۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه


هشدار در مورد وضع نگران کننده حشمت الله طبر زدی 
• ۱۲۸ تن از فعالین سیاسی و اجتماعی و ۲۳ نهاد مدنی از دبیر کل سازمان ملل و گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران خواستند به وضع وخیم حشمت اله طبر زدی رسیدگی کنند ...


اخبار روز - گزارش دریافتی: صد و بیست و هشت شخصیت سیاسی، حقوق بشری، نویسنده، شاعر، هنرمند، پزشک، استاد دانشگاه، روزنامه نگار، ناشر و بیست و سه نهاد از سراسر جهان، طی نامه ای به دبیر کل سازمان ملل و گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران خواستار رسیدگی به وضع وخیم زندانی سیاسی آقای حشمت الله طبر زدی و دیگر زندانیان سیاسی شدند:


17 ژوییه 2011
عالی جناب بان کیمون، دبیر کل محترم سازمان ملل متحد

دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران

با احترام ؛
إز شما اقایان درخواست فوری داریم تا إز امکانات خود برای جلوگیری از یک تراژدی دیگر در زندان های ایران جلوگیری کنید.
سلامتی اقای حشمت الله طبرزدی، زندانی سیاسی دیگری که در ١٤ سال گذشته بیشتر عمر خود را در اسارت بسر برده بشدت رو به وخامت است، زیرا مقامات زندان از انتقال او به مرکز درمانی خارج از زندان برای معالجه خودداری می کنند.
بر اساس گزارش همبندان او در زندان رجایی شهر، اخیرا ایشان برای چندمین بار دچار حمله قلبی شده است.
اقای طبرزدی رهبر جبهه دمکراتیک ایران و یکی إز مدافعان سرشناس جنبش دمکراسی خواهی و خشونت پرهیزی در ایران است. او در ٢٧ دسامبر ٢٠٠٩ دوباره دستگیر و به ٨ سال زندان محکوم شد. به گفته آفای طبرزدی، ایشان در گذشته بارها در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تهدید به تجاوز شده تا پای اعترافات دروغین را امضا کند.
ما بشدت نگران افزایش خشونت جمهوری اسلامی ایران بر علیه فعالین سیاسی زندانی هستیم. گزارشات تایید شده و شواهد عینی بسیاری حاکی از اشکال گوناگون نقض حقوق بشر در زندان های ایران از جمله شکنجه، تجاوز و حتی اعدام است.
ما همواره امیدوار بوده ایم تا سازمان ملل، جامعه جهانی را وادار نماید تا برای آزادی تمام زندانیان عقیدتی، جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهد، با توجه به عدم أقدام مذکور ما مجددا تقاضا داریم سازمان ملل متحد شرایطی فراهم آورد تا حکومت جمهوری اسلامی وادار شود بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر که به امضا ایران هم رسیده، فورا برای تمام زندانیان سیاسی امکانات درمان و مراقبتهای پزشکی را فراهم نماید.

با احترام و سپاس فراوان


  افشای جنایت و خشونت در زندان های

 رسمی و غیر رسمی جمهوری اسلامی
article picture
 
یک سردار سپاه و مقام اطلاعاتی جمهوری اسلامی که مسئول بازرسی امنیتی زندان ها بوده،و اخیراً از ایران فرار کرده است. موارد متعدد شکنجه و تجاوز در زندان های جمهوری اسلامی ایران را افشا کرد.

مجله هفتگی "پاری ماچ" در روی جلد شماره اخیر خود، از شکنجه در ایران پرده بر می دارد. این مقاله آنچنان دلخراش است که خواندن آن برای کسانی که روحیه حساسی دارند توصیه نمی شود.
در مقاله مفصل این مجله که با عکس های ناراحت کننده ای از آثار شکنجه بر بدن کشته شدگان و نیز صحنه های تکان دهنده از تحقیر و ضرب و شتم هنگام بازداشت و یا بازجوئی همراه است، می خوانیم که چگونه برای خردکردن مردان زندانی، خواهرانشان در جلوی چشمانشان مورد تجاوز قرار می گیرند. یا از حضور باندهای مافیائی پرده براشته می شود که در جلوی در زندان ها از خانواده های مستأصلی که حاضرند برای آزادی عزیزانشان هرچه دارند بدهند، اخاذی کنند.
مقاله با یاد "ندا" آغاز می شود که اکنون دیگر برای همه غیر ایرانیان نیز شناخته شده است. نویسنده توضیح می دهد که از زمان بپا خاستن مردم و بخصوص دانشجویان سرکوب گسترده به رهبری آیت الله خامنه ای در ایران به راه افتاده است. شکنجه، تجاوز و اعدام در سکوت و بصورت مخفیانه انجام می شود و تنها به خاطر مشکوک شده به افراد، آنها می توانند در این جهنم گرفتار آیند. برخی از قربانیان بسادگی ناپدید شده اند. بعضی شانس بیشتری داشتند و زنده بیرون آمدند اما به شدت از این ماجرا لطمه خورده اند.
"مهین" یکی از این هاست. وی که از اواخر سال 2010 به یکی از کشورهای اسکاندیناوی پناهنده شده است، درحالیکه اشک می ریزد از فجایع زندان می گوید. او از بدو ورود به اروپا تحت درمان فشرده پزشکی است.
می گوید که هیچگاه فعالیت سیاسی نداشته، حتی به موسوی هم رأی نداده زیرا اعتقادی به امکان تغییرات نداشته است. با پدرو مادرش در شهرستان زندگی می کرده و هم و غمش این بوده که رشته پزشکی را به پایان برساند و برای گرفتن تخصص روانپزشکی برای کودکان عقب مانده به خارج بیاید. اما چنانچه به تلخی می گوید، بازی روزگار خود وی را به یک معلول تبدیل کرده است.
مهین تعریف می کند که لباس شخصی ها او را بدون هیچ دلیلی در مقابل نگاه وحشت زده مادرش از خانه برده اند. برادر مهین توسط نیروهای انتظامی جلوی دانشکده امیرکبیر دستگیر شده بود و مهین بعد ها می فهمد که برای شکستن برادرش از او استفاده شده است.
از همان لحظه که با پوشاندن سرش در یک سرپوش پارچه ای که با نوارچسب محکم شده احساس خفگی می کند، می فهمد که به چه جهنمی وارد شده است اما هنوز تصوری از شکنجه واقعی ندارد. با یادآوری این ناباوری، اشک از چشمانش جاری می شود و ادامه می دهد... از بوی خون و صدای ناله ها و سرفه های خشک که تنها ارتباط وی در زندان با زندگی بودند می گوید و باز شکنجه و توهین و این بار به جسم او تجاوز می شود. مهین تعریف می کند که تجاوز جنسی با صدای قرآن خوانی دومرد همراه بوده که مراسم شوم را شرعی می کردند و می گوید که آنها با نام فاطمه زهرا قربانی خود را به خدایشان هدیه کردند و پس از پایان کار بروی او ادرار کردند و رفتند.
این شکنجه در مدت بازداشت چندین بار انجام شد. مهین صدای ناله های برادرش را که التماس می کرد می شنید . می گوید بارها خواسته با کوباندن سرش به دیوار خودش را بکشد.
در نتیجه شکنجه هرچه درمورد برادرش دیکته می کنند، اعتراف می کند.
مهین پس از چهار ماه از زندان بیرون می آید . به برادرش حکم شش سال زندان به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" داده می شود ولی پس از دوسال با قید وثیقه آزاد می گردد.
خبرنگار پاری ماچ با تأکید بر وجود موارد مشابه، به شهادت یک قربانی 21 ساله دیگر اشاره می کند که با چهره پوشیده برای مدافعان حقوق بشر به ضرورت روبرو شدن با ترس و افشای حقایق صحبت کرده است.
در این مقاله به نامه ها و افشاگری هایی که از زندان به خارج راه پیدا می کند هم اشاره می رود.
بخشی از مقاله، به گفتگو با یک سردار سپاه و مقام اطلاعاتی جمهوری اسلامی اختصاص دارد که اخیراً از ایران فرار کرده است. وی که مسئول بازرسی امنیتی زندان ها بوده، شرح می دهد که این بخش از سپاه که چشم و گوش رهبر است، کارش نظارت بر کار مسئولین زندان های رسمی و غیر رسمی کشور است. آنها خودشان هم توسط دستگاه رهبری کنترل می شوند.
این عضو سابق سپاه می گوید که سپاه، دهها فیلم شکنجه را که قرار بوده به خارج فرستاده شود را توقیف کرده است. وی می افزاید که حکم زندانیان قبل از حضور در دادگاه با گذاشتن کد های خاص برابر نامشان از پیش تعیین می شود، مثلاً Z به معنی اعتراف گیری به هروسیلهT یا رقم هشت به معنی شکنجه و اعدام پس از اعتراف است و برای حق برخورداری از قضاوت عادلانه باید خیلی خوش شانس بود.
نویسنده پاری ماچ، از قول سردار فراری انواع شکنجه های به کار برده شده در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی را شرح می دهد. اگرچه این سردار خود را از اجرای این اعمال بری می داند ولی اعتراف می کند که دهها مورد از تجاوز جنسی توسط بطری درسته یا شکسته در مورد دانشجویان زندانی را دیده است. او حتی از تجاوز جنسی به دختر نه ساله یک زندانی به نام محمد خرم شکوه مهندس پتروشیمی در برابر چشمان پدرش حرف می زند که عاجزانه پدر را به کمک می طلبیده است.
می خوانیم که این مهندس نگون بخت بعنوان دشمن، به دار آویخته شد و از سرنوشت دخترش هم اطلاعی در دست نیست.
سردار سابق سپاه از وجود زندانهای مخفی در شهرهای مختلف حکایت می کند که مخوفترین آنها نزدیک فرودگاه مهرآباد قرار دارد. وقتی می خواهند که قتل ها برای ترساندن بقیه برملا شود، زندانی را آزاد می کنند و سپس یک قاتل در ازای آزادی او را می کشد. به گفته این سپاهی، رژیم از سال 2010 تا کنون هرچه بیشتر از جنایتکاران در بازداشتگاه های مخفی خود استفاده می کند. مأمور امنیتی سابق رژیم، از ترس و کناره گیری زندانبانان و شکنجه گران می گوید که به فکر جمع کردن پول و فرار هستند. خود او می خواهد از گذشته اش برگردد و تقاضای بخشش دارد زیرا حتی خواهر خودش پولی را که او بدست می آورد متعفن می داند.
رادیو فرانسه

  روزه !!!



نخور، نیاشام،دود مکن، از مجاورت همسرت دوری کن، ووووو. باید به این حزب سیاسی جنایتکار اسلام گفت، به توچه؟. به توچه مربوط است که من چکار می کنم؟. امروزه هیچ دستگاه و مقامی حتی به گماشتگان، و نوکران خود چنین امر و نهی نمی کند. مرده شور بهشت شما آخوندهای فاسد و هرجایی ببرد که زندگی مردم خردباخته را این چنین جهنم کرده اید.
نخور، نیاشام،دود مکن، از مجاورت همسرت دوری کن، ووووو. باید به این حزب سیاسی جنایتکار اسلام گفت، به توچه؟. به توچه مربوط است که من چکار می کنم؟. امروزه هیچ دستگاه و مقامی حتی به گماشتگان، و نوکران خود چنین امر و نهی نمی کند. مرده شور بهشت شما آخوندهای فاسد و هرجایی ببرد که زندگی مردم خردباخته را این چنین جهنم کرده اید.

ماه رمضان نزدیک است و ایران بینوای ما، در زیر سایه ی شوم اسلام و اعمال مشمئز کننده ی مسلمین، به تنگ آمده است و رمضان تیری دیگر است بر قلب فسرده ی ایران زمین. نگارنده براین باورم که از نظر مزاحمت ها و محدودیت های اجتماعی و زیر پا گذاشتن حقوق انسانی هر فرد، پس از ماه محرّم، ماه رمضان رتبه ی دوم را دارا می باشد.
آن هم به دلیل اینکه یک مشت انسان خرد باخته ی غرق در خرافات، دوست دارند به خودشان گرسنگی دهند و دچار ده ها درد و مرض شوند، هیچ کسی، حق ندارد در کوچه و خیابان چیزی بخورد و یا بیاشامد.
کودکان و خرسالان و پیران، باید از گرسنگی و تشنگی زجر بکشند ولی لب به آب و غذا نزنند چرا که جمعیت مسلمان خردباخته روزه دار مملکت، ناراحت و عصبانی می شوند.
اگر کسی را در حین خوردن و یا آشامیدن، دستگیر کنند، آن شخص مجبور به پرداخت جریمه ی نقدی و همچنین تحمّل هشتاد ضربه شلاق است و یا حبس در زندان به مدّت ده روز تا دو ماه و یا بیشتر است. همواره از بچگی در گوش ما خوانده شده که جلوی چشم آدم روزه دار، چیزی نخورید، چرا که ممکن است فرد روزه دار، وسوسه شود و گناه دارد!.
باید جواب اینگونه مغلطه ها را به این صورت داد که:
اگر شخص با ایمان قوی روزه گرفته و برای دریافت پاداش الله مدینه و همبستر شدن با حوریان و غلامان، حاضر به تحمّل این زجر و شکنجه شده است، پس چرا با دیدن کسی که در حال غذا خوردن است، دست و پایش شل می شود و دلش می خواهد روزه اش را بشکند؟. این چه ایمان و اعتقاد سست و شکننده ایست؟.
و دیگر اینکه اگر شخصی روزه دار است و دیدن غذا خوردن دیگران، او را عذاب می دهد، مشکل اوست و آن شخص می تواند خود را در اتاقی زندانی کند و بیرون نیاید چرا که خوردن و آشامیدن، از حقوق ابتدایی اجتماعی و سلب نشدنی یک فرد هستند و اگر فرد و یا افرادی، به هر دلیلی نمی خواهند غذا بخورند، نباید مزاحم و سوهان روح دیگر افراد حاضر در اجتماع شوند و خود باید فکری به حال خودشان بکنند.
محدود کردن، شکنجه کردن و برخورد قانونی کردن با کسانی که نمی خواهند گرسنگی بکشند، پاک کردن صورت مسئله است و نه پاسخ روشن به پرسش موجود. یکی از مسائل آزار دهنده به دلیل وجود شخص روزه دار در سطح اجتماع، فارغ از مسئله ی محدود کردن دیگران از حق خوردن و آشامیدن و سیگار کشیدن و غیره، ” بوی بد دهان ” شخص روزه دار است که هنگام صحبت کردن و ارتباط کلامی برقرار کردن، بسیار مشمئز کننده است.

این مسئله نه تنها در هنگام صحبت کردن، بلکه حتی زمانی که کنار ایشان در صف نانوایی، در اتوبوس و مترو و مکان های دیگری ایستاده ایم، موجب آزار و ناراحتی همه ی کسانی می شود که روزه نمی گیرند. در رابطه با این امر،آخوند ها و امامان شیاد شیعه، دروغ های شاخداری گفته اند و نگارنده، نمونه ای از این مغلطه های شیطانی را برایتان می آورم.

در کدام دینی، در کدام مرامی، در کدام جامعه ای، و در کدام طریقتی انسان ناچار می شود که برای یک ماه بدن خود را از غذا و آب دوربدارد، و به دهها بیماری مبتلا شود؟. آخوندهای شکمباره و زنباره که همه جهان را در شکم و زیر شکم خو د می بینند، به چه جرأتی، به خود اجازه می دهند که انسان ها را از مواد غذایی محروم سازبد؟ و با چه خیره سری انسان را این چنین مورد شکجنه و آزار قرار ممی دهند؟. امروزه در جهان بافرهنگ هرگز با حیوانات هم چنین روشی اجراء نمی شود.
در کدام دینی، در کدام مرامی، در کدام جامعه ای، و در کدام طریقتی انسان ناچار می شود که برای یک ماه بدن خود را از غذا و آب دوربدارد، و به دهها بیماری مبتلا شود؟. آخوندهای شکمباره و زنباره که همه جهان را در شکم و زیر شکم خو د می بینند، به چه جرأتی، به خود اجازه می دهند که انسان ها را از مواد غذایی محروم سازبد؟ و با چه خیره سری انسان را این چنین مورد شکجنه و آزار قرار ممی دهند؟. امروزه در جهان بافرهنگ هرگز با حیوانات هم چنین روشی اجراء نمی شود.
برگرفته از: وبلاگ فضول محله


سرنوشت نامعلوم زهرا منصوری

سرنوشت نامعلوم زهرا منصوری پس از ۴۵ روز بازداشتاز سرنوشت زهرا منصوری - ۶۰ ساله زندانی محبوس در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین اطلاعی در دست نیست.الهام وحید در گفتگو با گزارشگران هرانا گفت: «مادرم ساعت ۷ صبح روز ۱۳ خرداد ماه با مراجعه ماموران وزارت اطلاعات به منزل پدری‌ام بازداشت شده و از آن زمان تا کنون خانواده‌ام هیچ اطلاعی از وضعیت وی ندارند.»


این زندانی که پس از بازداشت و تفتیش منزل به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است حدود ۲۰ روز پیش با همسرش به صورت تلفنی گفتگوی کوتاهی داشته است.

دختر خانم منصوری در ادامه افزود: «مادرم هیچ‌گاه وارد مسائل سیاسی نبوده است و تنها چند بار با برادرش محمد علی منصوری در زندان رجایی شهر ملاقات داشته است.»

وی در خصوص وضعیت جسمی مادرش به هرانا گفت: «مادرم از بیماری صرع رنج می‌برد و پزشک معالج ایشان گفته است در صورت عدم مصرف دارو‌ها و تشنج خطرات جانی وی را تهدید می‌کند.»

الهام وحید در خصوص آخرین پیگیری‌ها در مورد وضعیت مادرش گفت: «پدر در هفته اول بازداشت روزانه به دادسرای انقلاب و زندان اوین مراجعه می‌کرد که مسئولین زندان از ارائه اطلاعات در خصوص وی اجتناب می‌کردند.»

وی در ادامه گفت: «تن‌ها می‌دانیم مادرم در بند ۲۰۹ زندان اوین است و از وضعیت فعلی وی و اتهام ایشان و روند پرونده قضایی ایشان اطلاعی نداریم.»

محمد علی منصوری زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر به همراه چند تن از زندانیان سیاسی محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ نیز از بیست روز پیش به صورت غیر منتظره به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده‌اند.

تجاوز جمهوری اسلامی ایران به خاک اقلیم کردستان را محکوم می کنیم

نیروهای سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی در پی عملیاتهای گسترده ای که در روزهای اخیر در نوار مرزی آغاز کرده بودند ،امروز بیست و پنجم تیر با نقض قوانین بین کشوری با عبور از خط مرزی وارد خاک اقلیم جنوب کردستان شدند.

شایان ذکر است که این عملیات با شرکت چندین هزار نظامی و با پشتیبانی هلیکوپتر و سلاح های سنگین همچون توپ و تانک در منطقه مرزی "زلی " و "دره کوکە " در جریان است.
این تحرکات نظامی با عکس العمل نیروهای گریلای حزب حیات آزاد کردستان "پژاک" مواجه گشته و سبب درگیری شدید بین نیروهای گریلا و نیروهای نظامی ایران شده است.
این عملیات نقض فاحش اصول حقوق بین الملل، دهن کجی آشکار به مبارزات ملت کرد و شدیدا محکوم است



نانوایان پخت سنتی در خمینی شهر تهدید به اعتصاب یک هفتگی نمودند.
ایران خبر
akse nanva
علت اعتصاب, کاهش سهمیه پخت و شرایط سختی است که برای آنها تعیین شده است.
یکی از نانوایان در این باره گفت, به تازگی از آنها خواسته شده تا ظرف یک ماه از سازمان فنی و حرفه ای در پخت تخصصی خود گواهی نامه بگیرند! علاوه بر این از نانوایان خواسته شده تا خود را با شش کارگر به اداره کار معرفی نمایند. یعنی هر نانوایی باید شش کارگر با حقوق کامل و بیمه استخدام نماید. علاوه بر این ها, ۵شرط دیگر نیز برای این صنف گذاشته شده است. به دنبال این اقدام, نانوایان ضمن نوشتن نامه ای به صنف خود اعلام کرده اند که اگر چنین محدودیت ها و التزاماتی از روی آنها برداشته نشود, یک هفته دست به اعتصاب خواهند زد.

مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی دو هفته در بازداشت


مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی دو هفته در بازداشت
مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی و بازیگر فیلم “تهران من حراج” بازداشت شد.

ایران بریفینگ خبر داد که مرضیه وفامهر، همسر ناصر تقوایی و بازیگر سینما، بیش از دو هفته هست که در بازداشت نیروهای امنیتی به سر میبرد.تا کنون دلیل این بازداشت به خانواده و یا نزدیکان وی اعلام نشده است، اما به نظر می رسد، دلیل بازداشت وی پخش فیلم “تهران من حراج” ساخته گرناز موسوی است، که وی در سکانسی از این فیلم بدون حجاب در فیلم نشان داده شده است.فیلم «تهران من حراج» اولین فیلم زیر زمینی پس از انقلاب بود که بدون مجوز وزارت ارشاد ساخته و در سطح شهر به فروش رسیده بود .

گزارش‌گران بدون مرز: يک سال پس از بازداشت, ٧ وب‌نگار در وضعيتی نگران کننده بسر مي‌برند 

٢٧ و ٢٨ تيرماه ١٣٨٩ هفت وب‌نگار جوان از سوی ماموران وزارت اطلاعات در شهرهای مختلف ايران بازداشت شدند. در سالگرد بازداشت گزارش‌گران بدون مرز با انتشار بخش‌هايی از نامه‌های ارسال شده برای ناوی پيلاى کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و آيت‌الله صادق آملی لاريجانی رئيس قوه قضاييه در بهمن ماه سال گذشته، بار ديگر خواهان آزادی اين وب‌نگاران و همه روز‌نامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی است.

« ايمان مسجدی ، امير لطيفی ، محمدرضا گلی زاده ، لادن مستوفی مآب ، هانيه صانع فرشي، حجت نيكويی و سپهر ابراهيمی در تاريخ ٢٧ و ٢٨ تيرماه ١٣٨٩ از سوی ماموران وزارت اطلاعات در شهرهای مختلف ايران بازداشت شده‌اند.

«اين دانشجويان جوان که بين ١٩ تا ٢٧ سال سن دارند، به "توهين به مقدسات ، تبليغ عليه نظام، اقدام عليه نظام ، سب النبی ، محاربه و ...." متهم شده‌اند. اتهاماتی که بنا بر قانون مجازات اسلامی مي‌توانند به صدور احکام سنگين و به ويژه اعدام عليه آنها منجر شوند.
انها در تاريخ ٢٧ فروردين در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه شدند. وکلا و خانواده‌های آنها اخيرا از آرای صادره عليه انها مطلع شده‌اند، با آنکه خوشبختانه طرح دو اتهام سنگين "سب النبی ، محاربه" عليه آنها منتفی شده است، اما اين جوانان به احکامی ناعادلانه و سنگين محکوم شده‌اند. ايمان مسجدی و سپهر ابراهيمی هر کدام به هشت سال زندان، محمدرضا گلي‌زاده، هانيه صاتع فرشي، به هفت سال زندان، حجت نيكويی و لادن مستوفی مآب به پنج سال زندان و امير لطيفی به هفت سال زندان و ٧٤ صربه شلاق محکوم شده‌اند.
«اين افراد پس از بازداشت تا چندين ماه در سلول‌های انفرادی نگاهداری شده و از سوی بازجويان وزارت اطلاعات برای اعتراف به عضويت در شبکه‌های "ضد اديان و کفارآميز" تحت فشار قرار گرفته و مجبور به اعتراف شده‌اند. متاسفانه اين اعترافات فاقد اعتبار قانونی از سوی بازجويان عليه آنها و در تائيد اتهامات وارده مورد استفاده قرار گرفته است. لازم به يادآوری است که در همه‌ی مدت بازداشت اين افراد اجازه ملاقات با خانواده و يا وکلای خود را نداشته‌اند. »
يک سال پس از دستگيری ،شرايط بازداشت اين وب‌نگاران بسيار نگران گننده است. در حالی از نظر جسمی و روحی به شدت ضعيف و بيمار هستند: لادن مستوفی مآب و هانيه صانع فرشی در بند متادون زندان اوين، محمدرضا گلي‌زاده و ايمان مسجدی در بند ٣٥٠ زندان اوين، حجت نيكويي، سپهر ابراهيمی و امير لطيفی در زندان مخوف رجايی شهر و در بند زندانيان عادی زندانی هستند . اين زندان به دليل موارد متعدد قتل، تجاوز و شکنجه يکی از خطرناکترين زندان‌های ايران است. برخی از اين زندانيان از سوی زندانيان عادی مورد حمله قرار گرفته و زخمی شده اند.
در ايران زندانيان از حقوق اوليه خود بهرمند نيستند و به ويژه از درمان پزشکی محروم هستند. وب‌نگار زندانی حسين رونقی مالکی از جمله اين زندانيان است، وی در تاريخ ١١ مهرماه ١٣٨٩ از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به ١٥ سال زندان محکوم شد. اين وب‌نگار بيش از سيصد روز را در سلول انفرادی بسر برده است. حسين رونقی ملکی به شدت بيمار است، عليرغم عمل جراحی بر روی کليه و نياز به مراقبت‌های پزشکی ويژه، مقامات قضايی و بازجويان وزارت اطلاعات از دادن مرخصی به وی که حق قانونی همه زندانيان است ممانعت مي‌کنند.
صدور احکام سنگين برای وب‌نگاران يکی ديگر از مشخصه‌های عدم رعايت حقوق زندانيان است. در بهمن ماه ١٣٨٩ حکم اعدام سعيد ملک‌پور و وحيد اصغري، از سوی دو شعبه مختلف دادگاه انقلاب اسلامی تهران و در پی محاکمه‌ای ناعادلانه با اتهام "مفسد فی الارض" صادر و برای تاييد به ديوان عالی كشور ارسال شده است. در تاريخ ١٥ خرداد سال جاری حکم اعدام سعيد ملک‌پور از سوی ديوان عالی کشور لغو اما همچنان در زندان است. نويد خانجانی دانشجوی جوان و وب‌نگار نيز در بهمن ماه ١٣٨٩به دوازده سال زندان محکوم شد. سخی ريگی وبلاگ‌نويس "بلوجستان سرافراز" در تاريخ ٢٨ خرداد ١٣٨٨ در زاهدان بازداشت و با اتهاماتی چون " نشر اکاذيب و اقدام عليه امنيت ملی" به بيست سال زندان، سنگين ترين حکم صادر شده عليه يک وبلاگ نويس در ايران، محکوم شده است.
گزارشگران بدون مرز يادآور مي‌شود ايران با دارا بودن قوانينی آزادی ستيز در عرصه ازادی بيان، با ٢٢ روزنامه‌نگار و ١٦ وب‌نگار زندانی در ميان ١٧٨ کشور جهان در رده ١٧٥ رده بندی سالانه‌ی گزارشگران بدون مرز و از جمله در فهرست "کشورهای دشمن اينترنت" گزارشگران بدون مرز است.

گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللى دفاع از روزنامه نگاران زندانى و آزادی مطبوعات بر مبنای اصل ١٩ اعلاميه جهانی حقوق بشر است 

آگهی استخدام جانشین رهبر!

با توجه به اینکه مقام امانت و عمر دست خداست، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حوزه مقاومت بسیج، با توجه به احتمالات قریب به یقین، از میان کلیه‌ حوزویان دارای درجه‌ی حجه الاسلامی و بالاتر برای جانشینی مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا داوطلب می‌پذیرد. داوطلبان علاوه بر داشتن شرایط مندرج در قانون اساسی و همچنین احراز صلاحیت‌های عمومی برای خدمت در پستهای حکومتی باید واجد شرایط زیر باشند:
1. اعتقاد و التزام عملی به برتری پاسداران اسلام نسبت به علما.
2. اعتقاد و التزام عملی به داشتن «دشمن» یا «فرض وجود آن»
3. اعتقاد و التزام عملی به مخارج «پاسداری از اسلام»
4. اعتقاد و التزام عملی به سپردن تاسیس و بهره‌برداری از کارخانجات و راه‌ها و سدها و اسکله‌ها و ...، خدمات مخابراتی و اینترنت، شرکت‌های تابعه وزارت نفت و ... در اختیار جان برکفان این نیرو.
5. اعتقاد و التزام عملی به قرار داشتن سه قوه‌ مستقل کشور و جانشین معظم‌له متوفی و دم و دستگاه ایشان در زیرمجموعه‌ سپاه.
ستاد فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حوزه مقاومت بسیج.
از : جاوید فرداد
فاطي كماندوهاي نظام طرح جدید گشت ارشاد، برای مبارزه 
با بد حجابی را به اجرا در مي آوردند

 



۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه




مينا احدى: خودمان ميخواهيم سنگسار شويم! اصلاح طلبان و جنايتي به اسم سنگسار


به مناسبت ۱۱ ژوئيه روز جهاني عليه سنگسار

۱۱ ژوئيه ۲۰۰۱ زندان اوين:
مريم ايوبي براي آخرين بار آسمان مه گرفته تهران را در زندان اوين نگاه ميکند و از ترس بيهوش ميشود. به او چند لحظه قبل گفته اند که غسل کند و آماده سنگسار شدن باشد. مريم چند سالي بود که در زندان اوين بود و با کابوس سنگسار شدن دست و پنجه نرم ميکرد. با يکي از هم سلولهاي مريم ايوبي که بعدها به آلمان پناهنده شد٬ گفتگو کردم و او برايم گفت که مريم مهربان و ساده و آرام بود. او را دستگير کردند و در روزنامه هاي آنزمان نوشتند که همسرش را با همدستي يک مرد به قتل رسانده و با اين مرد رابطه جنسي خارج از ازدواج داشته است. همسر مريم از مقامات حکومت اسلامي بود!
مريم کارمند شرکت نفت بود و به اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج که امري کاملا خصوصي است٬ بايد سنگسار ميشد.
وقتي يک زن دست روي همسرش بلند کند٬ وقتي يک زن از حقش دفاع کند٬ وقتي يک زن حجابش را رعايت نکند و در مقابل سيستم و قوانين اسلامي بايستد٬ به اشد مجازات محکوم ميشود. اينجا حکومت اسلامي ايران است!
مريم به دليل رابطه جنسي خارج از ازدواج٬ به اتهام "خيانت" به همسرش و يا خيانت به "ناموس مردان" ٬ به اشد مجازات محکوم شد٬ براي زهر چشم کرفتن از زنان و کل جامعه او را ۱۱ ژوئيه ۲۰۰۱ در حاليکه از ترس بيهوش شده بود٬ با برانکارد به محل اجراي مراسم سنگسار آورده و برادران پاسدار با پرتاب سنگ او را زجر کش کردند. مردي که متهم به قتل همسر مريم بود٬ اعدام شد.
اين واقعه در دوره حاکميت " قهرمان" اصلاح طلبي آقاي خاتمي اتفاق افتاد. در همان سال ۲۰۰۱ ما کميته بين المللي عليه سنگسار را بنيان گذاشتيم و با کمپين نجات مريم ايوبي٬ اين کميته متولد شد. کميته اي که با درد و خون متولد شد. از سراسر دنيا به حکم جنايتکارانه سنگسار مريم٬ مادر دو کودک ۶ و ۸ ساله ٬ مادر دو پسر زيبا و کوچک ٬ اعتراضات زيادي شد. در يک دانشگاه در ترکيه ٣۰۰ دانشجو يک نامه اعتراضي براي خاتمي و شرکا فرستادند و معاون پارلمان آلمان خانم بله س ٬ نامه اعتراضي شديداللحني براي سران حکومت اسلامي فرستاد و اجراي حکم يکبار به تعويق افتاد. يک روز سرد پائيزي ٬ در محل کارم در شهر کلن آلمان٬ تلفنم به صدا در آمد و از آنسوي خط٬ زني گفت: از دفتر آقاي خاتمي با شما تماس ميگيرم.. از من سوال کرد: خانم مينا احدي هستيد؟ ... بله بفرمائيد... و صداي زن جوان از آنسوي خط عصبي تر شده و به من گفت: خانم شما وکيل زنان ايران هستيد؟ زياد متوجه نشدم منظورش چيست٬ پرسيدم منظورتان چيه؟ منظورم اينه که وکيل مريم ايوبي هستيد که در دنيا سر و صدا ميکنيد به شما چه که در ايران سنگسار هست٬ ما خودمان ميخواهيم سنگسار باشد. پاسخش را ميدهم. بله من وکيل زنان ايران هستم٬ بويژه وکيل زنان محکوم به سنگسار٬ من نميخواهم بگذارم زن را تاسينه در خاک فرو کرده و بيشرمانه سنگسار کنيد اين جنايت است. به شما چه که کسي رابطه خارج از ازدواج دارد يانه.
ميگويد : فکر نکنيد که من بيسوادم. من در آلمان هم بوده ام و ميدانم در اروپا چه خبر است. من متاهلم ولي خودم ميخواهم اگر به همسرم خيانت کردم مجازات شوم... پاسخ ميدهم شما هر کاري ميخواهيد با خودتان بکنيد مختاريد ولي اجازه نداريد مردم را شکنجه و آزار دهيد و اين ساديسم را قانون اعلام کنيد. به رهبرتان و به خاتمي و به همه اطرافيان بگوييد ما نميگذاريم اين وحشيگري را ادامه دهيد.. . گوشي را ميگذارم ...
ساعت چهار بعد از ظهر روز ۱۱ ژوئيه در لندن هستم ٬ در منزل يکي ازدوستانم در آشپزخانه نشسته و کافه ميخوريم خبر را از راديو اسرائيل مي شنوم. امروز صبح يک زن به اسم مريم ايوبي در زندان اوين سنگسار شد... با صداي بلند گريه ميکنم. چطور ممکنست ؟؟؟.. ياد قيافه رهبران اکثريت و حزب توده و اصلاح طلبان و برخي فعالين سياسي در خارج از کشور مي افتم که براي خاتمي سينه چاک ميکنند و در مقابل سفارتخانه هاي رژيم براي راي دادن به او صف ميکشند و امروز نميدانم چرا قيافه مسيح علي نژاد در ذهنم نقش بسته و بعضا فکر ميکنم شايد او بود با من پشت تلفن٬ جر و بحث ميکرد و از اصلاحات در ايران و فراگيري مدارا در دوره خاتمي دفاع ميکرد!!!
برلين- کنفرانس عليه سنگسار ۱۰ دسامبر ۲۰۰۲
به دعوت بنياد هاينريش بل٬ در برلين در کنفرانسي عليه سنگسار شرکت ميکنم. نمايندگان عفو بين الملل٬ سازمان جهاني عليه شکنجه٬ سازمان تره ده فام و نهادهاي ديگري در آنجا حضور دارند. بحث روز جهاني عليه سنگسار در آنجا مطرح ميشود. چه روزي بايد روز جهاني عليه سنگسار باشد. روز نجات آمنه لاوال از سنگسار در نيجريه ٬ روز سنگسار يک زن در افغانستان٬ روز اعلام حکومت اسلامي در ايران و... اينها پيشنهادهايي است که مطرح است.
پيشنهاد من روزي است که معطوف به ايران باشد چرا که بيشترين سنگسارها در اين دوره در ايران انجام شده٬ و بسيار مهم است روزي را انتخاب کنيم که يک زن سنگسار شده باشد چرا که اين طوري عمق وحشيگري و بربريتي را نشان ميدهيم که متاسفانه تعداد زيادي را قرباني کرده است. من پيشنهاد ۱۱ ژوئيه روز سنگسار شدن مريم ايوبي در ايران و در دوره اصلاح طلبان يعني رياست جمهوري خاتمي را ميدهم. و اين روز تصويب ميشود. اميد ما اينست که در سالهاي آينده و در آينده دور٬ همواره در اين روز کارخانه ها يک دقيقه از حرکت بيايستند و ساعتها يک دقيقه تيک تيک نکنند و همه مردم دنيا يک دقيقه به ياد قربانيان سنگسار سکوت کنند و ياد اين عزيزان را که هيچ جرمي نداشته اند٬ جز اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج که امري است کاملا شخصي چنين بيرحمانه به قتل رسيده اند.
۱۱ ژوئيه ۲۰۱۱ دنيا به پا خاست و اعلام کرد٬ نه به سنگسار در همه جا
از طرف نهاد ايران سوليدارتي٬ قانون برابر براي همه و کميته بين المللي عليه سنگسار سه هفته قبل فراخوان داده و از دنيا دعوت کرديم به سنگسارها در روز ۱۱ ژوئيه روز جهاني عليه سنگسار اعتراض کنند.
يک روز بعد از انتشار علني اين فراخوان ريچارد داوکينز در سايت خود از اين فراخوان دفاع کرد و گفت : مريم نمازي يکي از فراخوان دهندگان اين حرکت جهاني است . مريم يک زن فوق العاده و يک چهره مهم دفاع از حقوق زنان تحت ستم در کشورهاي اسلام زده است.
فراخوان ما دو روز بعد در واشنگتن پست چاپ شد. و بتدريج موجي از حمايت و همبستگي به اين فراخوان جلب شد.
در شهرهاي پاريس٬ لندن٬ فرانکفورت٬ کلن٬ ونکور٬برلين٬ اوتاوا٬ مالمو٬ واشنگتن و.. ميتينگهايي برپا شد. در شهر سقز هزار عدد اطلاعيه روز جهاني عليه سنگسار پخش شد.
دولت انگليس اعلام کرد که خليل اللهي دادستان سکينه محمدي آشتياني در ليست تحريم شدگان از سوي دولت انگليس است . مالک اژدر شريفي دادستان استان آذربايجان شرقي با عجله و دستپاچه گفت. سکينه مرخصي رفته و در مراسم عزاداري مادرش شرکت کرده و حالش خوب است و از امکانات خوبي در زندان برخورد دار است... يکبار ديگر توجه ها به سکينه و سنگسارها و به جنايات حکومت اسلامي ايران جلب شد. يکبا رديگر موجي از همبستگي نثار سکينه و موجي از نفرت نثار سران حکومت اسلامي شد.
پيامهاي همبستگي از جمله از روسل بلاکفورد نويسنده و فيلسوف٬ هارتموت کراوس مارکسيست آلماني٬ آن بروسل نماينده پارلمان اروپا٬ سونيا اگريکس رئيس جامعه بين المللي آتيست ها که نمايندگي ۱۰۰ سازمان آتئيست در چهل کشور جهان را ميکند٬ از پروفسور" اودو شوکلنکس" از اونتاريو استاد کرسي پژوهشي فلسفه٬ هل مرت بريسک نويسنده٬ سازمان بزرگ ابتکار فمينيستي اروپا٬ اشتفن لاو از موسسه سلطنتي فلسفه٬ جرج برد هيت معاون انجمن همجنسگرايان اومانيست انگليس٬ مهوش علاسوندي مادر محمد و عبدالله فتحي٬ سيروس نورسته کارگردان فيلم سنگسار ثريا ميم٬ آنتوني توماس کارگردان فيلم براي ندا٬ نهاد آتيستها و اومانيستها از امريکا٬ فرد ادواردمدير ملي در نهاد ائتلاف بين المللي خردمندان٬ مگ هيکسن فعال مدافع حقوق بشر٬ اوپليا بنسون سردبير نشريه اومانيستها و تعداد ديگري از شخصيت هاي سرشناس بين المللي بود.
استقبال از اين روز بسيار زياد بود چرا که از يکسال قبل توجه ها در دنيا به سوي ايران و سکينه محمدي آشتياني و سنگسار جلب شده است. عکس سکينه امروز در دنيا نماد اعتراض به سنگسار است و در دفاع از سکينه ميليونها نفر طومار اعتراضي امضا کرده و در صدها شهر اعتراض و تظاهرات سازمان يافته است.
بر شانه هاي کمپين گسترده و موفق امسال در اعتراض به حکم سنگسار سکينه محمدي آشتياني٬ امسال روز جهاني عليه سنگسار را با شکوه تر از هميشه برگزار کرديم. بايد بکوشيم اين روز را در همه جا تثبيت بکنيم. آيندگان بايد بدانند که ما متحدانه به پا خاسته و نقطه پاياني به اين وحشيگري و بربريت اسلامي گذاشتيم. روز جهاني عليه سنگسار سمبل اعتراض ما به اين جنايت بيشرمانه بود.
بدين وسيله از همه عزيزاني که در اقصي نقاط جهان در اين روز برنامه هاي اعتراضي سازمان داده٬ پيام همبستگي داده و يا پوستر و پلاکارد تهيه کرده و يا به ياد سکينه آهنگ اجرا کرده و براي نجات سکينه و همه محکومين به سنگسار و براي ممنوعيت سنگسار در همه جا تلاش کردند٬ صميمانه تشکر ميکنيم.


Mina Ahadi
International Committee against Execution
International Committee against Stoning
Tel: 0049 (0) 1775692413
http://notonemoreexecution.org
http://stopstonningnow.com/wpress/

شجاعت مهدیه گلرو فعال دانشجویی که به خاطر همين جمله 2سال را در زندان سپري كرد :
 سکوت نکنید اگر امروز سکوت کنید فردا سر شما دادميزنند.

مهر کف دست برای آزادی خوش پوشان!!!
نوشتهٔ زیر رو از وبلاگ ستوان دو دیدم و چون می‌خواستم سرگذشت خودمم اضافه کنم تو بلاگ خودم هم قرارش دادم
من هم پارسال با این برخوردها و توهینات روبرو شدم. منو به همراه همسرم اول به جرم اینکه با پسر هستی‌, بعدش که نشد گیر بدن بخاطر مدارک ازدواج , به جرم  "بی‌حجاب" بردن وزرأ! انگار قاتل گرفتن. یه پلاک میندازن گردنت، اسمتم میدن دستت، بدم انگشت میزنیو،... .  بهمون میگفتن براتون لباس بیارن. مثلا اگه آستینت کوتاه بود، بعدش که همراهت برات مانتو می‌‌آورد، اون مانتو کوتاهرو میدادن قیچی کنیم که مثلا بگن ما برنمیدریم. منم چون پوششم بد نبود زیر بار نرفتم گفتم پول ندارم یکی‌ دیگه بخرم، مانتو‌ام واقعا بی‌ ایراده، گفتم می‌مونم، خواهرای زینب چون داشت پستشون عوض میشد گفتن خوب یه کارتی چیزی بده برو ما نمیتونیم بمونیم بخاطر تو. من از سر لج حاضر شدم کارت دانشگاهمو بدم، که بعدا مانتومو بیرم بدم کارتمو پس بگیرم. همسرم که از جریان خبر نداشت جورابشو در اورد بود فرستاده بود داخل برام فکر میکرد شاید گفتن جوراب پا نیست چرا!!! خلاصه بعدا رفتم یه مانتو بردمو دادم کارتمو پس گرفتم :)
الان پیشرفت کردن مهر ترخیص میزنن کف دست!!!


عکسی که بعد از رهایی همسرم از دست گشت ارشاد گرفتم

امروز به اتفاق خانمم رفتیم بیرون. گشت ارشاد گیر داد به همسرم که لباس شما نامناسبه و از این حرفا.خلاصه سرتونو درد نمیارم.(مفصلش رو بعدا مینویسم).یه تعداد خانم رو که سوار ون کرده بودن بردن کلانتری.همسر منم بینشون بود.اونجا بعد از کلی چک وچونه و تعهد وداد بیداد و...آزادش کردیم. نکته جالب و البته خجالت آورش اینجا بود که هر خانمی رو که گرفته بودن. مثل این جنایتکارا مینشوندنش رو صندلی. یه پلاک گردنش مینداختن و ازش عکس میگرفتن. و البته نکته تاسف بارش این بود که به خانمایی که آزاد میشدن، برگ خروج نمیدادن. بلکه کف دستشون یه مهر میزدن (یه آن یاد داغ کردن پیشونی افتادم که چند قرن پیش با مجرما این کارو میکردن).
بعد این که خانمم از بازداشتگاه اومد بیرون. نه تنها ناراحت نبود بلکه میگفت. سری بعدم همینجوری لباس میپوشم ببینم چه غلطی میخوان بکنن. بعدم که بهم گفت با گوشیت از دستم عکس بگیر. میخوام در آینده به بچه هام نشون بدم تو چه جامعه ای زندگی میکردیم.اینم عکسی که جلوی کلانتری از دست همسرم گرفتم







مهدی یعقوبی - من زن ایرانیم

بد حجابم، بدحجابم، بی حجاب



من زن ایرانی ام جوشیده از شعر و شراب
خم نخواهد شد سرم هرگز به قانون حجاب
پایه ی اسلامتان را ای امام جمعه ها
می کنم با تار مویی من خراب اندر خراب
گور بابای شما بر جد و آبای شما
از جهنم تا بهشت و وحشت و رنج و عذاب
ننگ و نفرت بادتان ای کرکسان ، شادی کشان
زن به چشمان شما شد برده ای در رختخواب
روی لب الله و اکبر سنگسارم کرده اید
تا گلو در خاکها ای قاتلان آفتاب
روسری را در خیابان قعر آتش افکنم
گیسوان را میدهم شادی کنان من پیچ و تاب
میروم در ساحل دریا کمی عریان شوم
پیکر زیبای خود را تا زنم رقصان بر آب
لب بگیرم از لب معشوق خود در کوچه ها
شیخکان را افکنم با بوسه ها در اضطراب
تو چه دانی آیت الله پشمکی از شور و حال
کشک خود را زیر ماتحتت سر منبر بساب
من زنم زن مذهبم تنها جهان آزادی است
می گشایم بال و پر در آسمانها چون عقاب
آن سبو بشکست و آن پیمانه ها بر خاک ریخت
مرد سالاری شده در گور ای عالیجناب
من زن ایرانی ام جوشیده از شعر و شراب
خم نخواهد شد سرم هرگز به قانون حجاب


آخرین تصاویر از برخورد با بدحجابی



article picture
  توهین سایت وابسته به سپاه پاسداران به بانوان ایران
 
کاریکاتور خبر گزاری فارس ، وابسته به سپاه چپاولگر پاسداران
سارا فنائیان :آیا بگوئیم وقاحت را از حد گذرانده اند حق مطلب را ادا کرده ایم؟
خیر.
یک سیستم، یک نظام، رسما به زنان جامعۀ ما اعلام جنگ داده است و ما عجیب خاموشیم
فقط کوره های آدم سوزی مانده که برپا کنند و زنان را دسته دسته بسوزانند
زندانها پر از است زنان فعال سیاسی ، هنرمند، وکیل، خبرنگار ، شاعر که در واقع و در وحلۀ اول به جرم زن
بودنشان در زندان هستند متجاوزین گروهی در کل کشور جولان میدهند
سگهای ارشاد زنجیر پاره کرده اند
روزی نیست که آیت اللهی ، زهرماری ، مرتجعی گلوی خود را علیه ما زنان پاره نکند
به این کاریکاتور توهین آمیز نگاه کنید! آیا فقط توهینهای قومی و مذهبی ظرفیت اعتراض وسیع مردم را دارا هستند؟
مگر بیش از نیمی از جامعه زنان نیستند؟ مگر توهین به زنان توهین به کل جامعه نیست؟
بدا بحال جامعه ای که چنین توهین عظیمی را متحمل شود و سکوت کند. اعتراض نکند
ساختمان خبرگزاری فارس باید با خاک یکسان میشد.
چرا ما باید اینچنین تن به خفت بدهیم؟ چرا توی دهن این رژیم نمیزنیم؟
این کاریکاتور مایۀ شرم همۀ ماست
آیا من در سر دادن شعار مرگ بر جمهوری اسلامی تنها هستم؟
سارا فنائیان، فیس بوک


دیپورت هرگز!
همانطور که اطلاع دارید بعد از انفجار قبرس، مأمورین دولت قبرس
 پناهجویان ایرانی در بازداشتگاه لارناکا را وحشیانه
مورد ضرب و شتم قرار داده با باتوم، و پنجه بوکس و غیره دست و پا خورد کرده اند. آنها را سگهای ولگرد و مسئولین این      
انفجار خواندند. در میان پناهجویان یک پیرمرد بهایی ۷۲ ساله هم وجود دارد. دولت قبرس که میداند این بار بر خلاف جنایت‌های قبلی‌ مچش باز میشود بطور کاملا غیر قانونی و ناگهان تصمیم به دیپورت مجروحین گرفته است  و قرار است این اقدام کاملا غیر قانونی را امروز ساعت ۱۸:۳۰ به اجرا بگذارد. این جنایت است. پرونده دولت قبرس پر است از سرکوب و تجاوز و نژاد پرستی‌ و بازداشت‌های غیر قانونی و همکاری با تروریست‌های اسلامی بر علیه پناهجویان. ما آعضا ائتلاف علیرغم محدویت زمانی‌ مشغول فعالیت‌های برای جلوگیری از این جنایت دولت قبرس هستیم، تعدادی از پناهجویان در حال حاضر به سمت فرودگاه در حرکت هستن که به این جنایت و وحشیگری دولت قبرس اعتراض کنند.
هر گونه کمکی‌ در این زمینه و از جمله پخش گسترده خبر کمک بزرگی‌ است
قوی‌ترین مرد ایران و جهان به قتل رسید 

قوی‌ترین مرد جهان بر اثر حمله برخی افراد ناشناس در منطقه حصارک کرج به قتل رسید.



به گزارش آخرین نیوز به نقل از برنا، روح الله داداشی قوی‌ترین مرد ایران و جهان که در دو دوره
 مسابقات مردان آهنین به مقام قهرمانی رسیده بود و قهرمانی رقابت های جهانی را در کارنامه
 خود داشت به قتل رسید.

داداشی شب گذشته بر اثر ضربات چاقو  توسط عده ای ناشناس به قتل رسید.

پس از درگیری و مجروح شدن داداشی، وی به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شد اما
 تلاش پزشکان بی نتیجه ماند و وی بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin