کاظمی ،محمدعلی آقایی و همچنین زجر کش کردن محسن دگمه چی را داده بود .آخوند علوی سربازجوی شکنجه گر و قاتل خود شخصا در یورش به منازل شخصی شهروندان،دستگیری و اذیت و آزار و تهدید خانواده های زندانیان سیاسی شرکت دارد. در حال حاضر علاوه بر آقای محمد بنازاده امیرخیزی بازاری دیگری بنام جواد لاری در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است. لازم به یاد آوری است که او در ۹ آذر ۸۸ با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کارش دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او ماه ها در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت شکنجه ها به حدی شدید بود که در طی این مدت ۱۷ کیلو کاهش وزن داشت.بازجویی و شکنجۀ او توسط سربازجویان وزارت اطلاعات با نام مستعار علوی صورت می گرفت یکی از دلایل دستگیری بازاری زندانی حضور بستکانش در قرار اشرف در عراق می باشد. پیش از این همسرش خانم شهلا زرین فر و ۲ برادرش اصغر و حمید بنازاده پس از تحمل چند سال و پایان یافتن محکومیتشان آزاد شدند .

بوسه های رسول الله و حکایات شیرینش!


ناپدید شدگان قهری!
حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از

تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای

حقوق ملت که امروز به خون به ناحق ریخته شده

جوانان این کشور آبیاری شده است لحظه ای 

صرف‌نظر نمایم.

آلمان خواستار پایان یافتن حصر موسوی و کروبی شد

به گزارش آسوشیتد پرس، مارکوس لونینگ، بالاترین مقام امور حقوق بشر در دولت آلمان روز پنجشنبه با تأکید بر این‌که مهدی کروبی و میرحسین موسوی «بدون هرگونه پایه و اساس قانونی، در مکان نامعلومی» نگهداری می‌شوند و هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارند، تأکید کرد که این دو نفر باید به همراه تمامی زندانیان سیاسی در ایران، آزاد شوند.
این درخواست در حالی از سوی آلمان اعلام شده که در حال حاضر و به دنبال بی‌خبری از وضعیت میر حسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان، پرونده‌ای در این خصوص در سازمان ملل به ثبت رسیده و وضعیت این افراد به عنوان «ناپدیدشدگان قهری» در این سازمان در دست پیگیری است.
عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشری می‌گوید که بر اساس آیین دادرسی «کمیته حمایت از ناپدید شدگان قهری سازمان ملل متحد»، این شکایت‌نامه پس از بررسی در گام بعدی به دولت جمهوری اسلامی ابلاغ می‌شود و کمیته مزبور در انتظار پاسخ می‌ماند.
از آنجایی که رسیدگی به شکایات در این کمیته علنی نیست مشخص نیست که آیا شکایت‌نامه مزبور که از سوی فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشری تنظیم و به این کمیته ارسال شده، به دولت جمهوری اسلامی ابلاغ شده است یا خیر.
در عین حال با توجه به اینکه ادامه روند این شکایت منوط به دریافت پاسخ از سوی جمهوری اسلامی است، نمی‌توان تخمین زد که بررسی کامل این پرونده تا چه زمانی به طول خواهد انجامید.
با این اوصاف آقای لاهیجی تأکید کرده است در صورتی که جمهوری اسلامی ایران پاسخ قانع‌کننده‌ای در این خصوص ندهد، «کمیته می‌تواند مسئولیت این ناپدید شدن رو متوجه دولت جمهوری اسلامی کند» و پرونده را به مجمع عمومی سازمان ملل ارجاع دهد.
مهدی کروبی، میر حسین موسوی و همسران آنها از روز ۲۵ بهمن ماه سال گذشته که تظاهرات گسترده ای در پاسخ به فراخوان آنها در ایران برگزار شد در حصر خانگی قرار دارند و تنها فرزندان آنها به صورت محدود توانسته اند با آنها دیدار کنند

پگاه آهنگرانی در دست اطلاعات سپاه است

خبرگزاری هرانا -  یک ‌شنبه ۱۹ تیرماه ساعت ۸ شب ۴ مرد و یک زن وارد خانه پگاه آهنگرانی، بازیگر سینما و فیلمساز، شده و او را به همراه یک سری از وسایلش با خود می‌برند. این اتفاق زمانی افتاده که وی در منزلش تنها بوده است.
بنا برهمین اطلاعات، این بازیگر سینما تا شب گذشته، ۲۲ تیرماه در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بوده و بعد از آن به اطلاعات سپاه تحویل داده شده است.
یک منبع آگاه به دویچه وله گفت که پگاه توانسته تماس کوتاهی با مادرش بگیرد و تنها به او گفته که نه می‌داند کجاست و نه می‌داند جرمش چیست.
پگاه آهنگرانی قرار بود از تاریخ ۴ تا ۱۲ جولای (۱۳ تا ۲۱ تیرماه) به دعوت دویچه وله به آلمان سفر کند. وی بنا بود مشاهدات خود را از بازی‌های جام جهانی فوتبال زنان در وبلاگ دویچه وله منتشر کند.
یک روز قبل از سفر به آلمان، از طرف وزارت اطلاعات با خانم آهنگرانی تماس گرفته شده و به او گفته شده که به فرودگاه نرود وگرنه در همانجا دستگیر خواهد شد. به همین دلیل وی از سفر به آلمان منصرف شد.
آخرین تماسی که خانم آهنگرانی قبل از دستگیری‌اش با خانواده‌ داشته یک‌شنبه ۱۹ تیرماه حوالی ظهر بوده است. پس از آن دیگر هیچ خبری از او نشد و خانواد‌ه‌اش اعلام کردند که او ناپدید شده است.

اتفاقی که تکرار می‌شود

ناپدیدشدن پگاه آهنگرانی اتفاقی است که چندی پیش‌تر برای مریم مجد عکاس ورزشی، نیز روی داد. او نیز قرار بود برای عکاسی از بازی‌های جام جهانی فوتبال زنان به آلمان بیاید، اما شب قبل از سفرش در منزل خود دستگیر شد.
پگاه آهنگرانی در سال ۲۰۰۹ نیز مشاهدات خود از جشنواره فیلم برلیناله را در وبلاگ دویچه وله منتشر کرده بود. قبل از سفرش به آلمان نیز در‌‌ همان زمان از سوی روزنامه کیهان تهدید شده و درباره او نوشته شده بود که مواظب باشد «وقتی به آلمان می‌رود وطن‌فروشی نکند».
پگاه آهنگرانی در کنار بازیگری فیلم‌های مستند نیز می‌سازد. عنوان آخرین اثر او «ده‌نمکی‌ها» است که به زندگی مسعود ده‌نمکی، از رهبران حزب‌الله که اخیرا به فیلم‌سازی روآورده، می‌پردازد. این فیلم چند هفته پیش در تلویزیون فارسی‌زبان بی‌بی‌سی پخش شد. پگاه آهنگرانی به چند تن از دوستانش گفته بود که به این دلیل توسط وزارت اطلاعات مورد بازخواست قرار گرفته است.
منیژه حکمت، فیلمساز و مادر پگاه آهنگرانی، تا کنون درباره ناپدید شدن دخترش هیچگونه مصاحبه‌ای نکرده و تلاش ما نیز برای گفت‌وگو با او بی‌نتیجه ماند.

 تداوم بازداشت شهروندان بهایی در شهر‌های مختلف


خبرگزاری هرانا – در تداوم برخورد دستگاه‌های امنیتی با شهروندان بهایی بیش از ده نفر در اصفهان و یک تن در بیرجند بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عصر روز سه شنبه ۲۱ تیرماه ماموران اداره اطلاعات اصفهان به یک جلسه مذهبی بهائیان تحت عنوان ضیافت که در منزل یک شهروند بهایی به نام نوید پروینی تشکیل شده بود،
مراجعه کرده و پس از تفتیش منزل و ضبط کامپیو‌تر، کتب و جزوات مذهبی، نوید پروینی را به همراه همسرش نگار سبحانیان، کیوان دهقانی، فرشید بدخش و تعدادی دیگر از شهروندان حاضر در جلسه مذکور (حدود ۱۲ نفر) را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل نمودند.

هم چنین افسانه فردوسیان (همسر کیوان دهقانی) که با دو فرزند چهار ساله و نه ماهه در جلسه مذکور حضور داشته را به دلیل ناآرامی و گریه بچه‌ها با تاکسی به منزل می‌فرستند و از وی می‌خواهند که منتظر تماس آن‌ها باشند.
قابل ذکر است تا این زمان هیچ اطلاعی از بازداشت شدگان مزبور در دست نیست.

از سوی دیگر در همین روز ماموران اداره اطلاعات شهرستان بیرجند به منزل یک شهروند بهایی به نام سعید مختاری مراجعه نموده و پس از تفتیش منزل و ضبط برخی وسایل شخصی و مذهبی، نامبرده را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.

ماموران سپس به محل کسب (فروشگاه لوازم بهداشتی) وی رفته و پس از بازرسی محل و ضبط کامپیو‌تر و بعضی مدارک محل را ترک نمودند.
وکیل امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی: تا کنون اجازه ملاقات با موکلم داده نشده است

علیرغم اعلام و پذیرش وکالت اینجانب از زندانی مزبور در شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران، متأسفانه قریب یک ماه است که درخواست ها و پیگیری های مکرر ما جهت ملاقات با امید به نتیجه ای نرسیده است. علیرغم دستور مساعد شعبه ١٥ دادگاه، به لحاظ دخالت غیرقانونی دادستان تهران تا کنون اجازه ملاقات با موکلم داده نشده است.
این بخشی از اظهارات سعید خلیلی، وکیل امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی با گرایش لیزر در آمریکا، در گفتگو با سایت جرس است.
به گزارش جرس، سعید خلیلی، وکیل دکتر امید کوکبی از نخبگان علمی جهانی در رشته فیزیک لیزر که مدت پنج ماه است به اتهامات امنیتی دربند 350 اوین در بازداشت به سر می برد با اشاره به نزدیک بودن وقت رسیدگی دادگاه و عدم امکان دفاع از متهم در صورت ملاقات نکردنش با وی و در نتیجه بی اطلاع ماندن از دفاعیات و استدلالات زندانی گفت: با توجه به اینکه موکلم در ملاقاتهایی که با خانواده خود داشته از آنچه که در دوران بازجویی و مدت طولانی حبس انفرادی بر وی گذشته است شکایت داشته و واقعاً معلوم نیست  شرایط نگهداری و بازجویی های چگونه بوده است بنابراین و با این وصف قطعاً بدون ملاقات با زندانی و شنیدن اظهاراتش ، دفاع از موکل برای ما میسر نبوده و معلوم نیست که دادگاه چگونه برگزار شود.
خلیلی گفت: طی نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه با گلایه از اقدام دادستان تهران در ممانعت از ملاقات وکلا با موکلینشان ، مشروح قضیه و دلایل غیرقانونی بودن تصمیمات وی را اعلام نموده و تقاضای مداخله ایشان را کرده ایم.
وی با اشاره به اظهار نارضایتی رئیس قوه قضائیه از مصاحبه های وکلا با رسانه ها گفت : در برابر این همه بی قانونی و تضییع حقوق اولیه زندانیان و بی تفاوتی و جوابگو نبودن مسئولین ، وکلا غیر از مصاحبه و اطلاع رسانی چارۀ دیگری ندارند و نباید از این بابت از ایشان گله کرد .
وکیل دکتر کوکبی  با اشاره به نامه اخیر رئیس کانون وکلای مرکز به رئیس دادگستری تهران گفت : خواجه ما در فکر نقش ایوان است ، در حالی که ابتدایی ترین حقوق وکالت و اصول آیین دادرسی نادیده گرفته می شود ، بازرسی نکردن کیف وکلا و یا نگرفتن موبایل ها پیش کش ، شما برای این اوضاع آشفته وکالت فکری بکنید؛ آن بی حرمتی ها قابل تحمل است اما بدون ملاقات با موکل چگونه می توان وکالت کرد ؟
دکتر امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی با گرایش لیزر در دانشگاه تگزاس آمریکا، بهمن ماه سال ۸۹ به هنگام ورود به ایران در فرودگاه بازداشت و به اتهام «ارتباط با دولت متخاصم» و «کسب درآمد نامشروع» یک ماه در بند 209 زندان اوین در انفرادی، و بعد در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد.
امید کوکبی، ترکمن و از اهل سنت است و هیچ گونه سابقه فعالیت سیاسی ندارد.
امید کوکبی از «نخبگان المپیادی ایران»، با کسب رتبه ۲۹ در کنکور در رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد. وی پس از اخذ لیسانس، به آلمان رفته و در آنجا فوق لیسانس می‌گیرد و سپس دکترای خود را در اسپانیا در رشته فیزیک اتمی در گرایش لیزر کسب می‌کند. دکتر امید کوکبی در سال ۲۰۱۰ توانسته از دانشگاه تگزاس آمریکا برای فوق دکترا پذیرش بگیرد.
در بازجویی‌های  کوکبی، از وی سئوال شده چرا دولت آمریکا به تو ویزا می‌دهد؟ وی پاسخ داده چون من دانشجوی آنجا هستم. پرسیده‌اند که هنگام درخواست ویزا در سفارت آمریکا چه چیزی بیان کرده است؟ وی پاسخ داده از دلیل من برای ادامه تحصیل در آنجا سوال کرده‌اند که من گفته‌ام به دلیل علاقه‌ام به این رشته و کمبود امکانات این رشته در ایران به ایلات متحده آمده ام. بر اساس این پاسخ‌ها وزارت اطلاعات کوکبی را به “ارتباط با دولت متخاصم” متهم کرده است.
گفتنی است کوکبی به دلیل دریافت هزینه سفر از سوی دانشگاه تگزاس به «کسب درآمد نامشروع» متهم شده است.
اینک قرار است وی توسط قاضی صلواتی محاکمه شود؛ صلواتی ازجمله سه قاضی دادگاه انقلاب (همراه با قاضی مقیسه و قاضی پیرعباس) است که در صدور احکام سنگین برای متهمان پس از انتخابات، کارنامه ی غریبی از خود بجا گذاشته است.
برگرفته از: دانشجو نیوز
article picture
  
سوء تغذیه دختران ملی پوش کاراته ایران در یونان

سرمربی تیم ملی کاراته بانوان ایران گفته است که اعضای این تیم در سفر به یونان برای شرکت در کاپ جهانی، با کمبود آب و مواد غذایی روبرو بوده اند، اما مسئولان فدراسیون کاراته این گفته ها را تکذیب می کنند
فرحناز اربابی، سرمربی تیم ملی کاراته بانوان ایران به خبرگزاری ایسنا گفته است که بازیکنان این تیم حتی برای خریدن آب آشامیدنی باید از سرپرست تیم خواهش می کردند.

خانم اربابی با اشاره به "سوء تغذیه" بازیکنان تیم ملی در این رقابت ها می گوید: "آن‌ها سه روز تمرین کردند، ولی غذایی نداشتند که بخورند!"سرمربی تیم کاراته بانوان ادامه داد: "من ۲۵ سال در کاراته بودم و هیچ وقت شکایتی نداشتم و هرگز وارد حاشیه نشدم. اولین بار است که به خاطر شرایط حاکم بر تیم ملی اعتراض می‌کنم."

به گفته او، بازیکنان برای دریافت آب؛ باید به سرپرست تیم ملی اصرار می‌کردند!گفته می شود که سرپرست اعزامی که دبیر فدراسیون کاراته هم هست، در یک هتل دیگر و جدا از مجموعه اعزامی اسکان داشته است.سرمربی تیم ملی کاراته زنان ایران می گوید که منتظر پاسخ فدراسیون به انتقادات است: "اگر در رقابت‌های قهرمانی آسیا نیز همین روال باشد و به مشکلاتمان رسیدگی نشود،‌ استعفا می‌دهم."او در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود نزدیکی رقابت‌های قهرمانی آسیا، تیم ملی را به یونان اعزام کردید، گفت: "به ما گفتند برای تثبیت حجاب بانوان باید شرکت کنیم. اگر برای حجاب بود، پس چرا تیم مردان را هم اعزام کردند؟"به گفته فرحناز اربابی، سرپرست تیم در پاسخ به اعتراض بازیکنان گفته است: "پول نداریم و نمی‌توانیم خرج کنیم".اربابی می گوید: "اگر قرار است به خاطر یک مصاحبه اخراجم کنند برایم مهم نیست. من از حق بازیکنانم دفاع می‌کنم".پاسخ فدراسیون کاراته: آب و آب میوه خریدیمدبیر فدراسیون کاراته، در مصاحبه با خبرگزاری فارس، با تکذیب انتقادات مطرح شده، به سرمربی معترض تیم ملی بانوان پاسخ داده است.داریوش قاسمی، دبیر فدراسیون کاراته می گوید: "حدود ۸۵۰ یورو بابت خرید آب و آب‌میوه برای بازیکنان هزینه کردیم و هر چه خواستند خریدیم. نمی‌دانم چرا آن ها به وضعیت رفاهی تیم اعتراض داشتند".او که سرپرستی تیم اعزامی به کاپ آزاد یونان را برعهده داشت، گفت: "با توجه به شرایط بد اقتصادی یونان، اسکان ورزشکاران به صورت اردوگاه برگزار شد. طوری‌که کاراته‌کاران باید در داخل کمپ و در اتاق‌های ۶ تخته می‌خوابیدند و برای گرفتن غذا در صف می‌ایستادند."او اسکان خودش در یک هتل و به دور از بازیکنان تیم ملی که در کمپ بودند را تایید می کند. اما می گوید؛ در دو روز مسابقه در سالن حضور داشته و از نزدیک، مسابقات را تماشا کرده است.
بی بی سی

 article picture
 
اصلاح و اصلاح طلب
کاریکاتور از مهران/خودنویس
 
مصاحبه روز با خانواده قربانیان در سالگرد 
کهریزک


از مجازات مجرمان خبری نیست

فرشته قاضی
فرشته قاضی
f.ghazi(at)roozonline.com

در دومین سالگرد فجایع کهریزک، خانواده های جان باختگان این بازداشتگاه غیرقانونی در مصاحبه با روز اعلام کردند همچنان در انتظار محاکمه آمران فاجعه کهریزک به سر می برند. خانواده های محمد کامرانی و امیر جوادی فر به "روز" گفتند که پس از اعتراض محکومان پرونده دادسرای نظامی به حکم صادره، از سرنوشت این حکم بی خبر هستند و از سوی دیگر همچنان پی گیر و در انتظار محاکمه قضاتی هستند که دستور انتقال معترضان بازداشت شده به کهریزک را صادر کرده بودند.
سعید مرتضوی، حسن حداد و علی اکبر حیدری فر سه قاضی ای هستند که خانواده های جان باختگان بازداشتگاه کهریزک خواستار محاکمه آنها شده اند.
در شهریور ماه سال گذشته محسنی اژه ای، دادستان کل کشور اعلام کرده بود سه مقام قضایی در ارتباط با پرونده کهریزک از سمت خود تعلیق شده‌اند. هرچند او نامی از این سه قاضی نبرد اما جعفری دولت آبادی اعلام کرد که یکی از این قضات سعید مرتضوی است. به گفته دادستان کل کشور، مرتضوی از سمت قضایی خود به عنوان معاون دادستان‌کل معلق شده، اما همچنان به عنوان مشاور محمود احمدی‌نژاد و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز فعالیت می‌کند.
18 تیر ماه 88 معترضان به انتخابات مخدوش 22 خرداد پس از دستگیری به بازداشتگاهی منتقل شدند که در جریان پاکسازی منطقه خاک سفید تهران پارس ساخته شده و از سوی نیروی انتظامی در جریان طرح امنیت و برخورد با کسانی که از نظر پلیس اراذل و اوباش نامیده می شدند، مورد استفاده قرار می گرفت.
معترضانی که به این بازداشتگاه منتقل شده بودند به شدت تحت شکنجه و ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی گزارش ها از تجاوز به برخی زندانیان این بازداشتگاه نیز حکایت دارد. پس از کشته شدن برخی از بازداشت شدگان و ازادی برخی دیگر از کسانی که در این بازداشتگاه بودند قضیه کهریزک علنی شد. بعد از آن بود که آزادشدگان به بیان وقایعی پرداختند که بر آنها در این زندان غیرقانونی گذشته بود.کشته شدن فرزند مشاور محسن رضایی در همین بازداشتگاه باعث شد مساله تا سطح مقامات عالی رتبه نظام نیز کشیده شود. مجلس شورای اسلامی کمیته ای ویژه تشکیل داد و دادستان وقت تهران را مقصر اصلی فاجعه کهریزک معرفی کرد، دادسرای نظامی هم به محاکمه سربازان و افسرانی پرداخت که در کهریزک مشغول خدمت بودند، اما با گذشت دو سال هیچ یک از عاملان و امران اصلی این بازداشتگاه محاکمه و مجازات نشده اند.
جمهوری اسلامی تاکنون مرگ سه تن از قربانیان این بازداشتگاه یعنی محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی فر را رسما پذیرفته اما هیچ توضیحی درباره رامین آقازاده قهرمانی و عباس نجاتی کارگر که بعد از آزادی از این بازداشتگاه و به دلیل شکنجه های صورت گرفته در آن، جان باختند، داده نشده است.

همچنان پی گیر محاکمه هستیم
محمد کامرانی، جوان 18 ساله ای بود که در جریان اعتراضات 18 تیر سال گذشته بازداشت و در حالیکه خود را برای کنکور پزشکی آماده میکرد به دلیل شکنجه و جراحات شدید، در بیمارستان مهر جان باخت.
کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی در گزارشی درباره کهریزک در خصوص نحوه جان باختن محمد کامرانی نوشت: "مرحوم محمد کامرانی پس از دستگیری بدون بازجویی به زندان کهریزک منتقل می شود و در آنجا نیز همچون سایر زندانیان مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار می گیرد. وی تحمل صدمات وارده را نداشته و پس از بازگشت به زندان اوین به بیمارستان لقمان منتقل می شود و در بیمارستان نیز رسیدگی لازم صورت نمی گیرد. وضعیت بحرانی نامبرده پس از ۳۰ ساعت از انتقال به بیمارستان به خانواده وی اطلاع داده می شود. آنها همان شب فرزند خود را به بیمارستان مهر منتقل نموده، اما انتقال ایشان ثمره ای نداشته و وی در بیمارستان مهر جان خود را از دست می دهد".
علی کامرانی، پدر محمد کامرانی پیش از این به "روز" گفته بود که در جریان محاکمه عاملان فاجعه کهریزک در دادسرای نظامی فهمیده بودند که چه فجایعی رخ داده: "زمانی که از زبان بچه ها و سایر کسانی که شاکی بودند و در دادگاه می گفتند چه بلاهایی سرشان آورده اند می شنیدیم تازه فهمیدیم که چه جنایت هایی شده و انگار تازه از خواب بیدار شدیم. خدا ازشان نگذرد. امیدوارم زنده باشم و مجازات تمام کسانی را که در این جنایت ها دست داشتند و آمر بودند ببینم".
او اکنون در مصاحبه با "روز" و در پاسخ به این سئوال که بعد از دو سال هنوز امران فاجعه کهریزک محاکمه وتحت تعقیب قرار نگرفته اند می گوید: ما موظف هستیم پی گیری کنیم و تا جایی که بتوانیم پی گیری خواهیم کرد. ما از ابتدا خواهان معرفی و محاکمه امران بودیم و سال گذشته که از آنها سلب مسئولیت قضایی شد به محاکمه آنها امیدوار شدیم. الان هم همچنان پی گیری میکنیم و انشا الله دعای خیر مردم و یاری خدای منان اجازه نخواهد داد خون بچه های ما پایمال شود. شما هم دعا کنید این مساله به سرانجام برسد.
آقای کامرانی می افزاید: دو سال است که پی گیر هستیم؛ همین پی گیریها باعث شد قضات متهم پرونده تعلیق شوند و باز هم پی گیری خواهیم کرد.
دادسرای نظامی تهران پیش از این 11 متهم پرونده کهریزک را محاکمه و در حکم صادرهدو متهم این پرونده را به اعدام و 9 متهم دیگررا به حبس، شلاق، انفصال از خدمت و پرداخت دیه محکوم کرد. این دادسرای نظامی، سردار رجب زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران در سال 88 را امااز اتهامات وارده تبرئه کرد.
خانواده های قربانیان کهریزک از قصاص نفس دو متهم پرونده گذشت کردند و اکنون پدر محمد کامرانی اشاره می کند که اینک آنها منتظرند پرونده نهایی شده و حکم زندان، انفصال از خدمت و جریمه این محکومان اجرا شود.
آقای کامرانی پیش از این به "روز" گفته بود : "من شخصا اداره کنندگان امور کشور را مسئول می دانم و کسانی که چنین شرایطی را ایجاد کردند. بر اساس گفته های متهمان در دادگاه، این نابسامانی ها به قوه قضائیه و مسئولین وقت قوه قضائیه برمیگردد و امیدوارم دادگاه آنها برگزار شود و این رااز مسئولین نظام هم که در راس امور هستند میخواهم. ایشان به من قول داده اند که حتما آمران به مجازات خواهند رسید. توقع به جای ما از مسئولان نظام این است که با توجه به اظهارات متهمان، حداقل برای اصلاح رویه و تکرار نشدن جرم و مستندات و ادله، حداقل برای اصلاح رویه و تکرار نشدن این جرم و جنایات، اقدام کنند و دادخواهی ما را انجام دهند شاید درصدی روح و روان ما را التیام بخشند. چرا باید چنین مکانی دایر شود؟ چه کسی باید جوابگوی چراهای ما باشد؟ بچه های ما را ناجوانمردانه به شهادت رساندند؛ چه کسی باید به داد ما برسد؟ خدای بزرگ باید به فریاد ما برسد و آمران و عاملان را به سزای اعمالشان برساند".
پدر محمد کامرانی اکنون و بعد از گذشت دوسال از جان باختن فرزندش از مردمی که خانواده اوو سایر قربانیان را تنها نگذاشتند تشکر می کند و می گوید: در طول دو سال گذشته نهایت محبت و همدلی و همراهی را مردم با ما داشتند و این همراهی و همدلی ها به ما قوت قلب بخشید از خدا میخواهم، من که کسی نیستم و قدرتی ندارم، روزی بتوانم کاری کنم و پاسخ این همه محبت را بدهم و از طرفی نگذارم خون عزیزان ما پایمال شود.
او می گوید که برای دومین سالگرد جان باختن فرزندش روز پنج شنبه مراسمی برگزار خواهند کرد.

آمران با کدام قرار تامینی آزاد هستند؟
"من برای یک اعتراض مدنی بیرون رفتم نه سلاح داشتم نه دشنام دادم فقط در سکوت ایستاده بودم. کاری نکردم که از چیزی بترسم، می روم و برمیگردم".
این آخرین جملات یکی از قربانیان بازداشتگاه کهریزک است که روز 18 تیر، ضرب و شتم شدیدنیروهای بسیجی، پس از بازداشت، او راروانه بیمارستان کرد؛ اما او و خانواده اش به احترام قانون و با گمان صدور قرار وثیقه و کفالت از سوی قاضی به دلیل وضعیت نامساعد جسمانی او، به پلیس پیشگیری تهران مراجعه کردند و برخلاف تصورشان حتی فرصت خداحافظی از هم را نیز نیافتند.
۲۵ ساله و دانشجوی رشته مدیریت دانشگاه آزاد قزوین دیگر قربانی بازداشتگاه کهریزک بود. کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی در گزارش خود درباره جان باختن امیر جوادی فر نوشته است: "ایشان در زمان دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و قبل از انتقال به کهریزک مداوا گردیده ولی با این حال نامبرده از لحاظ جسمی ضعیف شده بود و توان مقاومت در برابر صدمات جسمی و روحی بازداشتگاه کهریزک را نداشته است و در چهار روز حضور در کهریزک یک بار به پزشک وظیفه زندان مراجعه کرده که مداوای خاصی نسبت به ایشان انجام نمی پذیرد. به هر حال ایشان با حالت وخیم سوار اتوبوس می شود و در همان آغاز حرکت اتوبوس ها نامبرده وضعیت بحرانی پیدا نموده و در بیرون از اتوبوس جان می دهد".
علی جوادی فر، پدر امیر، روز خاکسپاری فرزندش به روز گفته بود که او فرزندش را به دست قانون سپرد اما جنازه او را تحویل گرفت در حالیکه چند جای بدن فرزندش شکسته بود و....
خانواده آقای جوادی فر همچون خانواده آقای کامرانی بارها اعلام کرده اند که خواهان محاکمه علنی آمران فاجعه کهریزک هستند.اکنون در دومین سالگرد جان باختن امیر، برادر او به "روز" می گوید که در پاسخ به پی گیری های خانواده های قربانیان و وکلای آنها درباره محاکمه آمران پرونده کهریزک، تنها پاسخی که داده می شود این است که "پرونده در مرحله تحقیقات است".
بابک جوادی فر توضیح میدهد: مرداد سال گذشته حکم تعلیق و سلب مصونیت قضایی قضاتی که متهم پرونده هستند صادر شد. بعد از آن وکلای ما و خانواده ها پی گیری که می کنند می گویند پرونده در مرحله تحقیقات است و تا این لحظه قرار مجرمیت برای دادستان تهران و دو قاضی دیگر صادر نشده و همچنان مرحله تحقیقات مقدماتی است. ما خانواده ها هم نمیدانیم این سه نفر با چه قرار تامینی ای آزاد هستند چون اتهاماتی متوجه آنها است که هم در گزارش مجلس شورای اسلامی آمده بود و هم در گزارش سازمان قضایی نیروهای مسلح و با توجه به این اتهامات، نمی دانیم آنها با چه قراری آزاد هستند.
به آقای جوادی فر می گویم چند روز پیش عکس قاضی مرتضوی در کنار محمود احمدی نژاد منتشر شد و او همچنان سمتی دولتی داردو در کنار رئیس دولت است. او می گوید: مرتضوی رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و نماینده رئیس جمهور در این ستاد است؛نمی دانم از نظر قانونی با توجه به اتهاماتی که او دارد آیا می تواند مسئولیت دولتی داشته باشد یا نه. ما انتظار داشتیم حداقل با توجه به گزارش مجلس و شواهدی که وجود دارد و منجر به سلب مصونیت قضایی او شده، او در این پست و مقام نباشد.
بابک جوادی فر تصریح میکند: ما طبق قانون رفتار کردیم امیر را تحویل دادیم و انتظار داشتیم و داریم که در چارچوب قانون با آمران برخورد شود و آنها محاکمه شوند. انتظار ما این است که در یک دادگاه علنی به اتهامات آمران رسیدگی شود و زوایای تاریک پرونده برای همه روشن شود.
برادر امیر جوادی فر سپس درباره سرانجام حکم صادره از سوی دادگاه نظامی برای عاملان پرونده کهریزک می گوید: در این مورد اطلاع دقیقی هنوز نداریم؛ پس از گذشت ما از قصاص نفس، پرونده به دیوان عالی کشور رفته بود و نمیدانیم حکم نهایی برای متهمان انتظامی صادر شده یا خیر.
او پیشتر به "روز" گفته بود: "اعلام کرده اند که همزمان با ضرب و شتم، شرایط نگهداری هم در شهادت بچه ها دخیل بوده است پس باید به این پرداخته شود که چرا بازداشتگاهی وجود داشته که زیر نظرسازمان زندان ها نبوده و بگویند بودجه این بازداشتگاه، توسط کدام نهاد تامین می شده است و اگر غذایی به بچه ها می دادند از کجا تامین می شد؟ آیا مقامات بالاتر خبر داشتند؟ چرا بازداشت شدگان بعد از انتخابات به این بازداشتگاه منتقل شدند؟ همه این مسائل باید در دادگاه انتظامی قضات بررسی شود و ما بی صبرانه منتظر برگزاری این دادگاه هستیم. مساله اساسی این است که اگر دستور قضایی وجود نداشت که بچه ها را به کهریزک منتقل کنند، عملا سایر اتفاقات نمی افتاد و اگر این بچه ها به اوین یا بازداشتگاه دیگری که زیر نظر سازمان زندان ها اداره می شد منتقل می شدند این اتفاقات نمی افتاد. لذا باید هر چه زودتر دادگاه قضات برگزار شود".

پنج شنبه؛ مراسم دومین سالگرد سه قربانی کهریزک
بابک جوادی فر اکنون و در آستانه دومین سالگرد جان باختن برادرش می گوید: "از مردم تشکرمیکنم که در این دو سال در کنار ما بودند و هرجا که رفتیم و هر جا ما را شناختند اظهار محبت کردند. مردم هم پی گیر این پرونده هستند و انتظار ما از مسولان این است که این پرونده ملی به نتیجه برسد و همچنان که می گویند نظام در برابر خطا گذشت نمیکند و هر مسئولی در هر رده ای خطایی کند باید پاسخگو باشد لذا در این پرونده نیز چنین عمل کند. "
از بابک می پرسم امسال مراسم امیر را چگونه برگزار خواهید کرد ؟او می گوید: طبق هر سال در منزلمان مراسم داریم اما علاوه بر آن هر سه خانواده یعنی خانواده ما و خانواده های روح الامینی و کامرانی روز پنج شنبه ساعت 6 در مسجد نور تهران مراسم خواهیم داشت.

در پرونده قضات هیچ اقدامی نشده
محسن روح الامینی، فرزند مشاور محسن رضایی، دیگر قربانی بازداشتگاه کهریزک است که خانواده اش خواهان محاکمه سعید مرتضوی و قضات متهم در پرونده کهریزک هستند.
کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی درباره جان باختن آقای روح الامینی نوشته :"مرحوم روح الامینی در مسیر انتقال از کهریزک به اوین وضعیت وخیمی داشته که هر چه بازداشت شدگان به مأموران محافظ در این خصوص متذکر شده اند، آنان بدون توجه از این مسئله گذشتند. انتقال از کهریزک به اوین با اتوبوس های نامناسب و با ازدحام بسیار زندانیان، آن هم در اوج گرما در ساعت 10 صبح تا 2 بعدازظهر انجام شد و در اوین نیز علیرغم وخیم بودن وضعیت مرحوم روح الامینی از ساعت 14الی 17 در نوبت قرنطینه بوده و در ساعت 17 پزشک وی را جهت مداوا به بیمارستان اعزام نمود".
عبدالحسین روح الامینی، پدر محسن روح الامینی بارها در مصاحبه با نشریات مثلث و خراسان اعلام کرده: درباره بخشی از پرونده کهریزک که مربوط به دادستان سابق تهران و معاون او به عنوان قضات دستور دهنده اعزام بازداشت شدگان به کهریزک بوده، اقدامی انجام نشده است.
او هم خواهان محاکمه آمران فاجعه کهریزک شده و از اینکه سعید مرتضوی در دولت سمتی دارد ابراز تاسف کرده و گفته : انتظار داشتم دولت به احترام خون کشته شدگان جنایت کهریزک از دادن پست به مرتضوی خودداری می‌کرد.
آقای روح الامینی از "آقای مرتضوی و معاون ایشان و همچنین دادیاری که احکام آن‏ها را به دستور دادستان سابق تهران نوشته بود" به عنوان آمران فاجعه کهریزک نام برده و گفته: "چندین ماه است که درخواست تعلیق ایشان در دادسرای انتظامی قضات و کیفر خواستش صادر شده تا محاکمه آنها انجام شود، اما متاسفانه بنا به دلایلی که برای ما معلوم نیست، متوقف مانده است".
مادر محسن روح الامینی هم درباره حکم دادگاه نظامی تهران که دو نفر از عاملان کهریزک را به اعدام و 9 نفر را نیز به زندان، شلاق، انفصال از خدمت و پرداخت دیه محکوم کرده است به هفته نامه مثلث گفته بود: "افرادی که در این قضیه مقصر بودند، به دو دسته آمر و مباشر تقسیم می‏شدند. آنچه تا به حال مورد رسیدگی واقع شده است، در پایین‏ترین سطح قرار دارد. یعنی افراد اجرایی و کسانی که با ضرب و شتم و بی تدبیری منجر به این جنایت شدند، مورد محاکمه قرار گرفتند و امیدواریم از این سطح فراتر برود و تا رده‏های آمر که مسبب اصلی فاجعه کهریزک بودند، پای میز محاکمه بیایند. چون این‏ها با وجود آنکه از فضای آنجا اطلاع داشتند و می‏دانستند چه اتفاقاتی در آنجا رخ داده است، دستور انتقال جوانان را به کهریزک صادر کردند. با توجه به اینکه حکم مربوط به محدوده‏ای است که اتفاق در آنجا روی داده و فقط اجرا کنندگان را در سطح رئیس، افسر نگهبان و … شامل می‏شود نه فراتر از آن، امیدواریم آمران قضیه نیز مانند مباشران مورد محاکمه قرار گیرند".
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin